۱۳۸۷/۰۹/۱۷

نظم نوین جهانی در مصاحبه با دكتر سعيد شمس



صلاح‌الدین بایزیدی


دكتر سعيد شمس متولد روستاي «باجه‌وند» واقع در منطقه‌ي آختاچي مهاباد است. تحصيلات ابتدايي را در سنندج و خوزستان به اتمام رسانيده است. بعدها در تهران و قزوين به ادامه‌ي تحصيل مشغول گشته و با فعاليت در سازمان فدائيان خلق، مشاورت كميته مركزي اين سازمان را بر عهده مي‌گيرد. ابتداي دهه‌ي نود به اروپا مهاجرت كرده و ساكن انگلستان مي‌گردد. به ادامه تحصيل در جامعه‌شناسي پرداخته و اواخر دهه‌ي 80 از رساله‌ي دكتري خود با عنوان 'ناسيوناليسم، اسلام سياسي و مسئله ملي كرد در اواخر قرن بيستم' دفاع مي‌نمايد. اين تز قرائتي جامعه شناختي ـ تاريخي بر مباني ديدگاههاي فوكو مي‌باشد. وي اكنون استاد آكادمي سلطنتي لندن مي‌باشد.


آقاي دكتر، از تعريف نظم (سيستم) نوين جهاني شروع مي‌نماييم، بنظر شما ارتباط مسئله كرد با نظم نوين جهاني و سرنوشت كرد بعد از فروپاشي سيستم دوقطبي، چگونه تبيين مي‌گردد؟

سؤال بسيار مهمي است و احتمالاً نيز نتوانيم در اين زمان كم، تمامي ابعاد آن را مورد بررسي قرار دهيم؛ چرا كه از همان ابتداي خاتمه‌ي جنگ جهاني اول كه مسئله كرد در جايگاه مسئله‌ي دولت ـ ملت خود را مطرح مي‌نمايد، مسئله‌ي كرد نيز ابعاد بين‌المللي بخود مي‌گيرد. از همان زمان نيز جستجوي راه حلي براي مسئله‌ي كرد به بخشي مهم يا محركه‌اي مهم براي سيستم بين‌المللي تلقي مي‌گرديده است. اگر از آن زمان تا به كنون، به تاريخ خود نظري افكنيم، حداقل مي‌توان گفت كه، كرد در سه مقطع [مهم] در تلاش براي ايجاد و [استقرار] كيان و سروري مستقل كردي برآمده است. اولين مقطع، بعد از اتمام جنگ اول جهاني خود را در قالب حركت ملي در شمال كردستان و خصوصاً قيام شيخ سعيد پيران و حزب آزادي، به منصه‌ي ظهور مي‌رساند. دومين مقطع، جمهوري كردستان و ژ ـ ك و سرانجام سومين مقطع نيز، گامهايي است كه در برهه‌ي كنوني برداشته شده است. در اين ميان آنچه، كه شايان توجه بيشتري است، ارتباط هر سه مقطع به تحولات و تطورات اساسي‌اي است كه در سيستم بين‌المللي بوقوع پيوسته است. در مقطع اول، اين سيستم بين‌المللي نوين اتحاد ملل بود كه در حقيقت، بعد از اتمام جنگ اول و فروپاشي امپراتوري عثماني استقرار مي‌يابد. حداقل، انگلستان در جايگاه برترين ابرقدرت جهاني، از ويرانه‌هاي جنگ سر برمي‌آورد و امپراتوري عثماني بعنوان يكي از رقباي انگلستان از بين رفته و روسيه تزاري نيز دچار انقلاب مي‌گردد.
فرانسه در موقعيتي نيست كه در تقابل با هژموني انگلستان قرار گيرد و آمريكا نيز بنا به بعد مسافت از چنين تواني برخوردار نيست، برهمين مبنا انگلستان در منطقه‌ي ما به قدرت اصلي تبديل مي‌گردد. با ملاحظه‌ي سيستمي كه بعدها به نام «جامعه‌ي ملل» مشهور گشت و چند ماهي نيز در پاريس در صدد ارائه‌ي تصميمات اجرايي بودند، درمي‌يابيم كه تمامي [نمايندگان] با پرچم و هيات‌هاي رسمي درخواست حقوق و سرزمينهاي [ملي] خودشان را نموده‌اند، كردها نيز براي اولين بار در صدد برمي‌آيند كه [بر چنين مبنايي] نمايندگي داشته باشند. اين مرحله [مقطعي است] كه چندان وارد جزئيات آن نخواهيم شد اما در اين مقطع موفق نگشتيم و مبارزه‌ي كرد، متأسفانه به نتيجه‌اي دست نمي‌يابد. اگر نيمه‌ي برهه‌ي جنگ دوم و اواخر آن با دقت ملاحظه شود، در مي‌يابيم كه متعاقب فروپاشي جمهوري كردستان، جنگ سرد شروع مي‌شود، به اين معنا كه سيستم بسيار نوين بين‌المللي و مناسبات بسيار جديد بين‌المللي مستقر مي‌گردند، اين نقطه نيز، برهه‌ي نوين به شمار مي‌آيد.
فرصتي كه در هر سه مرحله نامبرده براي كردها فراهم شد، همزمان بود با اين تحولات و در هر سه مورد حداقل در موارد اول و دوم كه بخشي از تاريخ ما را تشكيل مي‌دهد و بخشي از شكست‌هايي است كه گريبان ما را گرفت ـ توجه مي‌كنيم كه غياب آلترناتيوي مناسب در منطق عام سيستم بين‌المللي و كيفيت تأثير اين سيستم بر پروژه‌هاي سياسي مفروضي كه مرتبط با حقوق ملت كرد بوده‌اند، از عوامل اصلي بوده وكردها را از موفقيت بازداشته است. در دوره جديد هم ما كردها بايد در اخذ اين تجربه كوشا باشيم كه اگر خواستار موفقيت باشيم و مرحله‌ي مذكور را پشت سربگذاريم، الزاماً بايد قرائت و رويكردي امروزين و برداشتي عيني اتخاذ كنيم. به سؤال شما برمي‌گردم مهم نيست كه ما نام اين دوره را دورة تك قطبي بناميم يا دوره چندقطبي، به نظر من حقيقت موضوع اين است كه خود انديشمندان و صاحب‌نظران غربي نيز در مورد تعريف سيستم جديد بين‌المللي كه در حال شكل گرفته است هنوز به نتيجه‌اي نهايي نرسيده‌اند.
مثال بسيار ساده، تحليلهايي است كه امثال «مايكل هارد» و همكار ايتاليايي‌اش برمبناي نگاهي پست مدرنيستي ـ ماركسيستي ارائه مي‌دهند. آنها كوشيده‌اند تحليلي مبتني بر آلترناتيوي ماركسيستي و طبقاتي از موضوع موردنظر ارائه بدهند و بر همين اساس از مفهوم “empire” سخن مي‌گويند. آنها معتقدند كه ما دوره امپرياليسم را پشت سرگذاشته‌ايم و به جايگاهي از سرمايه‌داري رسيده‌ايم كه در آن مرزهاي ملي اهميت خود را از دست داده‌اند. ديگر مسأله تك قطبي و يا چندقطبي بودن مطرح نيست. [بلكه] در اين دوره چندين نهاد بزرگ بين‌المللي شكل گرفته و همه اين نهادها در يك سيستم بين‌المللي جديد كه سرمايه‌داري جهاني به آن شكل مي‌دهد، هم سو مي‌شوند و به انسجام مي‌رسند و اينكه مركز نقل اين سيستم كجا خواهد بود، توسط قدرت اقتصادي و سياسي و نه قدرت نظامي تعيين مي‌شود. [با وجود چنين شرايطي] نمي‌توان در مورد دوره امپرياليسم داد سخن داد. اين سخن به اين معنانيست كه اثري از سياست امپرياليستي بر جاي نخواهد ماند، [بلكه] به اين معنا است كه هنگام سخن گفتن از امپرياليسم، منظور تقسيم دنيا به مثابه منطقه‌ي نفوذ است. اين تئوري براين مفروض قوام يافته است كه احتمالاً ليبرالها چندان با آن همدمي نشان ندهند، تئوري ديگر نيز بعد از جنگ خليج مطرح گشته است، هر چند تا قبل از حمله‌ي امريكا به افغانستان چندان مشهود نبود، مرحله‌اي كه از آن به پاكي آمريكا ياد مي‌گردد، تسلط و هژموني امريكا بر جهان [كه] در بعد سياسي استراتژيكي به پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ آمريكا ارتباط مي‌يابد، [اين مهم] در جايگاه سياستي كه تا به كنون سعي داشته‌اند [پروژه‌ي] افغانستان و عراق را به هر قيمت ممكن رو به جلو پيش برند، كه اين مسئله خود جاي تحليل دارد. در موقعيتي كه انديشمندان غربي [در اين باره] به نتيجه‌اي دست نيافته‌اند و ما در مرحله‌ي انتقالي قرار گرفته‌ايم، چندان مهم بنظر نمي‌رسد كه در تعريف آن شتاب بخرج داد، بلكه مهم كشف و درك منطق آن در جريان حركت آن بوده تا تلاش نماييم با بهره‌‌گيري از علوم تحليلي، دچار اشتباه نگرديم. بسيار سخت است كه از اين مرحله، به دنياي يك قطبي ياد نمايم، واقعيتي است كه امريكا همچون يك ابرقدرت در جريان جهاني‌سازي از نقش بسيار بالايي برخوردار است، اما پيشرفتهايي كه در چين، ژاپن و هندوستان مشهود است، و خود اروپا كه مركزيتي بزرگ را از آن خود نموده است، چندان آسان نيست كه امريكا تسلط [كامل] يابد.

به نظر شما نمي‌توان پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ را به نوعي كشمكش و رقابت‌هاي ميان اروپا و آمريكا قلمداد نمود؟
بدون شك از اين بابت كه مباحث فراواني در مسئله‌ي جهاني شدن يا جهاني كردن موجود است، من خود به انديشه‌ي كساني از جهاني شدن سخني به ميان مي‌آورند، قرابت لازم [البته] ـ نه به اين معنا كه امريكا در صدد است با زور و قدرت به اين كار مبادرت ورزد، بلكه منطق اين امر چه در بعد اقتصادي و چه شبكه اطلاعاتي ـ انفورماسيون، انقلاب تكنولوژيكي در رسانه‌ها كه به بازار آزاد نيز سرايت نموده است ـ را دارم. مجموعه مراكز اقتصادي، سياسي و فرهنگي‌اي نيز در اين ميان بر اين جريان تأثيرگذار مي‌باشند. بدون شك يكي از اين مراكز اروپاست. كشورهاي اروپايي جدا از آنكه در كدام مسير قرار خواهند گرفت، مراكزي بسيار جدي و مقتدر بوده اما در همان حال اگر به اين مسئله توجه گردد كه در بيست سال آينده بحران انرژي به يكي از بحران‌هاي بزرگ تبديل خواهد گرديد، حتي اگر مسئله‌ي ملي نيز حل گردد، بحثي است كه اكنون در غرب نيز مطرح است ـ مسئله‌ي منابع آبي از يك سوي و از سوي ديگر جايگاه چين در مقام يك قدرت اقتصادي در حال تثبيت شدن بوده و همكاريهاي اين چند مركز در مسائل و ملزومات عصر همچون مسئله‌ي ترور و محيط زيست و ... سبب مي‌گردد كه نتوانيم بر اين نكته پاي بفشاريم كه تنها امريكا تعيين كننده‌ي سمت و سويهاي آتي جهان است يا ساير مراكزي چون اروپا و چين. در اين ميان آنچه موضوعيت مي‌يابد تنازع اين مراكز مي‌باشد.

در مقايسه با دوره‌ي جنگ سرد و عصر دو قطبي چپ و راست، كردها در آن دوره از امكان مانور و بازي سياسي بيشتري برخودار بودند يا اكنون؟ 
من اميدوارم اين مسئله براي روشنفكران كرد شفاف گردد كه دوره‌ي جنگ سرد غير از بدبختي براي كردها هيچ نتيجه‌اي دربر نداشته است. نه تنها نتيجه‌اش، فروپاشي جمهوري كردستان بود، بلكه با نگاهي گذرا به تاريخ درمي‌يابيم كه كردها در دوره‌ي قبل از جنگ سرد، بعد از فروپاشي امپراتوري عثماني تا جنگ دوم كه جهاني هيچ موفقيتي را فرا چنگ نياورده است اما حداقل در آن دوره تعريفي از مشخص كردن حق تعيين سرنوشت در جريان بود كه كردها را نيز ذيل خود تعريف مي‌نمايد.
اما آنچه كه در جريان جنگ سرد و خصوصاً تعميم جهان به دو قطب شرق و غرب روي داد بلحاظ تعريف مفاهيم حقوقي، تطوري بسيار عميق بود، نه تعريفي ايدئولوژيك بر مبناي اصطلاح حق تعيين سرنوشت كه به دولت‌هاي موجود، گره مي‌خورد. اكنون كه از تعيين حق سرنوشت ملت ايران سخني به ميان مي‌آيد، اگر از چنين منظري به مسئله نگريسته شود درمي‌يابيم بسياري از انديشمنداني كه در اين وادي گام مي‌نهادند، بر همين مبنا مسئله‌ي كرد را در حاشيه قرار مي‌دادند و نمونه‌ي مشهود آن نيز جدايي پاكستان بعد از استقلال هندوستان مي‌باشد. در تمام دوره‌ي جنگ سرد تا اتمام جنگ سرد، يعني از سال 1948 تا 1991 يك دولت مستقل را مي‌بينيم كه آنهم بنگلادش است، آنهم بنوبه‌ي خود به تراژدي انساني تبديل گشته است. مسئله چنان ابعادي بخود گرفته است كه اگر به تأسيس دولت [بنگلادش] رضايت داده نشود، فاجعه‌ي بزرگ انساني رخ خواهد داد. در صورتيكه در تمامي اين مرحله، خواست ملتهايي تحت سلطه، حق تعيين سرنوشت به معناي تثبيت فضايي سياسي مستقل از منظرگاه تعريف حقوق بين‌الملل براي حق تعيين نشأت گرفته بود، بسيار غير محتمل بود. غير از اين واقعيت كه در اين دوره [جنگ سرد] به دو اردوگاه سوسياليستي و سرمايه‌داري تقسيم گشته بود، كردستان يكي از مهمترين نواحي محل منازعه اين دو سيستم بود، براي نمونه تركيه و ايران در اردوي امريكا و غرب قرار گرفته بودند و كشورهاي عربي و سوريه و عراق در بلوك سوسياليستي قرار گرفته بودند و هر دو بلوك نيز بر مبناي منافع و به رسميت شناختن تماميت ارضي اين كشورها و مباني حقوق بين‌الملل، هيچگاه مسئله‌ي كرد را همچون منازعه‌ي يك ملت نپذيرفته و از دريچه منازعه‌ي اقليتها به آن نگريسته‌اند. در حقيقت نيز، مسئله‌ي اقليت‌ها نيز به اين معناست كه لزوماً بايد در چارچوب يك دولت و قوانين موجود درخواست حقوق نمود، در اساس [براي يك كرد كه] سرزمين‌اش به دولت ديگري كه داراي رسميت [حقوقي] است، الحاق گرديده است. بهمين علت من اميدوارم كه روشنفكران كرد، در اين مسئله هيچگاه شك نداشته باشند كه دوره‌ي جنگ سرد، تلخترين و دشوارترين مقطع در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه‌ي ملي كرد بوده و اتمام آن نيز فرصت و افقهاي بسيار بهتري را براي كردها بهمراه خواهد داشت.

احساس نمي‌كنيد كه بعد از انتهاي اين دوره، مبارزه‌ي سياسي كردها همچنان و به مدتي طولاني‌ تحت تأثير اين برهه‌ي زماني قرار گرفته و نتوانسته است از تأثيرات آن رهايي يابد؟
 شايد اين [دوام] تأثيرات تنها جنبش كرد را تحت تأثير قرار نداده باشد و جنبشهاي ديگري را نيز تحت تأثير قرار داده باشد، به معنايي ديگر، كشورهاي ديگري را كه كردستان در آنها واقع‌اند و قدرت روشنفكري در آن كم است در برمي‌گيرد. عليرغم اينكه تحولات جهاني روي بسوي تطوراتي ژرف به پيش مي‌رود، قدرت كم روشنفكري بر مبناي فلسفه‌ي سياسي و جامعه‌ي سياسي و احزاب اين كشورها همچنان تأثير مي‌گذارد. بر اين مبنا، حقيقتي است كه ما دوره‌ي جنگ سرد را از سر گذرانده‌ايم، اما منطق و منش و رفتار و تحليل سياسي و ساختار احزابمان در همان چارچوب باقي مانده و خواسته و ناخواسته، تأثيرات بسيار مشهودي را در كيفيت پراكتيك سياسي در ميان كردها از خود برجاي گذارده است.

بعد از جنگ اول خليج[فارس]، كردها در جنوب كردستان داراي موقعيت سياسي ـ سرزميني گشتند، بنظر شما جنبش كرد چگونه توانست از قطب چپ موقعيت، خود را به سوي راستِ قطب تغيير پوزيسيون بدهد؟
 در پاسخ به اين مسئله، اندكي تأمل لازم است، بنظر من، بنا به متغيرهاي فراوان كه شايد اكنون مجال آن نباشد، حداقل از دو مقطع دوم به بعد، تئوري سياسي كرد بسيار تحت تأثير ماركسيسم بوده است يا جهت حل مسئله‌ي ملي، تحت تأثير قرائت ماركسيستي قرار گرفته است. اين امر واقعيتي است كه بعد از جمهوري كردستان تأثيرات آن را مي‌بينيم. يكي از نتايج آن نيز، فروپاشي جمهوري بود كه تأثيري بسيار جدي نيز بر تبديل مسئله‌ي كرد به امري حاشيه‌اي در ايران و انضمام آن به چپ در ايران، تركيه، چپ عراق و سوريه داشته است. چنين امري قبل از فروپاشي جمهوري چندان مشهود نيست. جريان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و خاتمه‌ي جنگ سرد، با بحراني بسيار جدي در ماركسيزم همزمان بودند، تمامي انديشمندان ماركسيست، چه آنهايي كه با اتحاد جماهير شوروي و سيستم آن الفتي داشتند و چه آنهايي كه سيستم شوروي را به عنوان كشوري كه تحت تأثير ايدئولوژي ماركسيسم قرار داشت، به رسميت شناخته بودند، براين نكته اذعان داشتند كه كه تحولات جديد آنها را در مقابل مجموعه سؤالات بسيار مهمي قرار داده است. حتي كسي چون منصور حكمت، كه هيچگاه باور نداشت كه اتحاد جماهير شوروي كشوري سوسياليستي است و همواره از آن به عنوان امپرياليسم ياد مي‌نمود، آشكارا اعتراف مي‌داشت كه ما در جايگاه يك كمونيست بعد از فروپاشي شوروي در موقعيت بسيار دشواري قرار گرفته بوديم. در غرب، اين مباحث بسيار جدي‌تر مطرح مي‌گشت، در حالي كه در ذات تئوري ماركسيسم ـ كه تأثيراتي جدي را بر تئوري سياسي جنبش ملي كرد در شرق، جنوب و شمال داشت ـ چنين مباحثي مطرح مي‌گشت. در رابطه با جنوب كردستان كه مي‌توانيم بر آن بصورت مجمل اشاراتي داشته باشيم، واقعيتي است، تغيير پوزيسيون (موقعيتي) مشاهده مي‌گردد. خصوصاً در نزد اتحاديه ميهني كردستان، كه در برهه‌ي زماني گذشته بخشي از يك حزب چپ به شمار مي‌آمد. اين حزب در دو مرحله‌ي بعد از جنگ سرد پوسته‌ي ايدئولوژي چپ را بدور انداخته و در جهت ديگري گام برمي‌دارد. اين سويه و اين جهت را كه اكنون راست يا غيرراست است، جاي بحث دارد. اما در سيستم جهاني امروزه و بر مبناي ائتلاف سياسي رهبريت كرد در جنوب، خصوصاً اتحاديه ميهني و حتي پارت دموكرات كردستان نيز، اگر آن را از منظرگاه چپ، آناليز نماييم، مي‌توان گفت كه [يك شيفت گفتماني] يا يك چرخش به سوي راست به شمار مي‌رود. اما من اين چرخش را در بعد منفي آن ارزيابي نمي‌كنم، چرا كه اگر بر اين باور باشيم كه در مقطع رهايي ملي هستيم، و نيز قبول داشته باشيم كه بخش اساسي اين رهايي ملي، فاكتور بين‌المللي است، بيشتر جنبه‌ي مثبت آن مشهود مي‌باشد تا بعد منفي آن.

پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ در ابتدا از سوي امريكائيها چون يك رفرم همه جانبه‌ي سياسي، اقتصادي و اجتماعي مطرح گشت. براين مبنا، اين پروژه در نزد كردها چگونه مي‌تواند تفسير گردد و كردها جايگاه خود را در اين سيستم چگونه مي‌يابند؟
 اصولاً اين بحث به رهبري كردي ارتباط مي‌يابد. شايد در وضعيتي نباشم كه بتوانم به اين سؤال پاسخي در خور دهم، چرا كه شرايطي كه در جنوب براي كردها مهيا گشت، قبل از اينكه نتيجه‌ي فعاليت و مبارزه‌ي كردها، و رهبري كردي باشد بيش از هر چيز نتيجه‌ي تحولات جنگ خليج[فارس] بود كه چنين فرصتي را مهيا نمود. تحولات بعد از واقعه‌ي 11 سپتامبر و تهديدات ناشي از آن، نيز هر چند بخشي از آن تبليغات به شمار مي‌رفت اما بخش ديگر آن واقعي بود. آمريكا با نام جنگ عليه تروريسم بين‌الملي يا اسلامي يا هر نام ديگري به تعريف پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ پرداخت. تهديداتي كه از سوي صدام حسين بر امنيت غرب احساس مي‌شود، فرصتي را براي كردها مهيا نمود بنظر من رهبري كرد، مستقيماً در چنين وضعيتي تأثير مستقيم داشته باشد. اما حداقل جاي بسي خوشحالي بود كه آنها توان تطبيق سريع و استفاده از موقعيت و فرصت جديد را يافتند. بدين معنا تا اندازه‌اي موفق عمل نمودند. توانستند در سيستم بين‌المللي مبادرت به ايجاد ائتلاف نموده و به سخني ديگر، ما در جنوب كردستان مي‌توانيم جنبش يا هويت ملي كرد را به ناسيوناليسم واقعاً موجود نام ببريم. ناسيوناليسمي كه نه تنها تا به اندازه‌اي از زيربناي اقتصادي يا اجتماعي بهره دارد، بلكه از مشروعيت بين‌المللي نيز برخوردار مي‌باشد. واقعيتي كه متأسفانه در شرق يا شمال نتوانسته‌ايم به آن دست يابيم. بهر حال اين تحولات يا اشتباه سياسي صدام حسين در حمله به كويت و تداوم منازعه و كشمكش وي با غرب باشد يا فرصتي كه امريكا بعد از حمله‌ي 11 سپتامبر و اقدامات طالبان در افغانستان و پروژه‌ي حمله آمريكا به عراق باشد [كردها را از چنين فرصتي برخوردار ساخته است].

بسياري از تحليلگران سياسي بر اين باورند كه اين پروژه دچار شكست گرديده است، شما موفقيت يا شكست اين پروژه‌ي (خاورميانه بزرگ) را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 
به گونه‌اي مي‌توان بر اين نكته اذعان داشت كه اين پروژه شكست بزرگي را متحمل گرديده است، در اين چند روزه، دادستان آمريكا نيز از تيم اصلي بوش كنار رفت. غير از عده‌اي قليل چون كاندوليزا رايس و ديك چني، از تيم اصلي اين پروژه اكنون كسي بر جاي نمانده است، قدم اولين كه اين پروژه را آماده ساخته بودند، اكنون از قدرت كنار گذاشته شده‌اند و شخصيتهاي واقع‌بيني جاي آنها را پر كرده‌اند، اساس اين پروژه كه از سوي تئوكنسراوتيوها طراحي و اجرا گشته بود، بر اين مبنا كه آنها منطقه‌ي خاورميانه را منطقه‌اي بسيار مهم بلحاظ استراتژيك و اقتصادي قلمداد نموده بودند و همچنين براين باور بودند كه بعد از جنگ دوم تا به كنون آمريكا در جايگاه يك ابرقدرت، همراه با همپيمانان خود مرتكب اشتباهي بزرگ در اين منطقه گرديده و تنها بر مقوله‌ي امنيت در آنجا تأكيد داشته و مسئله‌ي دمكراسي و حقوق بشر و مهيا نمودن شرايط مناسب‌تري را براي شهروندان اين كشورها مدنظر نداشته است و همواره اين مسئله را در حاشيه ثبات هم‌پيمانان خود نگريسته است، در واقع نيز، تئوري اصلي آنها براين مبنا بوده است كه [اكنون] اين فرصت مهيا گشته است تا اين توازن را بر هم بزنيم، منافع امريكايي‌ها خصوصاً بعد از 11 سپتامبر چنين مي‌طلبد كه بهنگام تعريف تاكتيك و استرانژي سياسي، هميشه بر ثبات دوستان و همپيمانان حساب نكنيم، و چنين احتمالي همواره وجود دارد كه اقدامات پيش دستانه‌ي ما، ثبات هم ميهنانمان را نيز بر هم زند و لازمه‌ي اين امر، فقط توازن منطقي بين ثبات دوستانمان راه همراه [با در نظر گرفتن] بعضي از ملزومات منطقه‌اي مي‌طلبد.
در نظر گرفتن اين توازن، ناشي از اتمسفر انفجاريي است كه به علت فساد و عدم وجود پروژه [ي دمكراسي خواهانه] و وجود تعدادي از رژيمهاي ديكتاتور كه حقوق بشر را مدنظر قرار نمي‌دهند، شدت و حدت اين فضا را دوچندان نموده است. و باعث تبديل اين منطقه به [خاستگاه] و پايگاه راديكاليزم اسلامي به عنوان خطري بزرگ گشته است. بر مبناي چنين خطراتي بود كه اين پروژه تصويب و مدنظر قرار گرفت. بر مبناي خطوطي كه اين پروژه براساس آن طراحي گشته بود در افغانستان بسيار موفقيت آميز بود. در مقطعي كوتاه مدت به افغانستان حمله و [حكومت] طالبان را ساقط نمودند و حكومتي جديد را مستقر نمودند، در ابتدا، بلحاظ نظامي اين پروژه در عراق نيز موفقيت‌آميز بوده است، اما بحران كنوني عراق و خصوصاً شرايطي كه باعث عدم استقرار شرايط مدني يا مقاومت عليه آن گرديده است، وضعيتي كه خصوصاً در مثلث سني نشيني و منازعه‌اي كه ميان مقتداصدر و جنبش مهدي با حكيم موجود است، باعث آفرينش فضايي گرديده است كه قدم به قدم ما را به اين باور برساند كه در اين پروژه اصلاحاتي انجام گردد، بنظر من گزارش بيكر ـ هاميلتون اعتراض بسيار جديي بوده است منطق اين گزارش رد مبناي پروژه‌اي است كه از سوي آمريكائيها پي‌گيري گشته است. درست است كه تا به كنون «بوش» از خود مقاومت نشان داده است، وي اين گزارش را همچون يك اشاره [براين مبنا] مدنظر قرار نداده است اما در مي‌يابيم كه اين گزارش قدم به قدم به بخشي از سياست [هاي] آمريكا تبديل گشته است.
گزارش «بيكر ـ هاميلتون» با لحني بسيار گويا و آشكارا بر اين باور است كه [پروژه‌ي خاوميانه‌ي بزرگ] پروژه‌ي بسيار اشتباه‌آميزي بوده است و اگر دولت بسيار قدرتمندي بر مسند امور نباشد نمي‌توان از بحران گذر كرد. اساساً اين پروژه خواهان ورود همسايه‌هاي عراق (ايران، تركيه و سوريه) به [بازي سياسي] عراق است. اين همسايه‌ها يكي از مشاكل جدي عراق بوده و هم بيكر و هم هاميلتون با رجوع به منطق پيشين مخالفان و طراحان پروژه‌ي (خاورميانه بزرگ) خصوصاً كه بيكر از همان ابتدا مخالف اين پروژه بود بر اين باور بودند كه ريسك نهفته‌اي در اين پروژه از قبل موجود بوده است. به اين معنا پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ شكست خورده است. اما اين شكست را نبايد به اين معنا تعبير كرد كه [طراحان اين پروژه] آن را به تمامي وانهند. من بر اين باورم كه هم آمريكا و هم انگلستان پروژه‌اي مبني بر ترك عراق را در دست دارند. اما بر مبناي تجارب موجود ـ حداقل بعد از روي كارآمدن گوردون براون ـ سخن بيشتر بر نحوه‌ي خروج نيروهاست تا خروج صِرًف نيروهاي نظامي. كيفيتي كه بعدها باعث روي دادن فاجعه‌اي انساني نگردد و مسئوليت اين امر بر عهده‌ي آنها نيفتند. غير از متخصصيني كه اكنون به حاشيه رانده شده‌اند، متخصصين دست‌اندركار نيز تا اندازه‌اي اين پروژه و معايب آن را از نو مورد بررسي قرار داده و به اين باور نيز رسيده‌اند كه پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ از جنبه‌اي ايده‌اليستي برخوردار بوده و تثبيت دموكراسي در اين منطقه كار چندان آساني نيست.

آقاي دكتر شمس، بنظر شما گزارش بيكر ـ هاميلتون، خود اعترافي به اين امر نيست كه كردها در هيچ كجاي اين بازي سياسي جايگاهي نداشته و براي آنها حسابي باز نشده است؟
 بدون شك، من در مصاحبه‌اي تصريح كرده‌ام كه اساس استدلال گزارش بيكر ـ هاميلتون بر اين مبنا بوده است كه جهت استقرار مجدد امنيت در عراق، لازم است كه بخشي از توافقات انجام شده و قانون اساسي عراق نيز كه تصويب شده است، مورد بازبيني مجدد قرار گيرد. اين بازبيني مجدد، جنبه‌ي فدراليستي آن را در برمي‌گيرد. استدلال سياسي نويسندگان اين گزارش، بر مبناي حفظ امنيت عراق است. جواب ما مي‌تواند آشكار كردن دروغ بزرگي باشد كه در بطن آن نهفته است. چرا كه تنها منطقه‌اي كه در عراق واجد امنيت است كردستان مي‌باشد. پشيماني از چنين توافقي به معناي از بين رفتن امنيت در كردستان است. چرا كه نمي‌توان به تثبيت و استقرار امنيت در عراق دست زد. بر اين مبنا كه امنيت كردستان را از بين برده و در داخل عراق آن را مستقر كرد. در اين راستا، كردها در مقابل تهديد بسيار بزرگي قرار مي‌گيرند. انعكاس سياسي اين گزارش نيز تا جايي بود كه همان موقع، آقاي مسعود بارزاني در چند ماده، بسيار صريح ـ در مقام حكومت كردستان ـ به واكنش در مقابل اين گزارش اقدام نموده و شخص جرج بوش و تيم وي نيز انتقاداتي را بر اين گزارش داشتند، كه اكنون نيز اين بحثها ادامه دارند.

همانگونه كه شما نيز اطلاع داريد، پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ، تمامي كشورهايي را كه كردها در آن تقسيم شده‌اند را در برمي‌گيرد. بنظر شما در صورت موفقيت اين پروژه، جايگاه كردها در منطقه قدرتمندتر نمي‌گردد.
 اين پروژه «عراق» را در كانون توجه قرار داده است و ما بايد اين نكته را مدنظر داشته باشيم كه زماني كه اين پروژه به ميدان آمد، مفهومي بسيار عجيب و غريبي را ابداع كردند و آن هم، كرد خوب و كرد بد بود. كردهاي خوب، كردهاي جنوب بودند و كردهاي بد نيز كردهاي شمال. من در سخنراني‌اي در مجلس كردها كه به ياد بود دكتر قاسملو انجام شد، گفتم در پيش گرفتن چنين سياستي از سوي شما، اشتباه است، اشتباه شما هم مبني بر وجود سه نوع كرد است، كردهاي خوب (جنوب) كردهاي بد (شمال) و كردهايي كه شما از آن سخني به ميان نمي‌آوريد (شرق) براي نمونه شخصيتي چون دكتر قاسملو در اروپا از بين مي‌رود و تا به كنون نيز شما اجازه‌ي تحقيق بر روي پرونده‌ي وي را صادر نمي‌كنيد. اين نوع كرد، كردي است كه اصلاً نبايد از آن سخني گفت. به معنايي بدون تأثير نخواهد بود، اما چون كانون اجراي پروژه در عراق است، بر همان چارچوب نيز عمل و پياده مي‌گردد. چنين پروژه‌اي براي تركيه مدنظر نبوده است، از ابتدا كه اين پروژه در محافل سياسي مورد بحث و بررسي قرار گرفت، كونداليزارايس همواره با دولت مردان تركيه دچار اين مشكل بود كه به آنها بقبولاند كه هدف از پروژه‌ي خاورميانه بزرگ، تأسيس و استقرار يك دولت كردي در عراق نيست اما بهر حال دولتمردان ترك نيز بايد اين واقعيت را درك نمايند كه استقرار و تثبيت [اين پروژه] به نفع توازن قومي، حداقل به سود كردها تمام شده است. كرد، فاكتوري مهم در حاكميت سياسي عراق قلمداد گرديده و شما نمي‌توانيد آن را ناديده بگيريد، در پيش گرفتن چنين سياستي از سوي تركها، صحيح نيست. بمدت چند سال چنين مذاكراتي بين آمريكا و تركيه ادامه داشته است و تداوم اين بحث از سوي CNN ترك، همواره دنبال مي‌گرديد[ه است]. بر همين مبنا نمي‌توان گفت پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ پروژه‌اي در راستاي رهايي كرد[ها] بوده است، من نيز شخصاً هيچگاه بر اين باور نبوده‌ام كه اين پروژه پروژه رهايي ملي كرد را بدنبال داشته است، بلكه بايد از اين زاويه به قضيه نگاه كرد كه پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ، مهيا كننده‌ي فرصتي براي كردهاست، به شرطي كه كرد[ها] در اين بازي سياسي منطقه‌اي، با كارتهاي خود بخوبي بازي نمايد.

پس به نظر شما موفقيت اين پروژه هيچ تأثيري بر آينده‌ي ايران و تركيه نخواهد داشت؟! 
ما بايد مبناي بحث خود را بر اين مبنا استوار نماييم كه در مسير جهاني شدن، چندان مهم نيست كه چه كسي ملت است يا چه كسي ملت نيست. ملت يا دولت ـ ملت در چنين مقطعي، به ميزان زيادي اهميت اقتصادي خود را از دست مي‌دهد. اكنون نيز كه از جريان ملت‌سازي سخن به ميان مي‌آوريم، در واقع بر مبنايي بسيار Concret از آن ياد مي‌كنيم. در عراق و افغانستان اين امر مدنظر است، نه در تركيه. چرا كه حداقل براي آمريكا چندان اهميتي ندارد كه اين پروژه متعلق به خودش است ـ به اين معنا كه پروژه‌‌اي غربي يا اروپايي نبوده است ـ به اين معنا كه پروژه‌ي خاورميانه‌ي بزرگ، پروژه‌ي [نئو] كنسرواتيوهاي امريكايي بود كه بر مبناي تحليل و آناليز سياسي‌اشان، آن را به اجرا درآوردند، حال بهر دليلي كه باشد، بر همين مبنا براي من چندان آسان نيست بر اين باور باشم كه در اين پروژه آمريكا در صدد استقرار دموكراسي در تمام منطقه بوده باشد، و در اين ميان رهايي ملي كرد را نيز بتوان يافت. نزديك به 5 سال طول كشيد تا آمريكا طرح توني بلر را مبني بر راه حلي بين‌المللي بپذيرد تا آخرين لحظه آمريكائيها در مقابل آن مخالفت مي‌كردند.

بر اين مبنا، نقشه‌ي آمريكا «دموكراتيزه كردن» بيشتر تغيير سياست‌هاي اين كشور و خصوصاً ايران را بر مبناي منافع خود، در نظر گرفته است.
 
بلي، سياست آمريكا تغيير در سياست رژيم ايران بوده و نه تغيير اين رژيم، حتي در مقطع كنوني كه سياست‌هاي بسيار سختگيرانه‌اي در مقابله با رژيم ايراني اتخاذ كرده و اين كشور را در محور شيطاني نيز معرفي نموده است، هيچگاه از اين مقوله سخني به ميان نيامده است كه بايد رژيم ايران از بين رفته و رژيمي ديگر جاي گزين آن گردد، اين سياست رسمي آمريكاست، در عين حال بر اين باورند كه ايران منطقه را دچار ناآرامي كرده و خواهان محو اسرائيل از نقشه‌ي جغرافياي سياسي بوده و همچنين تروريزم دولتي را تقويت مي‌كند. اين سياستها بايد تغيير يابند. در چنين وضعيتي چگونه مي‌توان گفت كه سياست آمريكا دمكراتيزه كردن ايران بوده [احتمالاً] در اين ميان سهمي نيز عايد كردها گردد؟

هر چند شما بر اين باوريد كه آمريكا كردها را به دو نوع تقسيم كرده است، اما عده‌اي از كارشناسان بر اين باورند كه آمريكا به نحوي از انحاء كردها در تركيه كمك مي‌نمايد. خاصه، بعد از آنكه تركيه اجازه‌ي حمله از راه تركيه به عراق را نداد. به نظر شما اين نگاه آمريكا به «كردهاي بد» دچار تغييري نخواهد شد؟
 اگر از مسئله‌ي كرد در جايگاه تراژيك آن سخن به ميان آيد، بنظر من بعد از هولوكاست در منطقه كردها دچار تراژدي و هولوكاستي ديگر گرديده‌اند. متأسفانه كردها بعد از جمهوري كردستان تا به كنون همواره بمثابه ابزاري از سوي قدرتهاي بزرگ بكار گرفته شده‌اند. يكي از ابعاد ضعيف سياست كردي اين بوده است كه ما هيچگاه در بازيهاي سياسي نتوانسته‌ايم بازيگري باشيم كه بگونه‌اي ديگر با ما برخورد نمايند، ما بزرگترين ملت منطقه هستيم كه فاقد دولت بوده و در طول هشتاد سال گذشته، همواره در مبارزه بوده و درخواست حقوق حقه خويش را نموده‌ايم، كردها در طول اين مدت دهها بار سر به شورش و قيام برداشته‌اند و از هر سويي نيز به وجود اين قيامها اعتراف شده است. در تمامي اين مقاطع، هرگاه منفعت ابرقدرتها بميان آمده است، به آساني كردها را قرباني نموده‌اند، علت اين امر را بايد چنين توضيح داد كه كردها بلحاظ سياسي، نتوانسته‌اند به بازيگر سياسي تبديل گردند تا به راحتي قرباني نشوند، «بيكر» در يكي از مقالات خود در رابطه با شيعيان عراق، اين مسئله را بسيار زيبا توضيح داده است كه، چگونه مي‌توان در عرض دو سال از يك اقليت سياسي به اكثريتي سياسي تبديل شد؟ شيعيان در عرصه‌ي سياسي عراق [هيچگاه] مطرح نبودند و اگر نيز فعاليتي نيز داشتند در قالب حزب كمونيست عراق به آن مبادرت مي‌ورزيدند. بنظر من در جنوب كردستان نيز اگر منافع آنها ايجاب نمايد بسيار آسان مي‌توانند [جنبش] كرد را قرباني نمايند. امر بسيار عجيبي است كه با وجود 22 دولت غربي در منطقه، در عرصه‌ي مطبوعات و رسانه‌ها بر وجود دولت بيست و سوم نيز كه فلسطيني باشد چنين تأكيد مي‌گردد. ‍[در صورتيكه] اگر تراژدي كرد و فلسطين را در برابر هم قرار دهيم، مقايسه‌ي اين دو غير ممكن است، در رسانه‌هاي غربي و تفكر انديشمندان چپ، برملت بودن فلسطين[ها] و حق تأسيس دولت از سوي آنها اذعان شده است. اما تا به كنون نيز صراحتاً در هيچ توافقنامه‌اي در سازمان ملل متحد به عنوان يك ملت كه از حق تأسيس دولت برخوردار باشيم شناخته نشده‌ايم.
در رابطه با عراق نيز، ديپلمات‌ها و سياسيون امريكا، بر تماميت ارضي عراق و وجود كرد بعنوان يك اقليت در عراق كه از وجود يك اتونومي يا بهره‌بردن از يك عدم تمركز داخلي در يك سيستم فدرال بهره برد.

هر چند شما به تأثير فاكتورهاي خارجي بر جنبش كرد اشاره نموديد، اما بنظر شما اگر جنبش كرد در شمال كردستان با سياستهاي آمريكا انطباق بيشتري مي‌داشت و بر همين مبنا تحولاتي را در خود بوجود مي‌آورد، شرايط كنوني، متمايزتر نبود؟ اگر بر مبناي چنين رويكردي عمل مي‌نمودند، آيا حاكمان و ارتش تركيه مبناي عملكردشان را در قبال مسئله كرد در شمال و جنوب كردستان تغيير مي‌دادند؟
برمبناي چنين نظري اگر از قدرت اصلي در كردستان شمالي يعني PKK ياد كنيم، شايد بتوان گفت كه اين مسئله، مشكلي در سياست آنها قلمداد گرديده است، اما حداقل آنچه كه من به ياد دارم در دوره‌اي كه چنين بحثي نيز همه‌گير شد، نيروهاي PKK با اعلان آتش‌بس يك طرفه، مرحله‌ي آشتي و صلح را آغاز نمودند [تا جايي كه] تبليغات فراواني را نيز در راستاي ورود تركيه به اتحاديه‌ي اروپا انجام دادند و از ورود تركيه به اين اتحاديه پشتيباني كردند. اين واقعيت در حالي است كه ما در جزيره‌ي كوچكي بنام قبرس، مي‌بينيم كه بخش يوناني‌نشين آن [ورود تركيه به اتحاديه اروپا را] منوط به شناسايي استقلال [بخش يوناني‌نشين] قبرس دانسته است. اما كردها در جايگاه ملتي بيست و چند ميليوني و جرياني سياسي، بر اين باورند كه ورود تركيه به اتحاديه اروپا [ابتدا به ساكن] امري مثبت مي‌تواند ‌باشد، بدون در نظر گرفتن [اين واقعيت] كه آيا يك كرد در جريان بازيهاي سياسي مي‌تواند خواسته‌اي داشته باشد؟ چنين ضعفهايي وجود داشته‌اند و احتمالاً چنين ضعفهايي را نيز بتوان در سياست احزاب كردستان شمالي و خصوصاً PKK مشاهده نمود. اما [با توجه به سؤال شما] حتي اگر چنين تغييراتي نيز اتفاق مي‌افتاد، چندان مطمئن نيستم در صورتيكه آمريكائيها چنين مسئله‌اي را قبول مي‌نمودند، نقطه نظرات دولت و ارتش تركيه در مقابل مسئله‌ي كرد دچار تغييراتي مي‌گشت. خواسته يا ناخواسته آمريكا در جايگاه يك هم‌پيمان [استراتژيك] تركيه سياستهايش را به زحمت تغيير مي‌دهد. البته اذعان به اين نكته نيز لازم است كه آمريكا هيچوقت سياست‌هاي تركيه را در قبال كردها تأييد نكرده و سياستهاي تركيه را مبني بر محو فيزيكي PKK و حمله به جنوب كردستان را غيرعقلاني قلمداد مي‌نمايند.
اما متأسفانه از منظر ملي مسئله‌ي كرد در شمال كردستان به مسئله‌ي حقوق بشري [تقليل] تغييرجهت يافته است [البته] نه اينكه حقوق بشر را در تاكتيك و تبليغات سياسي برجسته نمايم، بلكه سخنگويان [رسمي] چه در داخل PKK و چه خارج از آن ـ در چارجوب حقوق بشر از آن ياد مي‌كنند. راه حل بر مبناي حقوق بشر در شمال كردستان كه همواره تحت فشار آسيميلاسيون بوده است، احتمالاً بسيار خوب باشد، اما تبديل جوهره‌ي مسئله‌اي سياسي به منازعه‌اي حقوق بشري، باعث درگير شدن در آشوبي سياسي خواهد گرديد. از اين رو نيز ناخوشايندتر مسئله‌اي كه خود را در بعضي از بيانات و نظرگاههاي سياسي اوجالان مي‌يابد و متأسفانه كم نيز به آن پرداخته مي‌شود، كه راه حلي بنام دولت كردي، راه حلي شايسته باشد، تبليغ و ترويج راه حلي است به نام كنفدراسيون دمكراتيك كه با اختيار كردن تاكتيك اخيرشان بعضي از نيروهاي چپ است كه آشفته بنظر مي‌رسد.
در نگاهي كلي، ضعف زيادي در اين رابطه به چشم مي‌خورد. جنبش كرد [در تركيه] در جايگاه جنبش غني به لحاظ سياسي، و بعد از تمام تراژديهايي كه از سر گذرانده است، اكنون پا به ميدان گذاشته و اروپا نيز پشتيباني از آن برخاسته و مسئله نيز بعد بزرگ [جهاني] بخود گرفته و داراي رسانه و لابي‌هاي خوبي نيز مي‌باشد، [در چنين حالي] هنگامي كه مسئله به مسئله‌ي يك جمهوري دمكراتيك دوطرفه يا دمكراتيزه كردن تركيه تبديل گردد، اين امر بخودي خود، تقليل مسئله‌ي [كرد] بوده و شرايط را سخت‌تر مي‌نمايد. جهت آنكه استراتژي شايسته‌تر و امروزيني را داشت.

در همين چارچوب ، شما آينده‌ي كرد و PKK را چگونه ارزيابي مي‌نماييد؟
 من از يك سوي اين حركت مدني [اشاره به حركت‌هاي مدني در شمال كردستان] را بسيار غني ارزيابي مي‌كنم و اين امر واقعيتي است و جدا از تاكتيكي سياسي كه توانسته‌اند مجموعه‌اي از حركتهاي مدني تأثيرگذار را ايجاد نمايند، بسيار موفق بوده‌اند.
[اين حركت مدني] نيز يك جنگ پارتيزاني نيست كه بتوان آن را وادار به عقب‌نشيني به آن سوي مرزها نمود و خيال خود را نيز از آن راحت كرد. پتانسيل بسيار خوبي در حركت كرد در شمال كردستان مشاهده مي‌گردد، اما بلحاظ نقطه‌نظر استراتژيك سياسي با در نظر گرفتن وضعيت موجود ما و تجربه‌ي موجود كرد هنگامي كه مسئله‌ي رهايي ملي كرد در بخشي از كردستان به مسئله‌ي دموكراسي در اين كشور [تركيه] پيوند زنده مي‌شود، [آنهم] بدون در نظر گرفتن فاكتورهاي خارج از كرد مسئله‌ي كه پوزيسيون دمكراسي را ايجاد مي‌نمايند، [به اين معنا كه] ارزيابي از فاكتورهايي كه توان ايجاد دمكراسي را داشته باشند، بدون مشخص كردن وجوه و ابعاد آن بسيار مشكل است كه از دمكراسي سخن بميان آورد.
در جنوب و شرق ما اين تجربه را داشته‌ايم، بنظر من نيز ما در اين آزمون موفق نبوده‌ايم. بعد از داشتن چنين تجربه‌اي نبايد در شمال، به تكرار آن مبادرت ورزيد. براي نمونه تثبيت و استقرار دموكراسي در ايران بخودي خود مسئله‌اي بسيار بحث‌انگيز بوده است با گذشت يكصدسال از مشروطه تا به كنون دمكراسي استقرار نيافته است. عوامل ايراني ديگري نيز موجود بوده كه ما در جايگاه يك كرد 9 تا 12 درصد از ساكنان اين سرزمين را تشكيل داده‌اند حق استفاده از دمكراسي را نداشته‌ايم. من شخصاً وابسته كردن مسئله‌ي كرد در شمال كردستان را به [پروسه‌ي] دمكراتيزه كردن تركيه و ورود تركيه به اتحاديه اروپا را عمل نيك سياسي قلمداد نمي‌كنيم. اما اين امر كه اين جنبش چگونه مي‌تواند چنين بحراني را از سرگذرانيده و به مرحله‌اي برسد كه استراتژي نويني را جايگزين نمايد، مسئله‌ي ديگري است كه بايد اين رفقا خود به آن جواب بدهند.

در ارتباط با ايران نيز با پرسشي كلي آغاز مي‌‌كنيم، رابطه‌ي بين فشارهاي آمريكا و مسئله هسته‌اي شدن ايران را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
 بنظر من بحران اتمي ايران و آمريكا بگونه‌اي كه ايرانيها براي آن تبليغات مي‌كنند و نيز بگونه‌اي كه آمريكا در صدد بزرگنمايي آن برآمده چندان جدي نيست. [البته] من بعيد مي‌دانم كه نه آمريكا و نه حتي غرب [اروپا] تحمل يك ايران هسته‌اي را داشته باشند. شايد در شرايط ديگري آن را تحمل نمايند، اما در شرايط كنوني تحمل آن براي غرب نيز بسيار مشكل است، چرا كه مسئله‌ي امنيت ملي اسرائيل در جريان است، امري كه براي آمريكا بسيار جدي و مهم تلقي مي‌گردد، بر اين مبنا بر اين باورم كه اين جنگ حاوي منازعه‌اي چند سويه نيز مي‌باشد. اگر منازعه‌ي ايران و آمريكا را از منظر بحران اتمي مورد بررسي قرار دهيم، منازعه‌اي فرامنطقه‌اي به شمار مي‌رود كه در آن آمريكا درصدد است در جايگاه يك ابرقدرت خود را بر ايران تحميل نمايد، پروژه‌اي اتمي يا تبليغاتي كه آنها بر روي آن مانور مي‌دهند، يا سياستي را كه دولت ايران رد پيش گرفته و مسئله‌ي اتمي را به مسئله‌اي ملي و حيثيتي و جزو حقوق حقه تبديل كرده است امري كه در آن بسيار نيز موفق بوده است چنين به ذهن متبادر نموده است كه آمريكائيها در صدد قلدري برآمده‌اند. امريكائيها نيز در آنسوي بر اين باورند كه ايران در صدد ساخت سلاح اتمي برآمده و آينده تهديد قلمداد مي‌گردند. هر دو سوي [اين تلقي] به وجود اين منازعه‌ي فرامنطقه‌اي باز مي‌گردد. بنظر من بايد در اين چارچوب به مسئله نگريست و نه اينكه تا دو سال آينده ايران صاحب جنگ افزار اتمي گرديده و آمريكا به آن حمله خواهد كرد يا نه؟! چرا كه حقيقت اين موضوع، حتي اگر ايران به جنگ افزار اتمي نيز مسلح گردد، همراه با شليك آن، مخالفها به راحتي مي‌توانند تحركاتي از خود نشان بدهند. مسئله نيز آنگونه كه طرفين براي آن تبليغات مي‌كنند، چندان راحت نيست. بر اين مبنا براي من آنچه جاي بسي تعجب دارد اين است كه چرا احزاب ما در شرق كردستان اينچنين بر سر اين مسئله سرمايه‌گذاري مي‌كنند؟ حتي اگر اين مسئله جدي نيز باشد، چرا ما در جايگاه يك حزب كردستاني در شرق بايد اينگونه استراتژي و تاكتيك سياسيمان را به موضوعي آشفته ميان دو ابرقدرت وابسته نماييم. چرا كه ايران خود قدرتي منطقه‌اي به شمار رفته و امريكا نيز ابرقدرتي جهاني است. احتمالاً در اين آناليز سياسي [احزاب كردي] به اين نتيجه برسند كه اين [جنگ] تبليغاتي به برخورد آمريكا و ايران انجاميده و در جريان آن نيز [حكومت] ايران دچار فروپاشي گشته و براي آنان فرصتي مهيا مي‌گردد. من چنين احتمالي را بسيار بعيد مي‌دانم و حتي اگر ممكن نيز باشد، چنين بنظر مي‌رسد كه در آينده‌اي نزديك به اين احتمال فكر نگردد چرا كه واقع بينانه نيست.

مسئله‌ي كرد در ايران تا چه ميزان وابسته به وجود آمريكا در منطقه است؟ 
اگر بحران عراق به آرزوي [اقاي] احمدي نژاد تبديل گردد كه امريكائيها به زودي از عراق عقب‌نشيني كرده و خلأ بزرگي ايجاد گردد كه آنها در صدد پركردن آن برآيند، در صورت چنين برآوردي، مسئله‌ي كرد در ايران همچنان لاينحل باقي خواهد ماند. بنظرم چنين خواستي كه آمريكائيها از تمام منطقه عقب‌نشيني كنند بيشتر در حد يك آرزو باقي خواهد ماند و امر بسيار بعيدي است چرا كه وابستگان آنها باقي خواهند ماند.

در چند ساله‌ي اخير، بحراني سراپاي تمامي احزاب كرد را در شرق كردستان در خود تنيده است، مي‌توان گفت اين امر حاصل عدم تطبيق آنها با شرايط نوين جهاني است يا حاصل بحران داخلي اين احزاب؟
 [اين بحرانها] همه جانبه‌اند. در شرق كردستان ما دچار بحران هويت و سياست گرديده‌ايم. اين امر تنها احزاب ما را در بر نگرفته، بلكه روشنفكرانمان را نيز در برمي‌گيرد. بعد از انقلاب اسلامي اين امر تنها احزاب ما را در بر نگرفته، بلكه روشنفكرانمان را نيز در برمي‌گيرد. بعد از انقلاب اسلامي و احتمالاً در برهه‌اي چند ساله و مشخص، شايد از جنبش بسيار قدرتمند ملي برخوردار بوده باشيم و براي چندين سال نيز با جمهوري اسلامي براي بقا در مصاف قرار گرفتيم. در اين مصاف نيز بنا به دلايلي چند شكست خورديم. يكي از دلايلي كه پيشتر نيز به آن اشاره نمودم، اشتباه در استراتژي كرد بود. وابسته نمودن مسئله‌ي كرد به دموكراسي در ايران، آنهم دقيقاً در بزنگاهي كه از قلب جنبش مردمي، حكومت اسلامي بر مسند قدرت تكيه زد، شرايطي كه در آن هنگام در جايگاه يك كرد از جايگاه سوسياليزم [درخواست حقوق ملي را مي‌نمود] ـ هر چند بْعد دمكراسي آن از جنبه سوسياليستي آن عقلاني‌تر بود اكنون اگر با نگاهي واقعبينانه به آناليز اين وضعيت بپردازيم، ما حتي يك نيروي سياسي را اكنون در اپوزيسيون سياسي ايران نمي‌يابيم كه دمكراسي‌اي را كه حزب دمكرات يا ما خواهان آن بوده‌ايم و در چارچوب خودمختاري آن را تثبيت و مستقر نمايند، ايجاد نمايند. فدايي[ها] از دمكراسي خلقي سخن مي‌راندند. اما اينگونه نبود. مجاهدين نيز هم چنين، جبهه‌ي ملي چنين نيست، حتي دولت موقت كه شايد مستعدترين دولتي بود كه از مبناي تعقل سياسي برخوردار بودند، در آن شرايط و در كشاكش منازعات قدرت در [مصاف] جناح آيت ا.. خميني و بنيادگراها بود بر آن بودند تا با متدي ديگر با كردها رفتار نمايند. هر چند آنها [دولت موقت] نيز در چارچوب يك استراتژي دموكرات ـ سكولار عريض و طويل گونه‌اي كه خود مختاري را براي كردها در برداشته باشد، نمي‌گنجيدند. بايد اكنون جسارت و شجاعت بازبيني مجدد استراتژيهاي گذشته را داشته باشيم. اين امر بمعناي بي‌احترامي به شخصيتهاي آن دوره نيست، اما واقع‌بيني اينست كه در صورت عدم موفقيت، دچار اشتباه گرديده‌ايم. بايد به اين امر اعتراف نمود در حاليه هيچ گونه توانايي نداشتيم، چنين وابسته نمودني (مسئله‌ي ملي به دمكراسي) تا جايي كه حداقل يك گروه ايراني را براي چنين دمكراسي‌اي مشخص نماييم. چگونه مي‌توان ايران را دموكراتيك نمود. چرا بايد چنين شيوه‌اي از خواست و حق ملت كرد را ـ كه خودمختاريست ـ به دمكراسي در ايران منوط گردانيد؟ اين واقعيت يك بعد مسئله است، بعد دوم آن، همگي اطلاع داريم كه جنگ مسلحانه به تاكتيك محوري اين مرحله تبديل گرديد. متأسفانه اين امر نيز بدور از اراده‌اي احزاب سياسي كرد، با جنگ ايران و عراق همزمان گرديد. جمهوري اسلامي نيز در فرونشانيدن جنبش ملي كرد بسيار موفق بود چرا كه توانست اين جنبش را به جبهه‌ي ضدانقلاب تبديل نمايد، بهرحال پشت جبهه‌ي جنبش كرد، دولت صدام حسين بود. بدون شك با اتمام جنگ ايران و عراق، شرايط تنها براي كرد در شرق كردستان تغيير نكرد، بلكه براي كردها در شمال و جنوب كردستان نيز تغيير نمود، بدين معنا كه تحولات و تطورات عميقي در وضعيت منطقه بوقوع پيوست. اما اين تطورات براي احزاب كردي شرق و شروع دوره‌ي اردوگاه‌نشيني و دوري از منطقه كه جنگ مسلحانه تاكتيك اصلي آنها بود بسيار مشهودتر است. در برهه‌ي اتمام جنگ سرد تا به كنوني، فعاليت سياسي به گونه‌ي سيستماتيك در ميان اين احزاب مشاهده نمي‌گردد. اين انفعال نيز در حالي صورت مي‌گيرد كه بعد از برهه‌ي جنگ مسلحانه، ما با حركت فرهنگي ـ مدني غني‌اي مواجه گشته‌ايم كه بعد از بقدرت رسيدن خاتمي و نسل نوين كرد در حال نشو و نما است. دلمشغولي سياست و بحث سياسي گشته است، ارتباط با تجربه‌ي قديم كاملاً گسسته و با احزاب نيز در ارتباط نمي‌باشد. چنين پيشامدي نيز بهرحال بخشي از اين بحران است، بخش سوم و بسيار مهم كه بنظر من از دو قسمت ديگر نيز بهتر است ساختار احزاب ما مي‌باشد. نه تنها از منظر نظامي بلكه از منظر فكري نيز حزب پيشاهنگ را داريم، حزب پيشاهنگ نيز حزب عقل كل جامعه است. تنها طرح سياست، سياست نيست، اقتصاد جامعه و ارتباطات اجتماع را نيز تعيين مي‌كند. چنين تعريفي از حزب پيشاهنگ (پيشرو) كه در اواخر دهه‌ي 80 تا حمله‌ي آمريكا به عراق بسيار ضعيف گشته بود [اكنون] نقش و تعريف خود را با تحولات عصر و تطورات اجتماعي و دموكراتيك در كردستان را از دست داده است بدون شك ميزان بالاي دانشجويان و رشد جمعيت پيدايش و رشد ارتباطات جديد اينترنتي، تأثيرات بسيار مشهودي را در متدهاي تفكري فعالين سياسي و فرهنگي ما ايجاد نموده است. بدين معنا اين احزاب از اين مرحله بدور مانده‌اند. هنگامي كه سخن از ارتباط است، منظور [افتراق] دو نسل است. نسلي قديمي كه در برهه‌ي جنگ مسلحانه رشد يافته و به بالندگي دست يافتند، و نسلي جديد كه در آن دوره كودكاني بيش نبودند و بعد از دوم خرداد وارد مطالعه و سياست به معناي نقد قدرت، گونه‌اي حلاجي و آناليز منازعات و ... [بوده] حقيقتي است كه روشنفكران بايد متخصص باشد، اما هر متخصصي روشنفكر نيست و روشنفكر در چنين جايگاهي بايد قبل از هر چيز داراي نظام معرفتي باشد و اگر در چارچوب اين سيستم معرفتي، بنا به هر دليلي خواهان دنبال نمودن خواست‌ها و آرزوها باشد، انعكاس ملموسي را بر جامعه بر جاي نهاد، بر همان مبنا مبحثي ابستره را مستقر مي‌نمايد. براي نمونه، من از پديده‌اي در جنوب كردستان ياد مي‌كنم كه در شرق كردستان نيز روبه رشد نهاده است، جذابيت مقوله‌ي پست مدرنيسم، اين مسئله در حالي رخ داده است كه با دهها پرسش جدي و تاريخي مواجه بود، و به آنها پاسخ داده نشده است. براي نمونه، هنوز تاريخ مهاباد در جنگ جهاني اول را ننوشته‌ايم، با هزاران مشكل مواجهيم، تا به كنون سرشماري دقيقي نداشته‌ايم هر چند گويا عده‌اي از دوستان به اين كار اقدام ورزيده‌اند بايد ساكنان شرق كردستان را بلحاظ ديني و... دريابيم، مقولات ساده‌اي را كه مي‌توان در جايگاه پروژه‌هاي روشنفكري جاي داد [براي مثال] ما به اين كارها مبادرت نمي‌ورزيم و در مقابل به نيچه مي‌پردازيم. از دوست عزيزي، كه خود را نيچه‌شناس مي‌داند، پرسيدم كه تا به حال چند متن نيچه را خوانده‌اي؟ تا آنجايي كه اطلاع داشته باشم در ايران 3 يا 4 كتاب نيچه را به فارسي برگردانده شده است. جواب داد كه همه‌ي آثار نيچه را خوانده‌ام. پاسخ دادم، مترجم آن آقاي داريوش آشوري چندين بار بمن گفته است كاشكي آن را ترجمه نمي‌كردم، در ترجمه‌ي آن اشتباهاتي داشته‌ام. چگونه مي‌توان با ترجمه‌ي 4 متني از نيچه به فارسي نيچه شناس شد [منظورم اين نيست] كه اين مباحث مهم نبوده و روشنفكران كرد نبايد به آن بپردازند بلكه اهميت اين مباحث براي يك روشنفكر در اين است كه بايد ابعاد قدرت سياسي در آن را [برجسته سازد]، به اين معنا بايد تعريفي برجسته گردد كه ما درگير مجموعه مسائل انتزاعي نگرديم. بر اين باورم كه با توجه به موقعيت كنوني و تاريخ كرد، كار روشنفكري كاري جمعي است به همين علت روشنفكران كرد بايد در جستجوي زباني باشند كه توان كار جمعي را داشته باشد. فعاليت نه به اين معنا كه ما پيرو يك ايدئولوژي خاص باشيم، بلكه به اين معنا كه بايد احساس نماييم كه هر كس در جايگاه و مقام خود باشد و نوعي تقسيم كار موجود باشد. چه كسي روشنفكر است يا خير چندان مهم نيست، مهم مسئوليت روشنفكري است.
گرديده‌اند و در چارچوب وضعيت واقعي ايران، راههاي ديگري براي مبارزه جسته‌اند. چنين خلايي حقيقتاً احساس مي‌گردد و بخشي از اين بحران است. بنا به تجربه سياسي شخصي خودم احتمالاً بدترين حالت در جريان مبارزه سياسي تكرار تجارب پيشين باشد و افتراق و گسست و عدم ارتباط اين دو نسل ممكن است چنين تكراري را سبب ساز گردد. در برهه‌ي كنوني براي ما در جايگاه نسل پيشين كه زاده‌ي شرايط جنگ سرد بوديم و جهان دوقطبي و تأثيرات ماركسيسم و راديكاليزم و رمانتيسيسم ناشي از جنگ مسلحانه [تأثيرات بسزايي داشتند] مشكل است كه سياست را در معناي جديد آن درك نماييم. اين پديده تأثيرات بسياري داشته و متأسفانه ما دچار آن گشته‌ايم.

چه آلترناتيوي براي سرگذرانيدن اين بحران موجود است؟ 
چندين سال است كه اين مسئله در قالب پلاتفرم ملي مطرح كرده‌ايم، بنظر مي‌رسد در شرايط سياسي كنوني وجود، سه خلأ احساس مي‌گردد، خلأ بين جنبش موجود در داخل با احزاب سياسي، خلأ بين روشنفكران داخلي و روشنفكران خارج و خلأ بين مجموعه تئوري‌هاي جديد سياست با سياست ماشيني داخل احزاب، بنظر من اگر تلاش نماييم كه قدم بقدم اين خلأها را پر نماييم، شايد در جريان [اين پروسه] بديلي براي رهايي از اين بحران ميسر گردد.

اين بحران روشنفكري و معرفت شناسي كه از آن سخن رانديد خود را در قالب چه ابعادي مطرح مي‌نمايد؟ جنبه‌هاي روشنفكري و معرفتي اين مسئله تا چه ميزان مي‌تواند در گذار از اين وضعيت كمك‌رسان باشد؟
 من اميدوارم در شرق كردستان به اين مسئله دقت وافي شود كه تجربه‌ي جنوب كردستان تكرار نگردد، پديده‌هايي در شرق كردستان مشاهده مي‌گردند كه چندان مثبت بنظر نمي‌‌رسند. دلنگراني و مشغوليت به مجموعه مسائل (انتزاعي) فلسفي است كه رابطه‌ي مستقيمي با استراتژي‌هاي سياسي ندارند. روشنفكر كسي است كه به نحوي از انحاء درگير مسائل سياست و قدرت بوده باشد، وظيفه‌ي روشنفكري است كه در مقطع مشخص جامعه خلأ بزرگ را مشاهده و بر مبناي نرم و رفتار و اخلاق و ساختار رفتار با ملزومات زمان، براي ايجاد پلي ميان آنها اقدام گردد. حال به هرگونه‌اي كه باشد روشنفكران ما در برهه‌ي مشخصي از تاريخ دچار بيماري‌اي گرديدند، در بخشي از آن خود مقصريم و در بخشي ديگر ، خير. ما هم به علت تبديل شديم و هم به معلول. به اين معنا علت هستيم كه همواره منابع ما دست سوم و چهارم [دست چندم] بوده‌اند. تيتر [اصلي] مقولات ما، پيش از آنكه از اهمات و ملزومات و حقوق ما سر چشمه گرفته باشد، از مد و جاذبه‌هاي [روز] نشأت مي‌گيرد. معلول هم هستيم، چرا كه روشنفكري نيز به جوامع شرق به نوعي تشخصي تبديل گرديده است. براي باز توليد اين تشخص، جهلي را كه باز توليد مي‌شود ـ چون در مباحثي كه به نام روشنفكري نيز مطرح مي‌گردد دقت نداريم ـ به بخشي از مشكلات اين سيستم تبديل مي‌شود [اما در نهايت] بر اين باورم كه توان رهايي و از سرگذرانيدن آن را داريم و در عين حال بايد به اين فكر نماييم كه چگونه برهه‌ي ايدئولوژيك بودن را از سر بگذرانيم.

۱۳۸۷/۰۹/۱۴

هه‌وڵه‌کانی به‌ ئایینی کردنی پرسی کورد له‌ ئێران



سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

 
یه‌کێک له‌ خاڵه‌ پۆزه‌تیڤه‌کانی جوڵانه‌وه‌ی کورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان تا ئه‌مڕۆ ئه‌وه بووه که‌ ئه‌م جووڵانه‌وه‌یه، مۆرکێکی ئاینی پێوه نه‌بووه‌ و هیچ حزبێکی سیاسی ئیسلامیش نه‌بووه که بتوانێت خه‌ڵک ئاڕاسته بکات. ئه‌و هه‌وڵه گه‌رچی له‌ سه‌ره‌تاکانی هاتنه سه‌ر کاری کۆماری ئیسلامی که ئه‌ویش به‌شێوه‌یه‌کی سنوردار له‌ هه‌ندێک ناوچه‌دا بره‌وی هه‌بوو، به‌ڵام له‌گه‌ڵ به‌رزبونه‌وه‌و په‌ره‌سه‌ندنی خه‌باتدا، که‌مڕه‌نگتر بووه تا گه‌یشته ئاستێک که‌شوێنه‌واری نه‌ما.

ده‌ربڕینی ئه‌و چه‌ند دێڕه دژایه‌تی نییه له‌گه‌ڵ هیچ ڕێکخراو و سازییه‌کی ئیسلامی، وه‌ک چۆن هێزه کۆمۆنیست و هێزه‌کانی دیکه مافی خه‌باتیان هه‌یه، هێزه ئیسلامیه‌کانیش هه‌ر به‌م شێوه ده‌بێ مافیان هه‌بێت، سه‌یر نییه ئه‌گه‌ر ڕێکخراوێکی چه‌پ یا هه‌ر ڕێکخراوێکی تر ڕاسته‌وخۆ یان ناراسته‌وخۆ هه‌وڵی دروستکردنی ده‌زگایه‌کی ئیسلامی بدەن. لێ ئه‌وه‌ی که بزوتنه‌وه‌ی کورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان خاڵی بووه له‌ پروپاگه‌نده‌ و ڕه‌ساڵه‌تی ئیسلامی، کاردانه‌وه‌یه‌کی سرووشتی خه‌ڵک و بزوتنه‌وه‌ی کورد به‌‌ هه‌موو بواره‌کانییه‌وه بووه به‌رامبه‌ر بە تیۆکراسی ئێران.

ئه‌وه‌نده‌ی بیرم یارمه‌تیم بدات، پێموابێت کریس کۆچێرایه که‌ ده‌ڵێت شۆڕشی داهاتووی ئێران شۆڕشێکی دژه‌ئایینی ده‌بێت، له‌به‌ر ئه‌وه‌ی کۆماری ئیسلامی ئێران، ئاینی به‌ هه‌موو مه‌زهه‌به‌کانییه‌وه له‌ پێش چاوی خه‌ڵک خستووه و ئه‌وه‌ش وای کردووه که به‌رده‌وام له‌ کوردستاندا مه‌یلی چه‌پ به‌سه‌ر مه‌یلی ڕاستدا زاڵ بێت.

هه‌ر وه‌ک له‌ سه‌ره‌وه‌ش ئاماژه‌م پێدا، بێگومان هه‌ڵنه‌گرتنی دروشمگه‌لی ئیسلامی خاڵێکی پۆزه‌تیڤی بزوتنه‌وه‌ی کورد بووه له‌ ڕۆژهه‌ڵات و جلێکی هاوچه‌رخانه‌تری کردووه به‌به‌ردا، هه‌ر ئه‌وه‌ش تا ڕاده‌یه‌ک مه‌شروعیه‌تی پێبه‌خشێوه‌ و خاڵی سه‌رنجی دیپلۆماته‌کانی بیانی و به‌واتایه‌کی تر ده‌رگایه‌کی دیالۆگ بووه به‌ره‌و ڕۆژئاوا. هه‌ر ئه‌وه‌ش تایبه‌تمه‌ندییه‌کی ته‌واو پێچه‌وانه‌ی کۆماری ئیسلامی به‌و بزووتنه‌وه‌یه به‌خشیوه‌.

به‌ڵام پاش ئه‌م هه‌موو ئه‌زمونه‌ی خه‌بات به‌ شێوازە جۆراوجۆره‌کانیه‌وه، به‌مدواییانه تا دێت هه‌وڵی ئیسلامیزه‌کردنی پرسی کورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌درێت و ئه‌مه‌ش شیاوی ڕامان و بیرکردنه‌وه‌یه. ئه‌وه‌ی به‌لای منه‌وه زۆر سه‌یره‌، ئه‌م خه‌باته هه‌م له‌ناوخۆ و هه‌م له‌ده‌ره‌وه ده‌ستی پێکردوه و به‌ جۆرێک مرۆڤ ده‌خاته ناو گومانه‌وه.

دامه‌زراندنی ڕێکخراوێکی ئاینی له‌لایه‌ن حدکاوه‌ له‌وه‌ زیاتر له‌سه‌ری نوسرا که منیش بمه‌وێت بۆچوونی خۆم ده‌رببڕم، به‌ڵام هه‌وڵی لایه‌نه‌کانی ناوخۆ و به‌تایبه‌ت هه‌وڵی ڕیفۆرمخوازه‌ کورده‌کان و هه‌ندێک تاقمی تر له‌ناوخۆ باسی زیاتر هه‌ڵده‌گرێت. ئه‌وانه ماوه‌یه‌که هه‌وڵی وروژاندنی پرسی کورد ده‌ده‌ن و له‌گه‌ڵیشیدا باسی هه‌ڵاواردنی ئاینی زه‌ق ده‌که‌نه‌وه‌ و به‌رێگه‌ی هه‌‌ندێک که‌سایه‌تی ئایینی یاخود ڕۆشنبیری فارس، کێشه‌ی کورد ده‌خه‌نه ناو قاڵبێکی ئاینیه‌وه. به‌مجۆره بوونه‌ته مینبه‌رێکی ڕاسته‌قینه بۆ بره‌ودان به‌مجۆره هزره‌ و هاوکا‌ت هه‌وڵێکی باش ده‌ده‌ن بۆ خولاسه‌کردنه‌وه‌ی کێشه‌ی کورد له‌چوارچێوه‌ی ئاییندا.

ئایا ئه‌مه هه‌وڵێکی سیسته‌ماتیکه یان ڕێکه‌وته؟ وه‌ک چۆن به‌رزبونه‌وه‌ی خه‌باتی نه‌ته‌وه‌یی کورد له‌ ڕۆژ‌هه‌ڵات جێگه‌ی به‌ هێزه ئیسلامییه‌کان لێژ کرد، ئایا لاوازبونه‌وه‌ی ئه‌م خه‌باته، سه‌ره‌تایه‌که بۆ زیندووبونه‌وه‌یان؟ هۆکاره‌کان هاتنه‌سه‌رکاری ئۆبامایه؟ ئایا به‌ ڕاستی ئه‌م زه‌مینه‌یه له‌ناو خه‌ڵکدا دروست بووه یان هه‌وڵێکی سیاسیه له‌لایه‌ن حزب یاخود سیسته‌مه‌وه؟ ئه‌مانه‌ و ده‌یان پرسیاری تر مرۆڤ ده‌خاته‌ ناو گومان و دڵه‌ڕاوکێوه. چونکه هه‌موومان کارنامه‌ی بزووتنه‌وه‌ی ئیسلامیه‌کانمان لانیکه‌م له‌م بیست ساڵه‌ی دواییدا له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست بینیوه. خۆ ئیسلام وه‌ک هێزی سێهه‌م له‌ باشوری کوردستانیش له‌به‌ر چاوه. تازه به‌تازه خه‌باتێک دێته ڕۆژه‌ڤمانه‌وه که‌ له‌مێژه‌ باوی به‌سه‌ر چووه.

ئایا بیر له‌وه کراوه‌ته‌وه که‌ ئه‌م ئاڕاسته‌یه سنوره‌کانمان له‌گه‌ڵ کۆماری ئیسلامی کاڵتر ده‌کاته‌وه‌ و به‌ گوێره‌ی ئه‌و سیگناڵه‌ی مونته‌زه‌ری و کروبییه‌کان و ئایه‌توڵڵاکانی دیکه‌ی ناو ده‌سه‌ڵاتیش ده‌یده‌ن هه‌وڵی که‌مکردنه‌وه‌ی هه‌ڵاواردنی ئاینی ده‌ده‌ن‌ و ئه‌گه‌ر هه‌ندێک ڕیفۆرمی ئاینیش له‌ناو ئێراندا بکرێت، هه‌مو ڕیسی کورد ده‌بێته‌وه به‌ خوری و هیچ ده‌سکه‌لایه‌کمان نامێنیت، بادانه‌وه‌ش له‌وانه‌یه ئیتر دره‌نگ بێت. با بزانین سه‌نگه‌ری مزگه‌وت تا چه‌ند ده‌توانێ ئه‌لته‌رناتیڤی عه‌لمانیه‌تی ده‌ره‌وه و خه‌باتی مه‌ده‌نی ناوخۆ بێت.

۱۳۸۷/۰۸/۲۵

باراک ئۆباما و بێهه‌ڵوێستی حزبه‌کانی ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان


سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

 
‌‌هه‌رچه‌ند ماوه‌یه‌ک به‌سه‌ر سه‌رکه‌وتنی ئۆبامادا تێپه‌ڕیوه، به‌ڵام هێشتا باسکردن و خوێندنه‌وه‌ی جواروجۆر بۆ ئه‌و سه‌رکه‌وتنه گه‌رموگوڕه. له‌ ڕاستیدا بوونی ئۆباما زۆر که‌س و ناوه‌ندی له‌ سه‌رانسه‌ری جیهان تووشی شۆک و سه‌رسوڕمان کرد، به‌ گشتی زۆر که‌س پێی وابوو که ئه‌مه سه‌رکه‌وتنی پڕۆسه‌یه‌کی دیکه‌ی دیموکراسییه له‌ ئه‌مریکا.

هه‌ر له‌گه‌ڵ سه‌رکه‌وتنیدا سه‌رجه‌م ده‌وڵه‌ت و داموده‌زگاکان و حزبه‌کان به‌تایبه‌ت ئه‌وانه‌ی به‌ جۆرێک زیاتر په‌یوه‌ندییان به‌ ئه‌مریکاوه هه‌یه، هه‌ڵوێستی خۆیان وه‌ک پشتگیری و خۆشحاڵی نیشان دا و ده‌ر‌‌بڕی، ده‌وڵه‌تانی خۆرهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست، چ ئه‌وانه‌ی پێیان خۆش و چی ئه‌وانه‌ی پێیان ناخۆش بوو، بروسکه‌یان بۆ ئۆباما نارد و خواست و چاوه‌ڕوانییه‌کانی خۆیان پێ گوت. کۆماری ئیسلامی ئێرانیش له‌ ڕیزی ئه‌و وڵاتانه‌دا بوو، واته بۆ یه‌که‌مجار له‌ هاتنه سه‌ر کاری ڕژێمی ئیسلامی ئێرانه‌وه. ئه‌مه‌ش سه‌رنجی جیهانیانی ڕاکێشا.

سه‌رکردایه‌تی کورد له‌ باشوری کوردستان هه‌ر چه‌نده‌ش به‌ سه‌رکه‌وتنی ئۆباما دڵخۆش نه‌بوو، به‌ڵام غه‌مگینی خۆیشی ده‌رنه‌بڕی و بێهه‌ڵوێست نه‌بوو. ته‌نانه‌ت بۆ ئه‌وه‌ی دره‌نگ بروسکه‌یه‌یان نه‌ناردبێ، ئه‌ته‌کێتی دیپلۆماسیان له‌به‌ر چاو نه‌گرت و له یه‌ک ‌ده‌زگای سه‌رۆکایه‌تی هه‌رێمه‌وه دوو په‌یامی پیرۆزبایی ده‌رچوو. حزبه‌کانی تریش به‌ جۆرێک له‌ جۆره‌کان خۆێندنه‌وه‌ی خۆیان بۆ هه‌بوو. ئه‌وانیش به‌ به‌ژن و باڵای ئۆبامایاندا هه‌ڵگوت و داوایان لێکرد که‌ بایه‌خ بدات به‌ دۆزی ڕه‌وای گه‌لی کورد و له‌سه‌رخستنی پرۆسه‌ی دیموکراسی له‌ عێراقدا ده‌وڵه‌ته‌که‌ی وه‌ک جاران هاوکار بێت و هیوای سه‌رکه‌وتنیان بۆ خواستبوو. ته‌نانه‌ت محه‌مه‌دی حاجی مه‌حمود، سکرتێری گشتی حزبی سۆسیالیست دیموکراتی کوردستان، ده‌ستپێشخه‌ری ده‌کا و چه‌ند مانگ پێشتر په‌یامێک ئاراسته‌ی سیناتۆر ئۆباما ده‌کا و پێشبینی سه‌رکه‌وتنی ده‌کا.  هه‌رچه‌ند نامه‌که‌ی حه‌مه‌ی حاجی مه‌حمود وه‌ک هی نامه‌که‌ی ئه‌حمه‌دی نژاد ده‌نگی نه‌دایه‌وه، به‌ڵام دیسان تێبینیه‌کانی خۆی بۆ ئۆباما و کورد خسته ڕوو.

بزوتنه‌وه‌ی کورد له‌ باکوری کوردستانیش دوای سه‌رکه‌وتنی ئۆباما هه‌نگاوێکی سه‌رنج ڕاکێشی به‌رز کرده‌وه، له‌ڕاستیدا نیشانی دا بزوتنه‌وه‌یه‌که له‌گه‌ڵ سیاسه‌تی دنیادا ده‌چێته پێش و نه‌بزی ڕووداوه‌کانی له‌ده‌ست دایه. بروسکه‌ی پیرۆزبایی له‌لایه‌ن په‌که‌که و کۆنگره‌ی گه‌ل و پارتی کۆمه‌ڵگەی دیموکراتیک به‌ جیا هه‌ر چه‌ند کاتژمێرێک پاش سه‌رکه‌وتنه‌که‌ی ئۆباما ده‌نگدانه‌وه‌ی له‌ ناوخۆ و ده‌ره‌وه له‌وه زیاتر بوو که‌ من وێنام کردبوو. بێگومان ئه‌و په‌یامانه هه‌ڵوه‌سته‌یان له‌سه‌ر ده‌کرێت.

به‌ڵام له‌م ناوه‌دا، پارته‌کانی کورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستان وڕ و کپ بوون. وه‌ک ئه‌وه‌ی شتێک پێچه‌وانه‌ی خه‌یاڵه‌کانیان ڕوی دابێت، بێده‌نگیان هه‌ڵبژارد. ئه‌گه‌رچی ئه‌وان به‌گشتی بێهه‌ڵوێستن به‌رامبه‌ر به دنیای ده‌ره‌وه و جیهانبینیه‌کی به‌رفره‌یان نییه، به‌ڵام به‌ حوکمی ئه‌وه‌ی به‌رده‌وام ئه‌مریکا له‌ لاشعوریاندا ئاماده‌گی هه‌یه، ده‌بوا ڕواڵه‌تیانه‌ش بێت، بۆچوون و چاوه‌ڕوانییه‌کانی خۆیان ئا‌شکرا بکردایه. ئه‌و بێده‌نگییه نائومێدی ئه‌وان ده‌گه‌یه‌نێ. ئاخر ئه‌وه چه‌ندین ساڵه خیتانی سیاسیی ئه‌وان له‌سه‌ر ده‌ستێوه‌ردانی سه‌ربازی ئه‌مریکا ساغ بۆته‌وه. ئه‌وان حه‌زیان له‌ سه‌رۆکێکی شه‌ڕانی وه‌ک بوشه نه‌ک که‌سێکی وه‌ک ئۆباما. له‌وه‌ ده‌چێ دوای مه‌ککه‌ین و پالین، په‌ژاره پارته‌کانی له‌مه‌ڕ خۆمانی داگرتبێ.

به‌هه‌ر حاڵ ئه‌و بێهه‌ڵوێستییه، تاسانی ئه‌و حزبانه‌ نیشان ده‌دا، چونکه به‌ ساڵانه حیسابی هه‌ڵه ده‌که‌ن و دیواری خوار به‌رز ده‌که‌نه‌وه. چونکه ئه‌وه چه‌ندین ساڵه خه‌ون به‌ ڕزگاری ئێرانه‌وه ده‌بینن له‌لایه‌ن ئه‌مریکاوه هه‌روه‌ک ئه‌فغانستان و عێراق. خه‌ون به‌وەوە ده‌بینن له‌ کۆشکه‌کانی تارانی پایته‌ختی ئازادکراو دان و کتوپڕ فه‌رمانده‌یه‌کی زه‌به‌لاحی ئه‌مریکی به‌ فڕۆکه‌یه‌کی جه‌نگی داده‌به‌زێ و ئه‌مانیش له‌سه‌ر ته‌ختی ده‌سه‌ڵات پێشوازی لێ دەکەن. بوش له‌گه‌ڵ ئه‌و هه‌موو هه‌ڕه‌شه‌یه‌شدا ئێرانی بۆ حزبه‌کان و گه‌ل ڕزگار نه‌کرد، به‌ڵام بوونی بۆ ئه‌و حزبانه دڵگه‌رمییه‌ک بوو، چونکه له‌ باوکێکی دڵڕه‌ق ده‌چوو، له‌ که‌سێکی به‌هێز که‌ ده‌تتوانی له‌ژێر سێبه‌ریدا خۆت حه‌شار بده‌ی و پێوه‌ی بنازی. به‌ڵام ئۆباما هیچ کوێی له‌ باوک ناچێت، بگره له‌ گه‌نجێکی لاواز ده‌چێت، ئه‌وه‌ش به‌لای حزبه‌کانی ئێمه‌وه مایه‌ی دڵخۆشی نییه.

۱۳۸۷/۰۸/۲۱

مارۆگولۆف و ئه‌لفبێ لاتینیه‌که‌ی


چیا مازی
له‌ لاتینییه‌وه: سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

 
مارۆگولۆف کێیه؟
ئیسحاق مارۆگولۆف، پێشه‌نگی ئه‌لفوبێی کوردی لاتینییه. وه‌لێ کوردانی باکوور شتێکی ئه‌وتۆیان له‌سه‌ر به‌رهه‌مه‌کانی و ئه‌لفبێیه‌که‌ی نه‌بیستووه. بۆیه ویستم ده‌رباره‌ی ئه‌م زاته هه‌ندێک زانیاری کۆ بکه‌مه‌وه و شاره‌زای ژیان و تێکۆشانی بم. به‌ڵام به‌داخه‌وه له‌ ئه‌نته‌رنێتدا ته‌نێ چه‌ند نوسراوێک هه‌بوون که‌ ئه‌وانیش به‌ تورکی نووسرابوون. نووسینه‌کانیش له‌ کتێبێک به‌ناوی (سیانزه لاپه‌ڕه‌ی سه‌رنج ڕاکێش له‌ مێژووی گه‌لی کورد ''Kurt Halk Tarîhînden 13 ilginç yaprak'') وه‌رگیرابوون. واته کتێبی نووسه‌ر و ڕۆشنبیر جه‌لیلێ جه‌لیل که‌ له‌ وه‌شانخانه‌ی ئه‌ڤره‌نسه‌ل چاپکراوه و ساڵی ٢٠٠٧ حه‌سه‌ن کایا ته‌رجومه‌ی کردووه. به‌ڕای من پێویسته زمانزانه‌کان کار له‌سه‌ر ئه‌مه بکه‌ن و بیخه‌نه‌ گفتوگۆوه.

له‌گه‌ڵ خۆمدا گوتم با جارێک منیش سه‌رنج ڕابکێشمه سه‌ر ئه‌م بابه‌ته و ئه‌م مرۆڤه ڕێزداره له‌ تۆی بابه‌تێکی کوردیدا بگونجێنم.

ده‌ڵێن:
ئیسحاق مارگولۆف کوڕی فه‌رهاده و به‌ ڕه‌چه‌ڵه‌ک ئا‌شوورییه. له‌ سه‌ده‌ی نۆزده‌هه‌مدا بنه‌ماڵه‌که‌یان کۆچبه‌ری ئه‌رمه‌نستان بوون و له‌گوندی ''دڤین'' که سه‌ر به‌ ''ئه‌ریڤان''ه نیشته‌جێ بوون. مارگولۆف ساڵی ١٨٦٨ له‌دایک بووه و دوای ئه‌وه‌ی خوێندنی مامۆستایه‌تی ته‌واو کردوه، له‌ساڵی ١٨٨٨ه‌وه سه‌ره‌تا له‌ گوندی ''شاته‌خت''ی نه‌خجه‌وان و ئینجا له‌ گوندی ''قه‌مه‌رلی'' ‌مامۆستایه‌تی کردووه. به‌ هۆی ئه‌وه‌ی ساڵانه له‌گه‌ڵ ماڵباته‌که‌ی ده‌چنه‌ هه‌واری ''ئه‌له‌گه‌ز'' بۆ ناو خانه‌واده کورده‌کان، له‌ ڕێی مناڵانی کورده‌وه فێری ئه‌و زمانه ده‌بێت و وه‌کوو زمانی زگماکی خۆی قسه‌ی پێ ده‌کات و به‌کاری دێنێت.

ده‌ ساڵی ١٩٠٥دا بۆ مامۆستایه‌تی ڕه‌وانه‌ی گوندی ''زۆرێ'' ده‌کرێ که‌ دانیشتوانی کوردن. وه‌ک کوڕه‌که‌ی ده‌گێڕێته‌وه له‌وێ ئه‌لفبێی زمانی کوردی ئاماده ده‌کات. هه‌روه‌ک ده‌زانین ساڵانی ١٩٢٠ قۆناغی وشیاربوونه‌وه و پێشکه‌وتنی کوردانی سۆڤییه‌ته. هه‌ر له‌و ساڵانه‌دا، ده‌وڵه‌ت ده‌یه‌وێت ئه‌لفبێ بۆ زمانی که‌مینه‌کان چێ بکات. بۆ چاره‌سه‌رکردنی ئه‌م پرسگرێکه، یه‌کێتی سۆڤییه‌ت ده‌وڵه‌تی قه‌فقازیا ڕاده‌سپێرێت و له‌وێ لێژنه‌یه‌ک له‌ که‌سانی پسپۆڕ پێک دێ که‌ خه‌بات ده‌که‌ن بۆ ئاماده‌کردنی ئه‌لفبێ بۆ که‌مینه‌ زمانییه‌کان. بڕیاری ئه‌لفبێی لاتینی بۆ گه‌له‌ک زمانی وه‌ک (تورکی، کوردی، ئاشووری، ئۆسه‌ت) ده‌درێت و داوا له‌ زانایانی ئه‌و نه‌ته‌وانه‌ ده‌کرێ له‌به‌رامبه‌ر هه‌ر ده‌نگێکدا تیپێکی لاتینی بدۆزنه‌وه‌و وه‌ک ڕاپۆرتێک پێشکه‌ش به‌ لێژنه‌که‌ی بکه‌ن.

سه‌ره‌تا که‌سانی وه‌ک ''ئۆربه‌للی'' و ''ن. مار'' که‌وتنه خۆ، به‌ڵام سه‌رکه‌وتنیان به‌ده‌ست نه‌هێنا. له‌و کاته‌دا مارگولۆڤیش که‌وته ناو هه‌وڵدانێکی چڕوپڕه‌وه‌ بۆ دانانی ئه‌لفبێیه‌ک به‌ زمانی کوردی. له‌ ساڵی ١٩٢٨دا مارگولۆف به‌گوێره‌ی فۆنه‌تیکی زمانی کوردی ئه‌لفبێیه‌ک داده‌نێت و ڕاده‌ستی لێژنه‌که‌ی ده‌کات که‌ لێژنه‌که‌ش په‌سند و پێشکه‌شی ده‌وڵه‌تی قه‌فقازیای ده‌کات. له‌ ساڵی ١٩٢٩دا ده‌وڵه‌تی قه‌فقازیا به‌‌ شێوه‌یه‌کی فه‌رمی ئه‌لفبێی مارگولۆف ده‌په‌ژرێنێ. به‌ دوای ئه‌مه‌دا مارگولۆف هه‌وڵی ناساندنی ئه‌لفبێیه‌که‌ی ده‌دات، مامۆستایانی کورد له‌ ده‌وری یه‌ک کۆ ده‌کاته‌وه و فێری ئه‌لفبێی تازه‌یان ده‌کات. به‌ناو کورده‌کاندا ده‌گه‌ڕێت و پێیان ده‌ناسێنێ.

به‌ڵام له‌ ساڵی ١٩٣٠دا ئه‌م ئه‌لفبێیه له‌ لایه‌ن وڵاتانی سۆڤییه‌ته‌وه هه‌ڵده‌وه‌شێته‌وه، له‌ ساڵی ١٩٤١دا له‌ ئه‌رمه‌نستان و به‌ پێی بڕیارێكی ئه‌و وڵاته ئه‌لفبێی كوردی به‌ تیپی كریلی داده‌نرێت و دانی پێدا ده‌نرێ. نه‌ ته‌نێ ئه‌لفبێی كوردی، به‌ڵكه هه‌موو ئه‌وانه‌ی به‌ لاتینی ئاماده كرابوون، هه‌ڵوه‌شێنرانه‌وه و كران به‌ تیپی كریلی. ئه‌مه‌ش بێ ئیراده‌ی كورد و نه‌ته‌وه‌كانی تر پێک دێت.

مارگولۆف تا له‌ ژیاندا بوو (٦ی ڕه‌زبه‌ری ١٩٣٣ كۆچی دوایی كردووه) كاری له‌سه‌ر ئه‌لفبێ و زمانی كوردی كرد. له‌ گۆڤارێكی ڕووسی زماندا به‌ ناوی ''وێژه‌ و چاندی ڕۆژهه‌ڵات'' بابه‌تێكی زانستی له‌سه‌ر ئه‌لفبێی كوردی بڵاو ده‌كاته‌وه‌ و ئه‌م نووسینه‌ش ده‌نگدانه‌وه‌یه‌كی زۆری ده‌بێت. دواتر چه‌ندین دۆسیه و به‌رهه‌می تریش هه‌ر له‌مباره‌وه ئاماده‌ ده‌كات.

به‌ڵام ئه‌وه‌ی له‌ خه‌باته‌كه‌ی مارگولۆفدا جێگه‌ی داخه ئه‌وه‌یه كه‌ هه‌وڵه‌كانی هاوكاتن له‌گه‌ڵ خه‌باتی جه‌لاده‌ت به‌درخان و هاورێیانی، ئه‌مه‌ش تا ڕاده‌یه‌ک ماندووبونی ئه‌وی شاردۆته‌وه. به‌ڵام چی وای كردووه كه‌ ئاگایان له‌ یه‌كتر نه‌بووه و سوودیان له‌ یه‌كتری وه‌رنه‌گرتووه. ئه‌وه‌ی ئاشكرایه ئه‌لفبێیه‌كه‌ی مارگولۆف له‌ ٣٧ پیت پێک دێ.

ژێده‌ر: ١٣ لاپه‌ڕه‌ی سه‌رنج ڕاكێش له‌ مێژووی گه‌لی كورد، (Kurt Halk Tarîhînden 13 ilginç yaprak)، جه‌لیلێ جه‌لیل، وه‌شانخانه‌ی ئه‌ڤره‌نسه‌ل، له‌وه‌رگێڕانی؛ حه‌سه‌ن كایا، 2007.

۱۳۸۷/۰۷/۲۹

لاوانی كوردستانی ڕۆژهه‌ڵات له‌ سایه‌ی حكومه‌تی كوردستاندا له‌ ڕه‌وشی خۆیان نیگه‌رانن


 وتوێژی ڕۆژنامه‌ی هاوبیر له‌گه‌ڵ من و چه‌ند گه‌نجێكی تر
''له‌یه‌كه‌م هاتنمدا به‌زیندان و هه‌ڕه‌شه‌ پێشوازیم لێكرا''

هاوبیر: له‌كه‌یه‌وه هاتوونه‌ته باشوری كوردستان، هۆی چییه و چۆن گوزه‌ران ده‌كه‌ن؟ 
سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی: نزیكه‌ی هه‌شت ساڵه له‌ باشوری كوردستان ده‌ژیم، له‌م ماوه‌یه‌دا هه‌م ژیانی سه‌ربازی ژیاوم و هه‌م ژیانی مه‌ده‌نی. به‌هۆی تێكه‌ڵبوونم به‌ سیاسه‌ت و كاری ڕێكخستنیه‌وه ناچار بووم ڕۆژهه‌ڵاتی كوردستان به‌جێ بهێڵم و له‌و ماوه‌یه‌ی كه‌ لێره‌شم، زۆرتر سه‌رقاڵی كاری ڕۆژنامه‌نوسی و چاپه‌مه‌نی بووم.

هاوبیر: ئایا پێتان وا نییه له‌لایه‌ن حكومه‌تی كوردییه‌وه پشتگوێ خراون؟ هۆی چییه؟ ئایا ئێران ده‌ستی هه‌یه؟ 
سەلاحەدین بایەزیدی: نه‌ ته‌نیا پشتگوێ خراوین، بگره زۆرجار كۆسپ و ئاسته‌نگیشمان بۆ دروست كراوه. به‌داخه‌وه ئه‌و پشتگوێخستنه‌ش زیاتر ڕووبه‌رووی ئه‌و كه‌سانه‌ ده‌بێته‌وه كه موعارزی ئێرانن و له‌ دژی ئه‌و ڕژێمه خه‌باتیان كردووه. له‌و ناوه‌دا گومانی تێدا نییه كه هاوكێشه سیاسییه‌كان له‌به‌ر‌چاو ده‌گیرێن و ئه‌مه‌ش به‌ر له‌ هه‌موو شتێ به‌ زیانی ئێمه ده‌شكێته‌وه. له‌ یاسای ئێره‌ به‌ ڕه‌سمی وه‌ک ''ئێرانی'' مامه‌ڵه‌مان له‌گه‌ڵ ده‌كرێت، واته له‌ وڵاتێكی تره‌وه په‌نامان هێناوه بۆ هه‌رێمی كوردستان و هه‌ر به‌ پێی ئه‌م پێناسه‌یه بێت ده‌بوایه وه‌ک په‌نابه‌رێک هه‌ندێک مافی بنچینه‌ییمان هه‌بوایه یان لانیكه‌م به‌مجۆره‌ی ئێستا بێنه‌ و به‌ره‌یان پێ نه‌كردایه‌ین. چونكه‌ هه‌ر مرۆڤێک ئازاده له‌ كوێ بیه‌وێ بژی، من پێم خۆشە له‌ كوردستان بژیم، ئێستا كه‌ ئه‌وان پێیان خۆش نییه ئەوە شتێكی تره.

هاوبیر: فشارتان له‌ سه‌ره‌ له‌لایه‌ن ئاسایش و حكومه‌ت؟
سەلاحەدین بایەزیدی: به‌ڵێ، له‌ یه‌كه‌م هاتنمدا به‌ زیندان و هه‌ڕه‌شه‌ پێشوازیم لێكرا. براده‌رێ له‌ ئاسایش به‌سه‌ریدا گوڕاندم ''تۆ پێویسته بدرێیته‌وه به‌ ئێران، ئێره جێگه‌ی تۆ نییه'' نازانم تاوانم چی بوو جگه‌ له‌ خه‌بات و دڵسۆزی بۆ نه‌ته‌وه‌كه‌م. له‌ كاتێكدا كه من له‌ زیندانی ئێراق و توركیاشدا ماومه‌ته‌وه، به‌ڵام هه‌رگیز وه‌ک زیندانی ئێره هه‌ڵسوكه‌وتم له‌گه‌ڵ نه‌كرا. تا ئێستا ده‌یان جار سه‌ردانی ئاسایشم كردووه، به‌داخه‌وه په‌نابه‌رییان پێ نه‌داوم. نازانم هۆكاره‌كه‌ی چییه، به‌ڵام به‌ته‌ئكید له‌ هه‌ر وڵاتێكی تر بوومایه، تا ئێستا مافی نیشته‌جێبوونم پێ درابوو. بێ ئه‌و مافه كه‌ مافێكی سه‌ره‌كییه هیج شتێكت پێ ناكرێت. نه‌ ده‌توانی بژی، نه‌ ده‌توانی كار بكه‌ی.

هاوبیر: حزبه كوردییه‌كانی ڕۆژهه‌ڵات چۆن سه‌یرتان ده‌كه‌ن، ئێوه تێڕوانینتان چییه بۆیان؟ چۆن ده‌ڕواننه دابه‌شبوونه‌كانی ئه‌مدواییه؟
سەلاحەدین بایەزیدی: نه‌ حزبه‌كانی ڕۆژهه‌ڵات كاریان زۆر به‌سه‌ر ئێمه‌وه‌یه و نه‌ ئێمه به‌ ئه‌وان. هه‌ر یه‌كه‌مان وه‌ک كه‌و سه‌رمان له‌ به‌فر ناوه بۆ ئه‌وه‌ی یه‌كتر نه‌بینین. ئه‌و حزبانه به‌داخه‌وه له‌ كۆمه‌ڵگە دابڕاون و ئێستا له‌ قه‌یرانێكی ڕێكخراوه‌ییدا ده‌ژین، دابه‌شبوونیشیان به‌ر له‌ هه‌ر شتێ ده‌گه‌ڕێته‌وه بۆ قه‌یرانی ناوخۆییان و ئه‌و مۆدیله حزبییه‌ی كاری پێده‌كه‌ن، هۆكاری ده‌ره‌كیشی هه‌یه، به‌ڵام هێنده‌ی هۆكاره ناوخۆییه‌كان به‌هێز نییه.

هاوبیر: هه‌ڕه‌شه‌ی ئیتلاعات و فشاره‌كانیان؟
سەلاحەدین بایەزیدی: تا ئێستا به‌شێوه‌یه‌كی ڕاسته‌وخۆ له‌لایه‌ن ئیتلاعاته‌وه فشارم نه‌خراوه‌ته سه‌ر. به‌ڵام هه‌ر ناو و بوونی ئیتلاعات و ئێران بۆ خۆی فشاره.

هاوبیر: حه‌ز ده‌كه‌ن له‌ ڕۆژهه‌ڵات وه‌ک حكومه‌تی هه‌رێمی كوردستان ئه‌زموونی ئێره دووباره بێته‌وه؟
سەلاحەدین بایەزیدی: هه‌رگیز پێم خۆش نییه، هه‌ر چه‌ند پێم وانییه به‌و شێوه‌یه‌ی ئێره دووباره بێته‌وه چونكه بارودۆخه‌كان جیاوازن.

هاوبیر: ئایا ئه‌و گه‌نده‌ڵییانه‌ی كه لێره هه‌یه، پێتان وا نییه له‌ ئیداره‌ی ڕۆژ‌هه‌ڵاتیش دووباره بێته‌وه له‌ ئه‌گه‌ری ئازادی ڕۆژهه‌ڵاتی كوردستان؟
سەلاحەدین بایەزیدی: سیسته‌می سیاسی و ئیداری ئێره‌، مۆدێلی ئیده‌ئالی حزبه‌كانی ڕۆژهه‌ڵاته، لەبەر ئه‌وه‌ی سه‌رجه‌م حزبه كوردییه‌كانی هه‌ر چوار پارچه‌ی كوردستان له‌سه‌ر یه‌ک پێكهاته‌ی سیاسی بونیاد نراون، ئه‌گه‌ر ده‌سه‌ڵاتیان به‌ده‌ست بێت، هیچ جیاوازییه‌كیان له‌گه‌ڵ یه‌ک نابێت. به‌تایبه‌ت حزبه‌كانی ڕۆژهه‌ڵاتی كوردستان كه له‌ باوه‌شی حزبه‌كانی باشوور دان و ئه‌م كلتوره كاریگه‌ری له‌سه‌ر داناون.

هاوبیر: پێتان باشه بگه‌ڕێنه‌وه بۆ ڕۆژهه‌ڵات یان بمێننه‌وه یان ده‌ربچن بۆ هه‌نده‌ران؟
سەلاحەدین بایەزیدی: هه‌ر كه‌سێكی تر له‌ بری من بوایه ڕێگه‌ی گه‌ڕانه‌وه بۆ ئێرانی هه‌ڵده‌بژارد به‌حوكمی ئه‌و هه‌موو گوشاره‌ی دێته سه‌ر ڕێم، خوێشم زۆر جار بیرم له‌وه كردۆته‌وه، به‌ڵام پردی گه‌ڕانه‌وه‌م بۆ هه‌تاهه‌تایه ڕوخاندووه، چونكه ئێران به‌ گه‌وره‌ترین و سه‌ره‌كیترین دوژمنی كورد ده‌زانم. له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌شدا نه‌ ئه‌مڕۆ و نه‌ سبه‌ی ئاره‌زوو ناكه‌م له‌ كوردستان بژیم، ژیان له‌ كوردستان خه‌ونه‌كانمی به‌راوه‌ژوو كرد و نامه‌وێ له‌وه زیاتر بوونی خۆمم به‌رچاو بكه‌وێت، بۆیه ئه‌گه‌ر بچوكترین ده‌رفه‌تی ده‌رچوون بۆ هه‌نده‌رانم بۆ بره‌خسێت، به‌وپه‌ڕی خۆشییه‌وه نیشتمان جێده‌هێڵم. ئه‌وه‌ی من له‌ نیشتمانی خۆم و له‌ ده‌ستی هاوڕه‌گه‌زه‌كانم چێشتوومه، زامێكه و به‌ هیچ ساڕ‌ێژ نابێت.

شایه‌نی باسه به‌پێی هه‌واڵێكی سایتی www.4rojhelat.org ناوبراو له‌ژێر ئه‌و فشارانه‌دا ناچار بووه كوردستان به‌جێ بهێڵێ به‌‌ره‌و هه‌نده‌ران.

۱۳۸۷/۰۲/۰۷

پشیله‌ی کوردی و پشیله‌ی ‌عێراقی!



سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

 
کاتی خۆی له‌جه‌نگه‌ی شه‌ڕی براکوژی نێوان یه‌کێتیی نیشتمانی کوردستان و پارتی کرێکارانی کوردستاندا وتاری نووسه‌رێکم خوێنده‌وه له‌سه‌ر هۆکاره‌کانی ‌شه‌ڕ و هێزه‌کانی پشت‌په‌رده که‌ وه‌بیرم نایه‌ نووسه‌ره‌که‌ی کێ بوو، به‌ڵام بە بیرم دێ ئاماژه‌ی به‌وه کردبوو که یه‌کێتی نیشتمانی له‌و شه‌ڕه‌دا بۆته دارده‌ست و شوبهاندبووی به‌ پشیله که‌ ده‌یانه‌و‌ێت مشکی پێ بگرن. نووسه‌ره‌که سه‌رنجی بۆ ئه‌وه ڕاکێشابوو که له‌وانه‌یه هاوپه‌یمانانی یه‌کێتی نیشتمانی بۆ شه‌ڕ دژی پارتی کرێکاران، ته‌نانه‌ت دژی ئه‌و حزبه‌ و سه‌رکردایه‌تیه‌که‌شی (یه‌کێتی) بن، به‌ڵام به‌ هێنانه‌وه‌ی په‌ندێکی کۆن که‌ "پشیله ڕه‌ش بێت یان سپی، گرنگ نییه، گرنگ ئه‌وه‌یه مشک بگرێت"، ڕووداوه‌کانی شی کردبۆوه.

چه‌ند مانگ له‌وه پێش دیسان ئه‌م په‌نده له‌به‌ر چاوم زه‌ق بوویه‌وه، کاتێک سه‌رۆککۆماری عێراق جه‌لال تاڵه‌بانی، له‌به‌رامبه‌ر داخوازی تورکیا بۆ ڕاده‌ستکردنه‌وه‌ی کادیرانی په‌که‌که و به‌تایبه‌ت سه‌رانی ئه‌و حزبه، هه‌ڵوێستی نواند و وتی "ته‌نانه‌ت پشیله‌یه‌کی کوردیش ته‌سلیم به‌ تورکیا ناکه‌ینه‌وه"، ئه‌و ‌قسه‌یه‌ی مام جه‌لال له‌ناو که‌ناڵه‌کانی ڕاگه‌یاندنی کوردی و تورکیدا ڕه‌نگدانه‌وه‌ی هه‌بوو و منیش به‌خوێندنه‌وه‌ی هه‌واڵه‌که، بێ ویستی خۆم بزه‌یه‌ک نیشته سه‌ر لێوم. بزه بۆ ناوه‌ڕۆکی خودی قسه‌که‌ و هه‌روه‌ها هه‌ڵبژاردنی پشیله ‌له‌ناو سه‌رجه‌م ئاژه‌ڵانی تردا.

به‌هه‌ر حاڵ هه‌م له‌دڵدا ئافه‌رینێک و هه‌م له‌نه‌ستدا، دوودڵی و گومانێک قه‌تیس ما. چونکه به‌گوێره‌ی وته‌ی ڕۆژنامه‌نووسێکی بیانی، مام جه‌لال له‌ ڕیزی ئه‌و سه‌رۆکانه‌یه که له‌به‌رامبه‌ر قسه‌کانی خۆی به‌رپرسیار نییه‌ و زۆرترین ناکۆکی و ڕه‌تکردنه‌وه له‌ هه‌ڵوێسته‌کانیدا به‌دی ده‌کرێت. ئه‌و قسانه به‌گوێره‌ی هه‌لومه‌رج له‌ وڵاتێکه‌وه بۆ وڵاتێکی دیکه‌ ده‌گۆڕێن و چه‌ند مانگی به‌سه‌ردا تێناپه‌ڕێ که له‌لایه‌ن نووسینگه‌ی سه‌رۆککۆماری یا خودی سه‌رۆککۆماره‌وه به‌درۆ ده‌خرێنه‌وه.

له‌وانه‌یه سه‌رۆککۆمار وا هه‌ست بکا هه‌موو که‌سێک وه‌ک خۆی فه‌رامۆشکاره، یان له‌و کاته‌دا بیری له‌وه نه‌کردبێته‌وه که ‌له‌ ئه‌نکه‌ره ڕۆژنامه‌نوسێکی تورک به‌ربینگی پێ ده‌گرێت و لێی ده‌پرسێ؛ ئایا ده‌کرێت ئه‌و هه‌ڵوێسته‌مان بۆ ڕوون بکه‌یته‌وه که له‌ وه‌ڵامی داخوازی تورکیادا گوتت من ته‌نانه‌ت پشیله‌یه‌کی کوردیش ته‌سلیم ناکه‌مه‌وه؟ سه‌رۆککۆماریش زۆر ناشیانه، نکۆڵی له‌ قسه‌که‌ی خۆی بکات و بڵێ؛ ئێوه به‌ هه‌ڵه تێگه‌یشتوون من گوتوومه پشیله‌ی عێراقی نه‌ک پشیله‌ی کوردی!

که‌واته پشیله‌ی کوردی ته‌سلیم ده‌کرێته‌وه.

به‌ڵام به‌ر له‌وه‌ی ناکۆکیی نێوان قسه‌کانی مامجه‌لال شتێکی سه‌یر بێ و هه‌ڵوه‌سته‌ی له‌سه‌ر بکرێ، ئه‌و وته‌یه‌ی سه‌رنجڕاکێشه که ئێمه هاووڵاتیانی عێراقی ته‌سلیم به‌ تورکیا ناکه‌ینه‌وه و ئه‌مه پێچه‌وانه‌ی یاسای بنچینه‌یی عێراقه.

ئاوه‌ژووکردنی ئه‌م وته‌یه به‌م ئه‌ندازه‌یه ده‌بێته مایه‌ی پێکه‌نین؛ بۆ کام وڵات هاووڵاتیانی خۆی ته‌سلیم به‌ وڵاتێکی دراوسێ ده‌کاته‌وه؟ به‌ دووریش نییه دیپلۆماسی و سیاسه‌تی مامجه‌لال بۆ ڕازیکردنی دڵی وڵاتانی دراوسێ و دۆست، له‌ئه‌نجامدا ببێته هه‌ڕه‌شه بۆ سه‌ر ژیانی هاووڵاتیانی عێراقیش.

ئاخۆ گه‌ر د. مه‌حمود عوسمان و مه‌سرور بارزانی که له‌ناو لیستی داواکراوانی تورکیادا بوون، هاووڵاتییه‌کی ئاسایی بوایه‌ن، چ چاره‌نووسێکیان به‌سه‌ر ده‌هات؟

ناکرێ هه‌موو شتێک پاساوێکی سیاسی یاخود دیپلۆماسی بۆ بهێنرێته‌وه، وه‌ک ئه‌وه‌ی لایه‌نگران و ده‌وروبه‌ری مام جه‌لال ده‌یکه‌ن، ئه‌م قسانه ئه‌گه‌ر له‌ کرده‌وه‌شدا هه‌ڕه‌شه‌ نه‌بێ بۆ سه‌ر ژیانی سه‌دان خه‌باتگێڕ و په‌نابه‌ر، جۆرێک له‌ نه‌فس‌نزمی و بێ‌متمانه‌یی دروست ده‌کات.. خۆ ئه‌گه‌ر هه‌ندێکجار له‌ پراتیکدا نابنه هه‌ڕه‌شه، ئه‌وه له‌ ئه‌نجامی خۆش‌نییه‌تی به‌رامبه‌ره‌که نییه، به‌ڵکو په‌یوه‌ندیی به‌وه‌وه هه‌یه که له‌ده‌سه‌ڵاتی ئه‌و به‌ده‌ره.

له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌شدا ئه‌گه‌ر به‌ جارێک شۆڕشگێڕان ته‌سلیم و سنوورداشیان ناکات، تا ئه‌و جێگایه‌ی له‌ ده‌ستی بێت، کوردستانیان لێ ده‌کاته دۆزه‌خ. ئه‌گه‌ر قۆڵبه‌ستیان ناکات، ده‌مبه‌ستیان ده‌کات. ئه‌گه‌ر سیاچاڵه‌کانیان پێ پڕ ناکا، زیندانێکی گه‌وره‌تریان له‌ناو وڵاته‌که‌یدا بۆ دروست ده‌کات.

له‌ کوردستانی ‌عێراق، هێشتاش ڕه‌وتی ژیان به‌ پێی یاساکانی جه‌نگه‌ڵ ده‌ڕواته پێش. کێ لاواز بوو مه‌حکوومه به‌ مه‌رگ و کێ به‌هێز بوو، قسه‌ی یه‌که‌م ده‌کا... ماسییه گه‌وره‌کان، ماسییه بچووکه‌کان ده‌خۆن، گورگه‌کان، په‌ز هه‌ڵده‌دڕن و بێگومان پشیله‌کانیش له ‌بازنه‌ی ئه‌م سووڕی مانه‌وه‌یه به‌ده‌ر نین.

۱۳۸۷/۰۱/۰۵

لەسەر وشەی "مەمک" سەرجەم بەرهەمەکانم سانسۆر کران


دیمانە: سەلاحەدین بایەزیدی
پرسیار زۆرن بۆ کەسێک کە نیو سەدەیە بە ئادگاری چیرۆکی ئێرانەوە دەدرەوشێتەوە، بەڵام بەر لەوەی ئەو لە وەڵامدانەوە ماندوو بێ، تۆ خۆت لە پرسیار دەدزیتەوە، چونکە هەست دەکەی ئازارەکانی هێندە زۆرن، ناتوانی بەرگەیان بگری. بە سیمایەکی ماندوو و زەردەخەنەیەکی تاڵ، بەرسڤی ئەو پرسیارانە دەداتەوە کە پێوەندییان بە ژیانی خۆیەوە هەیە، دەڵێ: "لەسەر وشەی مەمک، سەرجەم بەرهەمەکانیان سانسۆڕ کردم. نەمدەزانی چ لەباتی ئەو وشەیە دابنێم"، ئینجا ڕووی پرسیاری دەکاتە من: "نوسیبام منداڵەکە دەمی نا بە سینگە پڕ لە شیرەکەی دایکییەوە؟" پاشان بە پێکەنینەوە بەردەوام دەبێ: "بڕوانن لە ئێراندا سانسۆڕ چ تەنزێکی تاڵە."

وەک دەزانین ئێوە بەهۆی هەندێک هەلومەرجی تایبەتەوە ماوەیەکى زۆر لە ئەدەبیات دابڕان، ئەمەش بێگومان ڕاستەوخۆ کاریگەری لەسەر ئەفراندنی ئەدەبی دادەنێ، ئاخۆ ئەم دابڕانە لە ئەدەب، زەبرى لە ژیان و بەتایبەت بەرهەمەکانى ئێوە نەدا؟
بێگومان قۆناغێکى زۆر، واتە نزیکەى شازدە حەڤدە ساڵ دابڕام، تەنانەت نەمتوانى کتێبێکیش بخوێنمەوە، زەبرێکى زۆر گەورەى لە کارى چیرۆکنووسىی من دا، ڕاستەوخۆ زەبرى لە ڕەوتى چیرۆکنووسین لەناوچەکە دا، نازانم چەندە ئاگادارى ئەوەن کە لەو ماوەیە چى ڕووی دا، بەڵام پێنج ساڵ لە گۆشەى زینداندا بووم. پێشتریش سێ ساڵ دەربەدەر ببووم، هەشت ساڵ ئاوا ڕابرین، دواى ئازادیم لە زیندان هیچم نەبوو، نە پشتیوانێکم هەبوو نە پیشەیەک، ناچار بووم ڕوو لە کرێکارى بکەم، بە پێچەوانەى ئەو شتەى خۆم دەمویست، ئێوەش باش دەزانن کە کرێکارێک تەنانەت کاتى بیرکردنەوەشى نییە چ جاى نووسین و خوێندنەوە، ژیانم بەفیڕۆ چوو، ڕۆژانە دوازدە سەعات کارم دەکرد.

لەبەرهەمەکانى ئێوەدا سەرتاپا دەربڕینێکى شاعیرانە دەبیندرێ، هەر چەندە ئەمە زۆربەى ڕۆماننوس و چیرۆکنووسە گەورەکانى ئێران دەگرێتەوە، ئێوە چۆن دەربڕینێکى شاعیرانە لە چیرۆکەکانتاندا بەکار دەهێنن؟
من جگە لە چیرۆک، شیعریش دەنووسم. شیعرەکانم لە گۆڤارە هەرە باشەکانى ئێراندا بڵاو دەبنەوە، بەڵام کارى سەرەکىی من شیعرنووسین نییە، لە پەراوێزى کارەکانمدا شیعر هەیە، جگە لەمە ژیانى من پتر لە سروشتدا تێپەڕیوە و زۆر سەرسامم بە سروشت، من یەکەم کارە هونەرییەکانى خۆمم بە نیگارکێشى دەست پێ کرد کە دواجار وازم لێ هێنا. ئەمانە هەموویان کاریگەرییان لەسەر دەربڕینى شاعیرانە داناوە، هەروەها سەبارەت بە مەسەلەى زمان زۆر سەختگیرم و دەشزانن ئەدەبیاتى کلاسیکى ئێران پڕیەتى لە شیعرى جوان و پتەو کە من زۆر هۆگریانم و بەردەوام دەیانخوێنمەوە، بەتایبەتى شیعرەکانى نادر نادرپوور کە پڕن لە دیمەنى ناوازە و سەرنجڕاکێش. ئەمانە گشتیان کاریگەرییان لەسەر تەبع و زمانى من داناوە.

باشە ئەم عەشقەى سروشت و گوند وا ناکات کە ئێوە بێبەش بن لە ئەدەبیاتى هاوچەرخ و نەتوانن وەڵامدەرەوەی بەشێکی زۆر لە خوێنەران بن؟
ژیانى من لە شار تێدەپەڕێ کە هیچ سەرنجم ڕاناکێشێت، یانى ئەگەر بەدەست خۆم بوایە، دەچوومە گوند و لەوێ دەژیام، چونکە بیرکردنەوەى ئەمڕۆ جیهانییە، شار و گوندى نییە، ئەدەبیاتى داستانخوێنیش جیهانییە، هەرێمى نییە، بەڵام ئەوانە پێوەندییان بە مەیلى تایبەتى نووسەرەوە هەیە، هەندێ کەس لە کارەکانیاندا زۆر وشک دەنوسن، من وەک خۆم هیچ حەزم لە خوێندنەوەى ئەم جۆرە چیرۆکانە نییە، پێم وایە ئەگەر خوێنەرێک لە شار بژی و هەموو شتەکانى شار، کاریگەرى نێگەتیڤى لەسەر ڕۆحی ئەو هەبێ، ئەدەبیاتی شاعیرانە یاخود دێهاتییانە یارمەتى دەدات، دیارە زۆربەى خوێنەرانیش خەڵکى شارن، بۆیە کارێکى ئاگایانەیە. هیچ پێداگرییەکم لەسەر ئەم بابەتە نییە، خۆتان دەزانن کە لە چیرۆک نووسیندا، ئەوە ناوەرۆکە فۆرم دیارى دەکات و تەنانەت کاریگەرى لەسەر زمانیش دەبێت، لەوانەیە سوژەیەک لە شار ڕووی دابێت، ئەم سوژەیە زمانى تایبەتی خۆى دەوێت، دیمەنى خۆى دەوێت، بۆیە نووسەر ناچارە لەم چوارچێوەیەدا بجووڵێتەوە. زمانى وشک، دیمەنەکانى کورت و تاقەتپڕوکێنە. چونکە ژیانى شار، خۆى تاقەتپڕوکێن و بێ ڕوحە، ئەم جۆرە ژیانە کاریگەرىی لەسەر زمان، دیمەنەکان و فۆرم دادەنێت.

ئاماژەتان بە ژیانى نووسەرىی خۆتان و هەروەها زیندان و ژیانی کرێکارى دا، ئایا ئەمانە وایان نەکرد ناهومێد بن و ئەم ناهومێدییەش ڕەنگدانەوەى هەبێ لەسەر بەرهەمە ئەدەبییەکانتان؟
بۆچى. ناتوانم بڵێم ناهومێد نەبووم، ئەم ژیانە، بێتاقەتى لەگەڵ خۆیدا دەهێنێ، ناهومێدییەک لە ناخەوە، بەڵام چونکە ژیانم هەر لە سەرەتاوە دژوار و ناخۆش بووە و ئێستاش کە ئێستایە یەخەى بەرنەداوم، گیانسەخت ڕاهاتووم. ئەمە واى لێ کردووم لە بەرانبەر ئەم ناهومێدییانەدا خۆڕاگر بم. خۆڕاگرییەکى دەروونى نەک فکرى و ئایدۆلۆژى. سەرنج بدەنە ئەو گیایەى لە شۆرەکات شین دەبێ، گەڵاکانى زۆر وردن و لقەکانیشى کورت و ناسکن، ئەوە بەرهەمى هەلومەرجى شۆرەکاتە. لەگەڵ ئەوەشدا ئەم گیایە بەم بچووکى و وردییەى خۆیەوە، دەیەوێ بمێنێتەوە و خۆ ڕادەگرێ، وەلێ فەزاکە پڕە لە ناهومێدی، شەوانى سارد، گەردەلوول و تەپوتۆز. دیسان ئەم گیا بچووکە، بەهۆی ئەوەی دەیەوێ زیندوو بمێنێتەوە، خۆى لەگەڵ شۆرەکات ڕادێنێ، لە کوێستانەکانیشدا هەر وایە، لەنێو دڵى زنار و بەردەکاندا گیایەکى شین ڕوواوە. یەکێک لەو هۆکارانەى واى کردووە سروشتم خۆش بوێت، ئەم یاسایەى سروشتە. ئێمە وەک هونەرمەند و مرۆڤ دەتوانین زۆر وانە لە سروشتەوە فێر بین، فەزاکە ناهومێدکەرە وەلێ هیچ چارەیەکت نییە جگە لە خۆڕاگرى.

بۆ ئەوەندە پێداگر بوون لەسەر نووسین و ئیشێکی دیکەتان تاقی نەکردەوە، ئەی ''ئەوان'' بۆ وازیان لێ نەدەهێنای؟
زیندان لە تافی لاویدا مەلەفێکی گەورەی بۆ دروست کردم، هەمیشە لەژێر چاودێریدا بووم. ئەوە بوو بە کۆسپێکى سەرەکی بۆ دامەزراندنم. تەنانەت ڕێگەیان لە هەموو کارێکم دەگرت. دواى ئەو ڕووداوەو پاش دە ساڵ دیسان گیرامەوە، کە شۆڕشى ئێران دەستى پێ کرد، ساڵێک دواى ئەوە مامۆستا بووم، دواتر دەرکرام. ئێستاش هیچ دەرفەتێکى ژیانم پێ نادرێ، تەنانەت ڕێگە نادرێ بە کارێکەوە سەرقاڵ بم. ڕێگریم لێ دەکەن. من دەمویست دوکانێکى بچووک بکەمەوە و چیپس بفرۆشم، ڕێگەیان پێ نەدام. سەرنجڕاکێشە. بوارى ژیانم بەرتەسک دەکرێتەوە، بارودۆخەکە وەها جێگەى ناهومێدییە کە بیر لەوە دەکەمەوە بمێنمەوە یان نا. مانەوە و نەمانەوەم بۆتە کێشە، ئێستاش بێکارم و ماڵەکەم فرۆشتووە بۆ ئەوەى بژیم، ئەگەر ئەم ماڵەشم بفرۆشم چى؟ بچمە کوێ؟

لە کۆتاییى دەیەکانى چل و سەرەتاکانى دەیەى پەنجا، جۆرێک لە ئەدەبى هەژارانە لە ئێران برەوى هەبوو، بە بۆچوونى ئێوە ئەم جۆرە نووسینانە یان بیرکردنەوانە زەبر لە ناوەڕۆک و پێکهاتەى چیرۆکەکان نادەن؟
بەڵێ، بەڵام ئەم جۆرە ئەدەبیاتە بەرهەمى هەلومەرجى ئەوکات بوو. بەرهەمى هەلومەرجى کۆمەڵایەتى، ئابوورى و کەلتوورى ئەو سەردەمە بوو، هەم ئەدەبیاتى هەژارانە و هەمیش ئەدەبیاتى سیاسى لە چلەکان و پەنجاکاندا برەویان هەبوو، هەردووک لەم تایبەتمەندییانە زەبریان لە ناوەرۆکى چیرۆک دا، تەنانەت زەبرى گەورەشیان وەشاند. بەڵام ئەمە زۆرەملێ بوو، هەلومەرج ئەوەى دەسەپاند. لێرەدا با بیرەوەرییەکى خۆمتان بۆ بگێڕمەوە، کتێبێکم بڵاو کرایەوە و تێیدا ویستومە خۆم لەو فەزایە ڕزگار بکەم کە ئاماژەت پێ دا، چونکە بڕوام پێى نەبوو، ئەودەم ''ساڵى کۆرپە''م نووسى کە بەرهەمێکى تەواو هونەرى بوو. ئەو کەسانەش کە تێڕوانینى هونەرییان خورت بوو، پێشوازییان لەم کتێبە کرد، بەڵام چونکە فەزاکە زۆر سیاسى بوو و پەرەى بە ئەدەبى هەژارانە دەدا، هەندێ کەس بەتوندى بەرەوڕووی بوونەوە و ڕەتیان کردەوە. یەکەمین بەرهەمم کۆمەڵە چیرۆکێک بوو بەناوى ''زام''، ئەم کتێبەش تا دوا ڕادە هونەرییە، چونکە هیچکات لەسەر ئەو بڕوایە نەبووم کە ئەدەبیات پەلکێشى ئەو گۆڕەپانە بکرێت. یەکەم چیرۆکم، چیرۆکێکى سوورئالیستیە و چەند چیرۆکى سیمبۆلیکیشى تیایە. تەنها یەک ــ دوو چیرۆکیان ڕیالیسین، بەڵام هەلومەرج ئەم جۆرە ئەدەبیاتەى ڕەت دەکردەوە، هەلومەرجى سیاسى زەبر لە ئەدەبیات دەدا. هەڵبەت مەبەستم بیرکردنەوە نییە، بیرکردنەوە گەشە بە ئەدەبیات دەدا، بەڵام ڕەوتە سیاسییەکان کە بە گشتى تەمەنیان کورتە، ئەمانە ئەدەبیات قرێژ دەکەن و نووسەر پێویستە خۆى لەم جۆرە تێڕوانینانە بپارێزێ.

نووسینەکانتان زیاتر ڕەنگدانەوەى ژیان و گوزەرانى خەڵکى دەڤەرەکە و بەتایبەت کرماشانن، لە هەمووشیاندا ڕوحێکى کوردانە بەرجەستەیە، بۆچى هێندە گرنگى بەم تایبەتمەندییە دەدەن؟
بەڵێ وایە. ئەمە دەگەڕێتە بۆ ژیانى تایبەتی خۆم. زیاتر لە نیو سەدەیە لە کرماشان دەژیم. کوردستان بەگشتى هێلانەى من بووە، هەر لە کرماشانەوە تاکوو مەهاباد. خۆیشم کوردم. وەکو کوردێک نەتەوەى خۆم خۆش دەوێ. حەزم لە دابونەریت و کولتورەکەیەتى. چونکە لەم بارەوە زۆر دەوڵەمەندە. وەک نووسەرێکى کورد، بەشێوەیەکی خۆڕسک، ژیانى خەڵکى کورد لە بەرهەمەکانمدا ڕەنگى داوەتەوە، نەک بڵێی بەسەرمدا سەپابێ، لە دوایین بەرهەممدا "افسانە سیرنگ" کە بەرگى یەکەمى بڵاو بۆتەوە، هەمووی گێڕانەوە و بەسەرهاتى ژیانى گەلی کوردە.

لە سەرەتادا باسى ئەوەتان کرد کەوتونەتە زیندانی ئێرانەوە، وەک دوا پرسیار دەمەوێ بزانم هۆکارەکەی چی بوو، هەڵبەت ئەگەر خۆتان بتانەوێ باسی بکەن؟
هەڵبەت، بۆچی باسی نەکەم، چیم ماوە تاکوو لێی بترسم؟ پێنج ساڵ لە زینداندا بووم. لە وڵاتانى ڕۆژهەڵات بەگشتى تابشتی بیرکردنەوەى ئازادیان نییە و بە دژوارى بەرەنگاری دەبنەوە و سەرکوتى دەکەن، بەداخەوە ئەمە بەشێکە لە ژیانى نووسەر لە وڵاتانى ڕۆژهەڵات. بەهۆی ئەوەی هیچ سەندیکا و ڕێکخراو و حیزبێکیش نییە، هەموو بەرپرسیاریەتییەکان دەکەونە سەر شانى نووسەر. هەلومەرج لە وڵاتانى جیهانى سێیەم بەم جۆرەیە. جارى وایە لەپڕ لافاوێک دێ و هەموو شتێک ڕا دەدا، لەوانەیە مرۆڤ نەتوانێ لە بەرانبەریدا خۆى ڕابگرێت. کاتێ دەستگیر کرام هێشتا گەنج بووم. لە زیندان، داواى دوو شتیان لێ کردم، چونکە پەسەندم نەکردن، پێنج ساڵ خرامە گۆشەى زیندانەوە. گوتیان لەسەر تەلەڤیزیۆن قسە بکە، بەڵام من چۆکم دانەدا، لەمە گرنگتر داوایان لێ کردم ڕۆمانێک لەسەر جەنگ بنووسم، گوتم من نە فەزاى جەنگم بینیوە، نە کەرەستەکانى جەنگ دەناسم، چۆن بنووسم؟ ئەگەر بڕیاریش بێت بنووسم، دەبێ بە دڵخوازی خۆم فەزاى جەنگ ببینم، نەک بە زۆرەملێ بەڕێم بکەن. لایەنى بەرانبەر ئەمەى نەدەبیست، بەرژەوەندییەکانى وا بوو کە لە من نەگا، ئەمە تراژیدیایە.

مەنسوورى یاقوتى:
•    ساڵى ١٣٢٧ی هەتاوی، لە گوندێکى سەر بە شارى کرماشان لەدایک بووە.
•    لە تەمەنى نۆزدە ساڵیدا لە لایەن دەزگای هەواڵگری "ساواک"ەوە گیراوە و بەهەموویەوە پێنج ساڵ لە زینداندا بووە.
•    ماوەیەک مامۆستایەتى کردووە و پاشان لەلایەن دەسەڵاتدارانی ئێرانەوە بڕیارى لەسەرکارلابردنى دراوە.
•    ناچار بووە کۆچ بکات بۆ تاران و مل بنێتە بەر کرێکارى.
•    چەندین جار دەستنووس و داستان و ڕۆمانەکانى تاڵان کراون و بە چەپاو چوون.
•    هەندێک لەبەرهەمەکانى بریتین لە: گوڵخاس، زام، منداڵى من، چیرۆکەکانى ئەسکەندەر، ساڵى کۆرپە، لەژێر خۆردا، چرایەک بەسەر مادیان چیاوە، تووشاى باڵندە غەریبەکەى زاگرۆس، ئەفسانەى سیرەنگ.

۱۳۸۶/۱۱/۱۳

دوورگە


سەلاحەدین بایەزیدی 


سینگت،

ده‌ریای قووڵ و بێ بن
تامه‌زرۆی هه‌ڵلوشینی خۆشی و چێژه‌كان،
بێ بڕانه‌وه‌ی ئاسۆی بزه و
قه‌راخی قه‌نه‌قدیلكه..
دوو به‌له‌می ده‌ستم
به‌ره‌و دوو دوورگه‌ی خڕو خۆڵ،
وێڵ،
سه‌رگه‌ردان،
هه‌ڵوه‌دا.

۱۳۸۶/۱۰/۱۶

جیهان بێ ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد



سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

"پێویسته‌ ئیسرائیل له‌ سه‌ر نه‌خشه‌ی جیهان بسڕدرێته‌وه‌"، ئه‌م ڕسته‌یه‌ی مه‌حموود ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد سه‌رۆککۆماری ئیسلامی ئێران له‌ کۆنفرانسی "جیهانی بێ زایۆنیزم"، کاردانه‌وه‌ی له‌ ئاستی نێونه‌ته‌وه‌یی و دیپلۆماسیدا له‌وه‌ زیاتر بوو که‌ ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد خۆی بیری لێ کردبێته‌وه‌. وێده‌چێ ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد هێشتاش نه‌یزانیبێ له‌ سه‌ر کام مینبه‌ر قسه‌ ده‌کات و له‌ چ پۆستێک دایه‌. ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد که‌ به‌ قه‌ڵافه‌ت و شێوه‌ له‌ سه‌ربازه‌ به‌وه‌فا و گومناوه‌کانی ئیمام ده‌چێ و له‌ گه‌وهه‌ریشدا ده‌یهه‌وێ خۆی ساده‌ و "خه‌ڵک ئاسایی" نیشان بدات، له‌ شوێنه‌ ڕه‌سمییه‌کان و به‌رده‌م بڵیندگۆکان دوڕاوه‌یه‌. چونکه‌ ئه‌و هێشتا زمانی دیپلۆماسی و زمانی سه‌ربازێکی به‌وه‌ج و بێ په‌رده‌ی ئیمامی لێک جوێ نه‌کردۆته‌وه‌ و نازانێ که‌ ئه‌م قسانه‌ له‌ یه‌ک کاتدا ده‌بنه‌ مانشێتی به‌ هه‌زاران ڕۆژنامه‌ له‌ سه‌رانسه‌ری جیهان.

ئه‌مه‌ یه‌که‌م جار نییه‌ کاربه‌ده‌ستێکی باڵای کۆماری ئیسلامی ئێران وا ڕاشکاوانه‌ و بوێرانه‌ دژایه‌تی خۆی له‌ به‌رامبه‌ر ئیسرائیل نیشان ده‌دات و خوازیاری له‌ ناوچوونیه‌تی. قسه‌ مێژووییه‌که‌ی (هه‌ڵبه‌ت له‌ ڕوانگه‌ی سه‌یربوونیه‌وه‌) خومه‌ینیش که‌ "ئه‌گه‌ر هه‌ر موسڵمانێک ده‌به‌یه‌ک ئاو به‌ ئیسرائیلدا بکات، ئه‌وا ئه‌و ڕژێمه‌ ئاو ده‌یبات" نموونه‌یه‌کی بچووکه‌. له‌ ڕاستیدا ئه‌مه‌ فه‌لسه‌فه‌ و ڕێبازی ئه‌م ڕژێمه‌یه‌ هه‌ر له‌ سه‌ره‌تاوه‌ هه‌تا ئێستا. بیری فه‌نده‌مینتالیانه‌ و دژی ئیسرائیلیانه‌ی زاڵ به‌ سه‌ر موحافیزه‌کارانی ئێران که‌ به‌رده‌وام قسه‌ی یه‌که‌میان له‌ ده‌سه‌ڵاتدا کردووه‌، بنچینه‌یه‌که‌ له‌ پاشماوه‌کانی بیروبۆچوونی خومه‌ینیی دامه‌زرێنه‌ری ڕژێم. دوابه‌دوای ئه‌ویش بۆچوونی ئاماژه‌پێکراو له‌ خوتبه‌کانی ڕۆژی هه‌ینی و کۆڕ و کۆبوونه‌وه‌کانی تردا بنێشته‌خۆشکه‌ی سه‌ر زاری ئاخونده‌کان بووه‌. لێ جێاوازی ئه‌م وتانه‌ و ئه‌وانه‌ی ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد له‌وه‌ دایه‌ که‌ ئه‌وان له‌ مینبه‌ری نوێنه‌رێکی ڕۆحانیه‌وه‌ قسه‌ ده‌که‌ن و له‌ ئاستی نێونه‌ته‌وه‌ییدا هیچ شه‌رعییه‌تێکیان نییه‌ و شیاوی به‌رپه‌رچدانه‌وه‌ نین. ئه‌وان له‌و به‌شه‌ له‌ سیسته‌مدا جێگه‌ ده‌گرن که‌ سیسته‌مه‌که‌ ده‌سکردی خۆیانه‌ و له‌ یاساکانی نێونه‌ته‌وه‌ییدا هیچ مانایه‌کی نییه‌. به‌ڵام جیهان به‌ چاوی سەرۆککۆماڕ و هه‌ڵبژارده‌ی گه‌ل!! له‌ ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد ده‌ڕوانێ و بچووکترین په‌یڤی، شیکردنه‌وه‌ و ڕاڤه‌ی جۆراوجۆر هه‌ڵده‌گرێ.

له‌ لایه‌کی دیکه‌شه‌وه‌ ئه‌شێ له‌ بێبه‌ختی ئه‌حمه‌دی نه‌ژاده‌وه‌  بێت، چوونکه‌ سه‌رده‌می ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد له‌گه‌ڵ هی خاته‌می و ڕه‌فسه‌نجانی جیاوازی زۆره‌، ئه‌گەر ئه‌م قسانه‌ له‌ سەرده‌می ڕه‌فسه‌نجانیدا هێندێک ئاسایی هاتبایه‌ به‌رچاو، ئه‌وا له‌ سه‌رده‌می ئێستا قورسایی زیاتره‌. چاوی جیهان ئه‌مڕۆکه‌ له‌ سه‌ر ئێڕان و سوریایه‌. واته‌ خوازیارانی گۆڕانکاری له‌ خۆرهه‌ڵاتی ناوین و له‌ سه‌ره‌وه‌ی هه‌موویانه‌وه‌ ئه‌مه‌ریکا چاوه‌ڕێی شتێکی به‌م جۆره‌ن تاکوو په‌ڵپ و بیانووی پێ بگرن و مه‌شڕوعییه‌ت بده‌ن به‌ گوشاره‌کانیان بۆ سه‌ر کۆماری ئیسلامی و زۆربه‌ی ڕای گشتی جیهانیش بخه‌نه‌ پاڵ خۆیان.

ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد بێ پەرده‌ و هه‌ڵماڵراوانه‌ نیاز و پیلانه‌کانی ڕژێمه‌که‌ی ده‌هێنێته‌ زمان، چونکه‌ پێی وایه‌ پێشتریش ئه‌م قسانه‌ له‌ لایه‌ن به‌ڕێوه‌بەران و له‌ سه‌ره‌وه‌ی هه‌موویانه‌وه‌ خومه‌ینییەوە ده‌ربڕاوه‌. دیاره‌ هه‌ر له‌گه‌ڵ هاتنه‌ سه‌ر ده‌سه‌ڵاتیشی وه‌ها ڕاشکاوانه‌ باسی له‌ پیلان و بەرنامه‌ ناوه‌کییه‌کانی ئه‌م ڕژێمه‌ کرد و له‌م بواره‌شه‌وه‌ جیهانیانی دڵنیا کرده‌وه‌. جگه‌ له‌مانه‌ گه‌ڕاندنه‌وه‌ی باندی تیرۆریستان و خاوه‌ن فایله‌کان بۆ ناو پڕۆسه‌ی ده‌سه‌ڵات ئه‌وه‌نده‌ی تری نیگەرانی خوڵقاندووه‌.

شه‌رمه‌زارکردنی ئه‌حمه‌دی نه‌ژاد له‌ لایه‌ن زۆربه‌ی ده‌وڵه‌ت و لایه‌ن و که‌سایه‌تیه‌کانه‌وه‌ بگره‌ فه‌له‌ستین و هه‌روه‌ها له‌ناو خۆی ئێراندا هه‌نگاوێکه‌ بۆ ئه‌وه‌ی چیتر ڕێگه‌ به‌م ڕژێمه‌ نه‌درێ، هه‌وڵی سه‌رخستنی پیلانه‌ نائینسانیه‌کانی بدات. هیچکات وه‌ک ئێستا جیهان هاوده‌نگ نه‌بووه‌ له‌ به‌رپه‌رچ دانه‌وه‌ی ئێران و هه‌وڵدان بۆ دانانی سنوورێک له‌ به‌رده‌م ئه‌م ڕژێمه‌. بۆیه‌ش جێگه‌ی ئومێده‌ به‌وه‌ی که‌ دنیا ڕووی ڕاسته‌قینه‌ی ڕژێمی ئێرانی بۆ ده‌رکه‌وێ و چیتر به‌ سازش و هاوکاری دیپلۆماسی و بازرگانی له‌گه‌ڵ ئه‌م ڕژێمه‌ خزمه‌ت به‌ پێشێلکردنی مافه‌کانی مرۆڤ و ئازادی  له‌و وڵاته‌ نه‌ده‌ن.

۱۳۸۶/۱۰/۱۲

به‌فر



سەلاحەدین بایەزیدی
به‌ درێژایی مانگی ئه‌وه‌ڵی زستانی ئه‌مساڵ سۆراغی نه‌بوو.

دایكی ده‌یگووت: خه‌ونم پێوه‌ دیوه‌ و ده‌زانم زیندووه‌.

ئاواڵه‌كانی ده‌یانگووت: هیچ شتێكی له‌ دوای خۆی به‌جێ نه‌هێشت.

دایكی ده‌ڵێ: كه‌ منداڵ بوو هه‌تا ئێستاش به‌رده‌وام پرسیاری به‌فری لێده‌كردم. نه‌مده‌زانی چۆنی بۆ باس بكه‌م.

ئاواڵه‌كانی ده‌ڵێن: زۆر خولیای پێكهێنانی خه‌ونه‌كانی بوو، رۆیشت به‌فر ببینێ.

۱۳۸۶/۰۸/۰۴

وتووێژێک لەگەڵ عەلی ئەشڕەف دەروێشیان


دیداری: سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

ئاغای دەروێشیان، ئێوەش له‌ ڕیزی ئه‌و نووسه‌ره‌ گه‌ورانه‌ دان كه‌ كوردن و ناتوانن به‌ زمانی كوردی بنووسن، له‌و وڵاتانه‌ی كوردیان به‌سه‌ردا دابه‌ش بووه‌، چه‌ندین نووسه‌ری ئاوا هه‌ن كه‌ كوردن و به‌زمانی بێگانە ده‌نووسن، یاشار كه‌ماڵ، سه‌لیم به‌ره‌كات و ... له‌مباره‌وه‌ لێكدانه‌وه‌ی جیاجیا هه‌یه‌، به‌ڵام حه‌ز ده‌كه‌م له‌ زاری خۆتانەوە ئه‌م حاڵه‌ته‌ لێک بده‌نەوە.

ــ من پێموایه‌ مه‌سه‌له‌ی من جیاوازه‌ له‌گه‌ڵ ئه‌واندا. چونكه‌ یاشار كه‌ماڵ و سه‌لیم به‌ره‌كات ئه‌گه‌ر به‌ زمانی خۆشیان نووسیبایان، به‌هۆی به‌ربڵاوبوونی زاراوه‌كه‌یان له‌تیراژی به‌رهه‌مه‌كانیاندا تووشی ته‌نگ و چه‌ڵه‌مه‌ نه‌ده‌هاتن به‌ڵام من له‌ بیرمه‌ یه‌كه‌م چیرۆكی خۆمم به‌ ناوی "ڕۆژێك" به‌ كوردیی كرماشانی واتە زاراوه‌ی كه‌ڵهووڕی نووسی. بردمه‌ لای باقر موئمنی كه‌ یه‌كێكه‌ له‌ ڕۆشنبیره‌ دیاره‌كانی كرماشان و ئێستا له‌ فه‌ڕەنسایە و كۆمه‌ڵێك لێكۆڵینه‌وه‌ی باشی هه‌یه‌، كه‌ چیرۆكه‌كه‌می خوێنده‌وه‌، گوتی ئه‌گه‌ر ئه‌م چیرۆكه‌ چاپ بكه‌ی، له‌ كوێ چاپی ده‌كه‌ی، ئه‌گه‌ر بته‌وێ له‌ كرماشان چاپ و بڵاوی بكه‌ی، ئه‌وا چاپخانه‌یه‌كی وامان نییه‌، پاشان تۆ ئه‌م کتێبه‌ به‌ چ تیراژێك بڵاو ده‌كه‌یه‌وه‌؟ دیار بوو به‌ تیراژێكی كه‌م بڵاو ده‌بوویه‌وە و خوێنه‌رێكی زۆر كه‌م ده‌یانخوێنده‌وه‌. چونكه‌ هه‌موو خه‌ڵكی ئێران ناتوانن سوود له‌م زمانه‌ ببینن، پێمی گوت به‌فارسی بنووسم باشتره‌، ئه‌گه‌ر كه‌سێك پێی خۆش بوو با بیكاته‌ كوردی، ده‌نا كوردی نووسین كێشه‌ت بۆ دروست ده‌كا. ئه‌مه‌ گرفتی سه‌ره‌كیم بوو. سه‌رنج بده‌، كۆمه‌ڵه‌ چیرۆكی سادق هیدایه‌ت، ساعدی و ... ئه‌وكات له‌ كرماشان ٥٠ دانه‌ی لێده‌فرۆشرا، له‌كاتێكدا هه‌موو كه‌س تێی ده‌گه‌یشت، جا ئه‌گه‌ر به‌ كوردی نوسیبام ئه‌م تیراژه‌ كه‌متریش ده‌بۆوه‌. ئیمكانی نه‌بوو. ناچار بووم به‌ فارسی بنووسم.
 
وایه‌ ئه‌گه‌ر به‌ كوردی نووسیباتان، ئێستا ته‌نها نووسه‌رێكی لۆکاڵی دەبوون یاخود نه‌تانده‌توانی دوو سێ به‌رهه‌م زیاتر بنووسن، نەخاسمە لەبەر هۆکاری ئابووری ناچار ده‌بوون وازی لێ بێنن، هه‌روه‌ك هه‌ندێك كه‌سی تریش له‌ ئێران بۆ نموونه‌ محه‌ممه‌دی قازی و ئیبراهیم یۆنسی.ـ
ـ به‌ڵێ، وایه‌.
 
له‌لایه‌كى دیكه‌وه‌ ڕه‌خنه‌ى ئه‌وه‌تان له‌سه‌ره‌ كه‌ خزمه‌تى ئه‌ده‌بیاتى فارسیتان كردووه‌ و كاره‌كانتان ناكه‌وێته‌ خانه‌ى ئه‌ده‌بى كوردییه‌وه‌. ئایا له‌به‌رنامه‌تاندا هه‌یه‌ له‌ داهاتوودا به‌ كوردی بنووسن؟
 ــ نا ئیتر ته‌مه‌نم به‌سه‌رچووه‌. به‌رهه‌مه‌كانم به‌نزیكه‌ى پازده‌ زمان وه‌رگێڕدراون، ئه‌گه‌ر به‌ كوردى نووسیبام، ته‌نانه‌ت به‌ زمانێكش وه‌رنه‌ده‌گێڕدرا، ئه‌گه‌ر یاشار كه‌ماڵ خزمه‌تى به‌ زمانى توركى كردووه‌، ئه‌گه‌ر سەلیم به‌ره‌كات خزمه‌تى به‌ زمانى عه‌ره‌بى كردووه‌، كه‌واته‌ منیش خزمه‌تم به‌ زمانى فارسى كردووه‌، دیاره‌ جیاوازیشیان نابینم، هه‌ر ئه‌وه‌ى كه‌ كوردێك چیرۆكه‌كانم ده‌خوێنێته‌وه‌، وه‌ریانده‌گێڕێته‌وه‌ و ته‌نانه‌ت مامۆستا عه‌بدوڵڵا حه‌سه‌نزاده‌ كه‌ زۆربه‌ى به‌رهه‌مه‌كانى منى كردۆته‌ كوردى و خه‌ریكى وه‌رگێڕانی ڕۆمانه‌ گه‌وره‌كه‌م "سالهاى ابری"یه‌، هیچ جیاوازییه‌كى نییه‌، وه‌ك ئه‌وه‌ وایه‌ خۆم به‌ كوردى نووسیبێتمن، با ئه‌وه‌شمان له‌ بیر نه‌چێ كه‌ كه‌لهوڕى كارى له‌سه‌ر نه‌كراوه‌.

ئه‌ی چاره‌ چییه‌، ئه‌و زاراوه‌یه‌ هه‌روا ده‌مێنێته‌وه‌، ئه‌وانه‌ی كه‌ڵهوڕن، هه‌ر ده‌بێ به‌ فارسی بنووسن؟

ــ مه‌گه‌ر ئێستا لاوه‌كان به‌و (N G O)یانه‌ى دروستى ده‌كه‌ن، دانیشن و سه‌رچاوه‌ كۆبكه‌نه‌وه‌ و كار بكه‌ن له‌ مباره‌وه‌، ئه‌و وشانه‌ى نیمانه‌، بیاندۆزنه‌وه‌ یان دروستیان بكه‌ن، چ له‌ ڕوانگه‌ى شیعر و چ له‌ ڕوانگه‌ى چیرۆكه‌وه‌ ده‌وڵه‌مه‌ند بین و بناسرێین. به‌مجۆره‌ ده‌كرێ به‌ كه‌لهوڕى بنووسین و شته‌كانمان بكرێنه‌ فارسى.

 ئه‌م ڕۆمانه‌ گه‌وره‌یه‌تان، "سالهاى ابرى" كه‌ ئێستا باستان كرد، ئایا وه‌ك هه‌ندێك كه‌س ده‌ڵێن، ده‌كرێ وه‌ك ژیاننامه‌ و سه‌ربورده‌ى خۆتان به‌ناو بكرێت؟ 

ــ به‌ڵێ ده‌توانین بڵێین ژیاننامه‌ى خۆمه‌، ٩٥%. له‌ هه‌ندێ شوێندا خه‌یاڵ له‌وانه‌یه‌ ڕۆشتبێ و له‌ ژیانى خۆم دوور كه‌وتبێته‌وه‌ به‌ڵام به‌ گشتى ژیانى خۆمه‌.
 
سەبارەت بە كاردانه‌وه‌ی ژیانی نووسه‌ر لە ڕۆماندا، ئایا پێتان وا نییە تێكه‌ڵكردنی ژیان و بیره‌وه‌رییه‌كانی خودی نووسەر، لە نێو ڕۆمان یان چیرۆکێکدا، كاریگه‌ریی له‌سه‌ر ڕه‌وتی ڕووداوه‌كان دابنێ؟
ــ زۆربه‌ى نووسه‌رانى جیهان، ته‌نانه‌ت ئه‌وانه‌ى خه‌ڵاتى نۆبێلیشیان بردۆته‌وه‌، وه‌ك گابریه‌ل گارسیا ماركیز و ژۆزێ ساراماگۆ و ئۆرهان پاموک، هه‌مویان له‌ وتووێژه‌كانیاندا ددان به‌وه‌دا ده‌نێن كه‌ سه‌ره‌تا ژیانى خۆیان نووسیوەتەوە و له‌ هه‌موو به‌رهه‌مه‌كاندا ژیانى خۆیان ڕه‌نگدانه‌وه‌ى هه‌یه‌. ته‌نانه‌ت ئه‌و كه‌سایه‌تیانه‌ى له‌ ڕۆمانه‌ جیاوازه‌كاندا ده‌یانخوڵقێنن، ئه‌وانه‌ن كه‌ له‌ ژیاندا ڕووبه‌ڕویان ده‌بنه‌وه‌، وه‌ك باوك و دایك، بابه‌گه‌وره‌ و خزم و خوێش، ئه‌مانه‌ ئه‌و سیمایانه‌ن كه‌ دروستیان ده‌كه‌ن. ته‌نانه‌ت ڕۆماننوسێكى گه‌وره‌ى وه‌ك میخاییل شولۆخۆف، له‌ ڕۆمانی "دۆنى ئارام"دا بۆ زۆربه‌ى كه‌سایه‌تییه‌كان كه‌ڵكى له‌ سیماى بنه‌ماڵه‌ى خۆی وه‌رگرتووه‌ و به‌ شێوه‌یه‌كی دیكه‌ له‌ ڕۆمانه‌كه‌ى خۆیدا سەر لە نوێ دروستی کردوونەتەوە.

به‌گوێره‌ى ئه‌و فه‌زا پڕ له‌ سانسۆره‌ى كه‌ له‌ ئێران هه‌یه‌ و به‌مدواییانه‌ ته‌نانه‌ت گه‌یشتۆته‌ لووتكه‌، ئایا لەسەر ئەو بڕوایەن کە هه‌موو شتێكتان گوتبێ و تووشی خودسانسۆڕی نه‌هاتبن؟

 - سه‌باره‌ت به‌ كاره‌كانم، دەبێ بڵێم له‌ كتێبی "سالهاى ابرى"دا هه‌موو شتێكم گوتووه‌ و ئه‌م كتێبه‌ له‌ ماوه‌ى ساڵێكدا گه‌یشته‌ چاپى دووه‌م، هه‌ر به‌و نرخ و قورساییه‌ به‌ڵام له‌ چاپى سێهه‌مدا توشى كێشه‌ هاتین و گوتیان پێویسته‌ ٧٠٠ لاپه‌ڕه‌ له‌و ڕۆمانه‌ ٣٤٠٠ لاپه‌ڕه‌یه‌، واته‌ یه‌ك له‌ سێی ڕۆمانه‌كه‌ سانسۆڕ بكرێ. من په‌سه‌ندم نه‌كرد تا ئه‌وه‌ى سیسته‌مه‌كه‌ گۆڕدرا و هه‌ندێك كرانه‌وه‌ دروست بوو، هه‌رچه‌نده‌ ئیده‌ئالیش نه‌بێ. من به‌رده‌وام پێداگر بووم له‌سه‌ر بڵاوكردنه‌وه‌ى کتێبێک بە شێوەیەکی ڕێك و پێك و بێ کەموکووڕى، به‌ پێچه‌وانه‌ گوتم با بڵاو نه‌بێته‌وه‌، ئه‌گه‌ر ٧٠٠ لاپه‌ڕه‌ى سانسۆر بكرێ، هیچى لێ نامێنێتەوە، ئه‌م سانسۆڕه‌ ده‌گه‌ڕایه‌وه‌ بۆ دوو هۆى ده‌سته‌واژه‌یى، یه‌كه‌م پێویست بوو دایه‌گه‌وره‌ له‌ دیمه‌نى یه‌كه‌مدا، له‌ كاتى سه‌مادا خۆى با نه‌دات (پێدەکەنێ) و ئه‌وى تریشیان وشەی سەما هه‌ڵپه‌ڕكێ، دیاره‌ پاشان وه‌ك خۆى و بێ دەسکاری چاپ كرا، به‌ڵام زۆربه‌ى كتێبه‌كانم ئیتر دواى ساڵی ٥٩ چاپ نه‌كران، "ازاین ولایت"و"آب شوران" و "همراه‌ با آهنگ بابام" و"فصل نان" به‌مدواییانه‌ دواى ٣٥ ساڵ سه‌ر له‌نوێ چاپ كرانه‌وه‌، "آب شوران" و "ازاین ولایت"،  دواى ئه‌و هه‌موو ساڵه‌، چاپى بیست و پێنجه‌میان كرایه‌وه‌.
 
هه‌ر له‌م چوارچێوەیه‌دا گەلۆ ده‌توانین بڵێین ئێستا بزافێكى دژى سانسۆڕ،  به‌پێشه‌نگى نوسه‌ران و ڕوناكبیران، له‌ ئێراندا له‌ ئارا دایه‌؟
 - بێگومان ئه‌م بزاڤه‌ی باسى ده‌كه‌ی توندوتۆڵ تر بووه‌ چونكه‌ جیهانى ئیمڕۆ جیهانێكى ته‌نانه‌ت سه‌عاتێك له‌مه‌وبه‌ر نییه‌، له‌ ماوه‌ى چه‌ند چركه‌دا،  له‌رێگه‌ى ئینته‌رنێته‌وه‌، ده‌توانین ئاگادارى هه‌موو هه‌واڵه‌كان بین، جیهان یه‌كپارچه‌ بووه‌ و گۆرانكارییه‌كان كاریگه‌رى له‌سه‌ر یه‌كترى داده‌نێن. خه‌ڵك ئیتر ده‌یه‌وێ له‌م گونده‌ بچووكه‌دا بگه‌نه‌ مافه‌كانیان. نه‌ك ته‌نها نووسه‌ران به‌ڵكوو كرێكاران، مامۆستایان په‌رستاران و تانه‌ت خاوه‌ن كتێبه‌كانیش خه‌ریكه‌ ناڕه‌زایه‌تى ده‌رده‌بڕن، ده‌یانه‌وێ ئازادى هه‌بێت، ڕۆژنامه‌نوسان نایانه‌وێ هه‌موو ڕۆژنامه‌كان یه‌كڕه‌نگ بن، وه‌كو ئه‌و قه‌یرانه‌ى ئێستا له‌ گۆڕه‌پانى ڕۆژنامه‌نووسى ئێراندا ده‌بینرێ، بۆیه‌ش ڕۆژنامه‌ نافرۆشرێ. ڕۆژنامه‌ حكومییه‌كان به‌ پشتگیرى ده‌وڵه‌ت ڕۆژ به‌ رۆژ زیاتر ده‌بن، ئه‌وانیش چونكه‌ بابه‌تێكى تایبه‌تیان نییه‌ و دووپاته‌ن، نافرۆشرێن. ئه‌گه‌ر سانسۆر هه‌بێ، ئەوا ئێمە سه‌ربه‌خۆ نین، بۆ سه‌ربه‌خۆیى هه‌ر ئه‌وه‌یه‌ وڵاتى خۆمان به‌ده‌ست خۆمان بێ؟ درۆیه‌ ئه‌م سه‌ربه‌خۆییه‌. سه‌ربه‌خۆیى له‌ دنیاى ئه‌مڕۆدا یانی ئازادى، كاتێك نه‌توانى ئه‌فراندن بكه‌ی، ئه‌و ترۆمبێله‌ى پێته‌ هى خۆت نییه‌، كاتێك نه‌وته‌كه‌ت هه‌رزانفرۆش ده‌كرێ، چونكه‌ پاڵاوگه‌ى پێشكه‌وتووت نییه‌، كه‌واته‌ تۆ سه‌ربه‌خۆ نی و وابه‌سته‌ى، وابه‌سته‌ی به‌ هه‌موو ئه‌و شتانه‌ى له‌ ده‌ور و به‌رتن و تۆ دروستت نه‌كردوون.
 
كە ڕۆمانه‌كانى ئێوە ده‌خوێنینه‌وه‌، ده‌چینه‌ ئه‌و شوێنانه‌ى بەڕێزتان لێیان ژیاون و كرماشان له‌ مێشكماندا وێنا ده‌بێ، وه‌ك چۆن له‌ ڕۆمانه‌كانى یاشار كه‌ماڵدا چوكورئۆڤا و له‌ هى گارسیا ماركیزدا ئه‌مریكاى لاتین، شوێن چ ڕۆڵ و پێگەیەكى له‌ فه‌زاى چیرۆكدا هەیە؟ 
- به‌ بڕواى من شوێن ڕۆڵێكى گرنگى هه‌یه‌. ویلیام فاكنه‌ر، به‌و هه‌موو نوێگه‌رایى و شێوازه‌ نوێیه‌ى کە هه‌یه‌تى، زۆر پابه‌ندى شوێن بوو، شوێن بیره‌وه‌رىی گرنگ له‌ مێشكى مرۆڤدا زیندوو ده‌كاته‌وه‌. ئێستا ماوه‌یه‌كه‌ له‌ شاری "كه‌ره‌ج"م، زۆر شه‌و خه‌و به‌ كرماشانەوە ده‌بینم، خه‌ونى بە كۆڵانه‌كانى و، هه‌میشه‌ به‌گریانه‌وه‌ له‌ خه‌و ڕاده‌چه‌نم. هه‌رگیز ناتوام بیره‌وه‌رییه‌كان له‌ مێشكمدا بسڕمه‌وه‌، ئه‌وه‌ش نیشانه‌ی پابه‌ندبوونى له‌ ڕاده‌ به‌ده‌رمه‌ به‌و فه‌زایه‌، پێموایه‌ "دۆنى ئارام"ى شۆلۆخۆف نه‌یده‌توانی بێ ئه‌و شوێنه‌ دۆنى ئارام بێ، هه‌ر خودی ناوى كتێبه‌كه‌ ناوێكه‌ كه‌ له‌ شوێنێكی تایبه‌ت وه‌رگیراوه‌.
 
سوژه‌ و ناوه‌رۆكى زۆربه‌ى چیرۆكه‌كانى ئێوه‌، ڕه‌نج و مه‌ینه‌تى خه‌ڵكى فه‌قیر و به‌له‌نگازه‌، پێتان وا نییه‌ ئەمانە دووپاته‌ن و پێویست ده‌كا كار له‌سه‌ر فه‌زاى دیكه‌ش بكرێ؟ چونكه‌ ئه‌ده‌بیاتی فه‌قیرانه‌ تایبه‌ت بوو به‌سه‌رده‌مێك له‌سه‌رده‌مه‌كان و ئێستا دەبێ قسە لەسەر قەیرانی دیکەش بکرێ؟
 - من له‌ناو ئه‌مانه‌دا ژیاوم، خۆم ڕه‌نج و مه‌ینه‌تم چێشتووه‌. مناڵێكى پێنج ساڵه‌ بێننه‌ پێش چاو كه‌ پێویسته‌ یارى بكا، به‌ڵام له‌بری یاری، ئیش دەکا و باوكى ناچارى ده‌كا مل بداته‌ به‌ر ئیشی قورس و زۆر كات ته‌نانه‌ت كاركردن له‌ به‌رده‌م خوێندنیشدا ده‌بووه‌ ئاسته‌نگ، زۆر كارى جۆراو جۆرم كردووه‌، له‌ژێر قرچه‌ى هه‌تاودا كه‌ كاریگه‌رییه‌كی خراپی له‌سه‌ر پێستم دانا. نه‌مده‌توانى جگه‌ له‌م فه‌زایه‌ فه‌زایه‌كى تر دروست بكه‌م. له‌ "سالهاى ابرى"دا نووسیومه‌ كه‌ بنه‌ماڵه‌كه‌م هه‌موویان كرێكار و زه‌حمه‌تكێش بوون، ته‌نانه‌ت ژنانى ماڵى ئێمه‌ش جگه‌ له‌ماڵدارى و كابانی كارى تریان ده‌كرد، کاری وه‌ك خه‌یاتى و دروومان.
 
یانى به‌ بڕوای ئێوه‌ ئه‌ده‌بیات باشترین ئامرازه‌ بۆ ده‌ڕبڕین و هێنانه‌ زمانى ئه‌و ده‌ردو ئازارانه‌، ده‌بێ بنوسرێن تا له‌ بیر نه‌چنه‌وه‌؟
 - ئه‌ده‌بیات و هەروەها مۆسیقا.. ته‌نانه‌ت هونه‌ره‌كانى دیكه‌ش بۆ نمونه‌ نیگاركێشى.
 
خۆتان تا چه‌ند كه‌ڵكتان له‌هونه‌ره‌كانى تر وه‌رگرتووە، به‌تایبه‌ت مۆسیقا؟
ــ مۆسیقا ڕۆڵێكی به‌رچاوی هه‌یه‌ له‌ نووسراوه‌كانمدا. من له‌ كتێبی "فصل نان" و كتێبی "آب شوران"دا باس له‌ شمشاڵ ژه‌نێك ده‌كه‌م، باس له‌ هه‌ڵپه‌ڕكێکانی دایكم و وان له‌ماڵێدا دەکەم. له‌ "سالهای ابری"دا، دیمه‌نێكی گرنگم هه‌یه‌ له‌سه‌ر هه‌ڵپه‌ركێی دایكم له‌ شایی كوڕه‌كه‌یدا. ئه‌مانه‌ و سه‌رجه‌م ئه‌و ده‌نگانه‌ی كه‌ له‌چیرۆكه‌كانمدا، هه‌م له‌مه‌له‌كان و هه‌م له‌مرۆڤه‌كانه‌وه‌ وه‌ك ئاوازێك ده‌گاته‌ گوێ.
 
با زیاتر باسی ناوه‌ڕۆكی چیرۆكه‌كانت بكه‌ین، سووژه‌ی زۆربه‌ی چیرۆكه‌كانی ئێوه‌ ئه‌فسانه‌ و كه‌لتوورو داب و نه‌ریتی خه‌ڵكه‌ كه‌ ئه‌مه‌ش خۆی جۆرێكه‌ له‌ ڕه‌سه‌نایه‌تی، هه‌ڵبه‌ت به‌ ده‌ربڕین و خه‌یاڵێكی نوێوە، ئێوه‌ لە نێو دەقدا، چۆن له‌گه‌ڵ دابونه‌ریت و فلكلۆردا هەڵسوکەوت ده‌كه‌ن؟
 ــ من به‌رده‌وام بیرم له‌وه‌ ده‌كرده‌وه‌ بۆچی كه‌سانێكی وه‌ك خوالێخۆشبوو ئه‌حمه‌دی شاملوو ئه‌وه‌نده‌ له‌ شیعره‌كانیاندا سه‌ركه‌وتوون. ئینجا به‌و ئه‌نجامه‌ گه‌یشتم كه‌ ئه‌حمه‌دی شاملوو به‌ر له‌ هه‌ر شتێ به‌سه‌ر كه‌لتووری خه‌ڵكدا زاڵ بووە. به‌رهه‌می ئه‌مه‌ش ئه‌و كتێبانه‌ی هه‌فته‌ بوون كه‌ له‌ سه‌ره‌تای چله‌كاندا چاپ و بڵاو ده‌بوونه‌وه‌ و ئه‌وه‌ش بوو به‌ سه‌ره‌تایه‌كی باش. شاملوو هێنده‌ بەسەر بوارەدا زاڵ بوو كه‌ ته‌نانه‌ت ئەمە لە به‌رهه‌مه‌ وه‌رگێڕدراوه‌كانیشیدا ڕەنگی داوەتەوە. بۆ نموونه‌ کە "پابرهنه‌ها"ی "زاهاریا ئیستانكۆ" ده‌خوێنیته‌وه‌، بۆت ده‌رده‌كه‌وێ به‌ ڕاستی شاملوو تواناییه‌كی زۆری هه‌بووه‌ له‌ به‌كارهێنانی هه‌ندێك ده‌سته‌واژه‌دا كه‌ پێشتر له‌ وه‌رگێڕاندا به‌كار نه‌هاتبوون. هه‌ڵبه‌ت نووسه‌رێكی تریش هه‌وڵیدا له‌وه‌رگێڕانه‌كانیدا شتی ئێرانی به‌كار بێنێ، ئه‌ویش محه‌ممه‌د عه‌لی جه‌مالزاده‌ بوو، به‌ڵام به‌و جۆره‌ سه‌ركه‌وتنی به‌ده‌ست نه‌هێنا كه‌ شاملوو تیایدا سه‌ركه‌وتوو بوو. یانی ته‌نانه‌ت ده‌توانین بڵێین شاملوو له‌ جه‌ماڵزاده‌ زیاتر زاڵبوو به‌سه‌ر كه‌لتوور و دابونه‌ریتی خه‌ڵكدا. من پێموایه‌ نووسه‌ر یان شاعیرێكی لاو ده‌بێ به‌سه‌ر فەرهەنگی كۆمه‌ڵگاكه‌یدا زاڵ بێ. ئه‌م زاڵبوونه‌ش به‌ خوێندنه‌وه‌ یاخود گه‌ڕان به‌ناو خه‌ڵك و دێهات و شوێنه‌ جیاوازه‌كاندا دروست ده‌بێ. پێویسته‌ نووسه‌رێكی لاو وتووێژی خه‌ڵك له‌ده‌فته‌رێكدا بنووسێته‌وه‌ و هه‌میشه‌ پێی بێ، بۆ ئه‌وه‌ی له‌بیری نه‌چێته‌وه‌، چونكه‌ ڕه‌سه‌نایه‌تییه‌كی سه‌یر له‌م گفتوگۆیانه‌دا هه‌یه‌. ئێمه‌ ئه‌گه‌ر زۆریش فشار بۆ خۆمان بێنین و بیر بكه‌ینه‌وه‌ له‌كاتی نووسیندا ناتوانین بگه‌ینه‌ ئه‌م ڕه‌سه‌نایه‌تییه‌. بۆیه‌ من به‌ره‌و لای ئه‌فسانه‌ و په‌ندی پێشینیان چووم. كتێبی ئه‌فسانه‌ و په‌نده‌ كوردییه‌كانم بۆ یه‌كه‌مجار له‌ كرماشان كۆكرده‌وه‌. ده‌ڵێم یه‌كه‌مجار چونكه‌ به‌ڕاستی به‌ر له‌ من كه‌س نه‌یكردوه‌، پاشان ئه‌و فه‌رهه‌نگه‌ گه‌وره‌یه‌م به‌یارمه‌تی ڕه‌زا خه‌ندان (مه‌هابادی) ئاماده‌ كرد كه‌ بیست به‌رگه‌. ئه‌م كاره‌م ته‌نها له‌به‌ر ئه‌وه‌ كرد كه‌ سه‌رنجی نووسه‌رانی لاو بۆ ئه‌وه‌ ڕابكێشم كه‌ جگه‌ له‌خوێندنه‌وه‌ی كاره‌كانی شاملوو كه‌ زاڵیان ده‌كا به‌سه‌ر كه‌لتوور و زمانی فارسیدا، دەبێ ئه‌فسانه‌كانیش بخوێننه‌وه‌.
 
هونه‌ری ڕۆمان، هونه‌رێكی مۆدێرنه‌، به‌ڵام له‌ناو ئێمه‌دا زیاتر ئه‌قڵییه‌تێكی وه‌رزێڕی و كشتوكاڵی زاڵه‌، پێتان وا نییه‌ نووسراوه‌كانی ئێوه‌ش له‌م چوارچێوه‌یه‌ دان، ئایا هیچ هه‌وڵدانێك هه‌یه‌ بۆ تێپه‌ڕاندنی ئه‌م دۆخه‌؟ 
 ــ سه‌یر كه‌ن، زۆربه‌ى فه‌زاكان هى گوندهن به‌ڵام "آب شوران"، فه‌زایه‌كى شارى هه‌یه‌، من جیاوازم له‌و كه‌سه‌ى له‌ گوند له‌دایك بووه‌، چونكه‌ من له‌ شار له‌دایك بووم، ئه‌و چیرۆكانه‌ى كه‌ په‌یوه‌ستن به‌گونده‌وه‌ ده‌گه‌ڕێنه‌وه‌ بۆ ئه‌و ساڵانه‌ى له‌ گیلانغرب مامۆستا بووم. من گونده‌كانى گیلانغربم له‌نزیكه‌وه‌ بینى، هه‌ڵبه‌ت ژیان و به‌رهه‌مەکانى سه‌مه‌دى بێهره‌نگى و چاوپێكه‌وتنم له‌گه‌ڵیدا بوه‌ هۆى ئه‌وه‌ى ڕوو بكه‌مه‌ كێشه‌كانی گوند و بیره‌وه‌رییه‌كانم له‌ گوند به‌شێوه‌ى كورته‌چیرۆك بنووسمه‌وه‌. له‌ ڕۆمانی "سالهاى ابرى"دا، هه‌م فه‌زایه‌كى دێهاتییانه‌ هه‌یه‌ و هه‌میش فه‌زایه‌كى شاری، له‌ شاره‌وه‌ ده‌ست پێده‌كا به‌ڵام له‌ یادگارییه‌كانى باوكم و باپیرم و ئه‌وانه‌وە ده‌چینه‌وه‌ ناو گوند.
 
 بۆچوونێك هه‌یه‌ ده‌ڵێ ڕۆمانى درێژ چیتر خوێنه‌رى نییه‌ و ناتوانێ كاریگه‌رى هه‌بێ، به‌ تایبه‌ت دوابه‌دواى ده‌ركه‌وتنى سه‌ته‌لایت و ئه‌نته‌رنێت، له‌كاتێكدا ئێوه‌ له‌چیرۆكى كورته‌وه‌ ڕووتان كردۆته‌ ڕۆمانی درێژ.
 له‌ دونیادا كه‌سانێكى كه‌م هه‌ن ته‌نیا كورته‌چیرۆك بنووسن. چیخۆف، ئێدگار ئالێن پۆ و له‌مدواییانه‌شدا ڕایمۆند كارڤێره‌ كه‌ ئه‌مانه‌ ڕۆمانیان نه‌نووسیوه‌ و ته‌نیا كورته‌ چیرۆكیان هه‌یه‌ به‌ڵام با ئه‌وه‌مان بیر نه‌چێ كه‌ زۆربه‌ى هه‌ره‌ زۆرى نووسه‌رانى دونیا بۆ نموونه‌ گابریه‌ل گارسیا ماركیز له‌ كورته‌ چیرۆكه‌وه‌ ده‌ستیان پێكردوە، هه‌ڵبه‌ت ماركیز به‌ ڕۆژنامه‌وانى ده‌ستى پێكرد و پێشى وابوو هه‌ر گه‌نجێكی نووسه‌ر پێویسته‌ ماوه‌یه‌ك سه‌رقاڵى كارى ڕۆژنامه‌نووسى بێ و ئینجا كورته‌چیرۆك و ڕۆمان. ئه‌مه‌ به‌گشتى چاره‌نوسى هه‌موو نووسه‌رێكه‌. منیش كورته‌چیرۆكم ده‌نووسى و پاش ماوه‌یه‌ك بیرم كرده‌وه‌ كه‌ ئه‌و بابه‌ته‌ى هه‌ڵمبژاردووه‌ بۆ ڕۆمانێك ده‌ست ده‌دەن، به‌ڵام سه‌باره‌ت به‌و بۆچوون و به‌یانانه‌ی كه‌ سه‌رده‌می فڵان و فیسار به‌سه‌ر چووه‌ یاخود ئه‌م شێوازه‌ له‌ئه‌ده‌بیات باوی نه‌ماوه‌، به‌ بڕوای من ئەمانە له‌جێدا نین و دوورن له‌ڕاستی. به‌ر له‌وه‌ی "دۆنی ئارام"ی میخائیل شۆلۆخۆفیش خه‌ڵاتی نوبێل وه‌ربگرێ، ئه‌مجۆره‌ قسانه‌ ده‌كرا و ده‌یانگووت 'مه‌رگی ڕۆمان' هاتووە و ئیتر هه‌موو شتێ ته‌واو بوو. وه‌لێ دیتمان ئەم ڕەوتە درێژه‌ی هه‌یه‌. تا كاتێك ژیان به‌رده‌وام بێ، به‌رهه‌مه‌ هونه‌رییه‌كانیش به‌رده‌وامن. دیاره‌ گۆڕانكارییان به‌سه‌ردا دێ چونكه‌ شعووری خه‌ڵك ده‌چێته‌ سه‌ر. له‌ ڕۆژی ئه‌مڕۆدا به‌ڕاستی نووسین کارێکی زۆر ئه‌سته‌مه‌. ئه‌گه‌ر نووسه‌رێك خۆی نوێ نه‌كاته‌وه‌، به‌رده‌وام موتاڵای نه‌بێ، ناتوانێ له‌گه‌ڵ ئه‌م ڕه‌وته‌ نوێیه‌دا هاوئاهه‌نگ بێ و شت بنووسێ. من ناڵێم شتێكی ئاڵۆز بنووسێ كه‌ خه‌ڵك لێی تێنه‌گه‌ن، نا، به‌تایبه‌ت وه‌ك نووسه‌ره‌كانی ئێران مه‌كه‌ن كه‌ چاوه‌ڕێن یه‌كێك خه‌ڵاتی نوبێل وه‌ربگرێ و پاشان له‌ چه‌ند لاوه‌ لاسایی بكه‌نه‌وه‌. له‌ ئێران، لانیكه‌م ده‌توانم نمونه‌ی ده‌یان ڕۆمان بێنمه‌وه‌ كه‌ لاسایی "سه‌د ساڵ ته‌نیایی"یان كردۆته‌وه‌ و هیچكامیشیان له‌ ڕیالیزمی جادووییدا سه‌ركه‌وتوو نه‌بوون. ئێستا بۆ نموونه‌ ئۆرهان پاموك له‌ توركیا، خه‌ڵاتی نوبێلی وه‌رگرتووه‌، بۆ به‌یانی ده‌بینین له‌ ئێران لاسایی ده‌كرێته‌وه‌، یانی خوڵقكاری ناكه‌ن. هۆكاری ئه‌وه‌ی ئه‌ده‌بیاته‌كه‌مان نابێته‌ جیهانی و له‌ لایه‌ن جیهانییانه‌وه‌ پێشوازی لێناكرێ و ئه‌وه‌ی ته‌رجومه‌ش كراوه‌ته‌وه‌، هه‌ر ئه‌مه‌یه‌. چونكه‌ خوێنه‌رێكی بیانی ده‌یه‌وێ ئه‌فراندنێك له‌به‌رهه‌مه‌كه‌دا ببینێ. كاتێك بینی ئه‌مه‌ هه‌مان شته‌ كه‌ ماركیز نوسیویه‌تی، دیاره‌ پێشوازی لێ ناكا. جگه‌ له‌مانه‌ بڵاوكه‌ره‌وه‌یه‌ك چ ئێرانی بێت یان بیانی، به‌تایبه‌ت بڵاوكه‌ره‌وه‌ بیانییه‌كان كه‌ بواری ئابووری به‌لایانه‌وه‌ زۆر گرنگه‌، نایه‌ن سه‌رمایه‌گوزاری له‌سه‌ر كتێبێك بكه‌ن كه‌ ٤٠٠ تا ٥٠٠ دانه‌ى لێ بفرۆشرێ و ئه‌وى ترى بمێنێته‌وه‌. بۆیه‌ كتێبه‌كانی ئۆرهان پامۆك كه‌ دوانیان كراونه‌ته‌ فارسى واته‌ "قلعه‌ سفید" و "زندگى نو" و سه‌رجه‌م ده‌ ڕۆمانێکی هه‌یه‌، وه‌رگێراونه‌ته‌ سه‌ر ٤٠ زمانى بیانى، به‌ تیراژى لانیكه‌م په‌نجا هه‌زار بڵاو كراونه‌ته‌وه‌ و پێشوازى زۆر به‌رفراوانىان لێكراوه‌، بڵاوكه‌ره‌وه‌یه‌كى بیانى پاره‌كه‌ى فڕێ نادا، ده‌زانێ چى بكا. بۆیه‌ش ته‌ئكید ده‌كه‌مه‌وه‌ كه‌ سه‌رده‌مى ڕۆمانى درێژ تێنه‌په‌ڕیوه‌ و ئه‌و ڕه‌قیبانه‌ى بۆ به‌رهه‌مه‌ نووسراوه‌كان دروست بوون، وه‌ك ئینته‌رنێت، سه‌ته‌لایت و كۆمپیوته‌ر، هیچ كامێكیان نه‌یانتوانیووه‌ كاریگه‌رییان له‌سه‌ر میراتى گوته‌نبێرگ هەبێ.

هۆكاره‌كه‌ی چییه‌؟ 

ــ چونكه‌ كه‌ كتێبێك ده‌گریته‌ ده‌ست بۆ خوێندنه‌وه‌، خۆت ده‌رهێنه‌رى فیلمێكى كه‌ له‌به‌ر ده‌ستى خۆته‌ و هه‌ر كه‌ ماندوو بووی، وازى لێ دێنى، بیر ده‌كه‌یه‌وه‌، جارجاره‌ كتێبه‌كه‌ وێك ده‌نێ و لە گژ فکر و خەیاڵان ڕۆ دەچی. فیلم یاخود شتى بینراو ئه‌م قازانجه‌ى نییه‌. ئێمه‌ به‌ شتى نووسراو ڕاهاتووین چونكه‌ پێویسته‌ بیرى لێ بكه‌ینه‌وه‌، به‌ڵام ده‌مانه‌وێ هه‌موو شتێك ببیسین، بۆ نموونه‌ بیرت دێ فڵانی چى كرد، چى بوو... هه‌ندێكیشی ده‌خه‌ینه‌ سه‌ر و پێوه‌ى ده‌نێین. ئه‌گه‌ر سه‌یرى فیلمێك بكه‌ین، به‌ده‌م گوڵه‌به‌ڕۆژه‌ ترووكانه‌وه‌ نازانین سه‌ره‌نجمان له‌سه‌ر گوڵه‌به‌ڕۆژه‌ بێ یان دیمه‌نه‌كانى فیلمه‌كه‌. خێرا له‌پێش چاومان تێده‌په‌ڕێ و له‌وانه‌شه‌ تەنیا ڕۆژێك لە یادماندا بێ و ته‌واو، به‌ڵام كتێب ئه‌و تایبه‌تمه‌ندییه‌ى نییه‌، به‌ بڕواى من تا كاتێك شتێكی له‌مه‌ گرنگتر نه‌خولقێ هه‌ر ده‌مێنێتەوە، كه‌واته‌ ڕۆمان هه‌روا به‌ تیراژێكى زۆره‌وە خوێنه‌رى خۆی هه‌یه‌. نمونه‌ی ئۆرهان پامۆك دێنینه‌وه‌ چونكه‌ تازه‌ خه‌ڵاتى نۆبێلی وه‌رگرتوە، ئه‌وه‌ى كه‌ ڕۆمانه‌كانى به‌تیراژى په‌نجا هه‌زار و سه‌د هه‌زار بڵاو ده‌بنه‌وه‌، باش پێمان ده‌سه‌لمێنێ کە ڕۆمان هێشتا زیندووه‌.

سه‌باره‌ت به‌ ئۆرهان پامۆك پێتان وانییه‌ به‌جیهانی بوونى ئۆرهان پامۆك و به‌خشینى خه‌ڵاتى ئه‌ده‌بیى نۆبێل به‌و نووسه‌ره‌ به‌ جۆرێک په‌یوه‌ست بێ به‌ هه‌ندێك بێنه‌ و به‌ره‌ى سیاسیه‌وه‌؟ 

- ئه‌م قسانه‌ بۆ "پاسترناك"یش هه‌ڵبه‌ستران، به‌ تایبه‌ت بۆ كتێبه‌كه‌ى "دكتۆر ژیڤاگۆ". ته‌نانه‌ت سه‌باره‌ت به‌ شۆلۆخۆفیش هه‌مان بۆچوون هه‌بوو، چونكه‌ "دۆنى ئارام"، ئه‌و كتێبه‌ بوو كه‌ دواتر لایه‌نگرانى ستالین ڕه‌خنه‌یان لێگرت. بۆ زۆر كه‌سى تریش وتراوه‌، نا، من وابیر ناكه‌مه‌وه‌، زۆر نووسه‌ر له‌ دنیادا به‌دیده‌كرێن كه‌ به‌رهه‌مه‌كانیان لاوازه‌ و ناڕه‌زایه‌تى سیاسى ده‌رده‌بڕن، به‌ڵام دواجار خه‌ڵاتى نۆبێل له‌سه‌ر هه‌ندێك بنه‌ما پێشكه‌ش ده‌كرێ. ئه‌گه‌ر ئه‌و دوو ڕۆمانه‌ وه‌رگێڕدراوه‌ى پاموك بخوێنیته‌وه‌ كه‌ باسمكرد تۆش دێیه‌ سه‌ر بۆچونه‌كه‌ى من و ده‌بینى حه‌قى خۆیه‌تى. به‌ڵام بیرمان نه‌چێ دونیا پێویستى به‌ نووسه‌رى ناڕازییه‌. واته‌ هه‌موو دونیا ده‌ڵێن ئه‌و نووسه‌ره‌ كه‌ ڕۆماننووسه‌ نابێ له‌ مه‌سه‌له‌كانى كۆمه‌ڵگه‌کەى دوور بێ. کە له‌ به‌رامبه‌ر بێ مافى و زوڵم و سێداره‌ ڕاده‌وستێ، كه‌ له‌ دژى قه‌تڵوعامى ئه‌رمه‌ن و كورد ده‌بێته‌وه‌، ئه‌وه‌ نووسه‌رێكی حه‌ساسه‌. لێره‌دا ده‌ڵێن سیاسییه‌، به‌ڵام دیاره‌ ئه‌و مه‌سه‌لانه‌ له‌ به‌ناوبانگ كردنى ئۆرهان پاموك و هه‌روه‌ها ئه‌وه‌ى كه‌ خه‌ڵك له‌ كتێبه‌كانى بگه‌ڕێ و تیراژى كتێبه‌كانى بچنێته‌ سه‌ر، كاریگه‌رییان هه‌یه‌ و له‌ئه‌نجامیشدا ڕاسته‌وخۆ كار ده‌كەنە سه‌ر وه‌رگێڕانی كتێبه‌كانی به‌زمانەکانی دیكه‌.

ئاغاى ده‌روێشیان ئێوه‌ش نووسه‌رێكی خاوه‌ن هه‌ڵوێستن و له‌ به‌رامبه‌ر زۆر شتدا هه‌ڵوێستى شه‌فافتان نواندووه‌ و ناڕه‌زایه‌تیتان ده‌ربڕیوه‌، ئایا تا ئێستا له‌مباره‌یه‌وه‌، هه‌روه‌ك زۆربه‌ى نوسه‌رانى خاوه‌ن هه‌ڵوێستی ئێران، ڕووبه‌ڕوى هه‌ڕه‌شه‌و گوڕه‌شه‌ بوونەتەوە؟

 - بۆچى نا، من به‌ردەوام ڕووبه‌ڕووى هه‌ڕه‌شه‌ بوومه‌ته‌وه‌، به‌تایبه‌ت ساڵى ١٣٧٧ كه‌ له‌ كانوونی نووسه‌رانى ئێران، دوو هاوڕێی خۆشه‌ویست و بیرمه‌ندم له‌سه‌ر شه‌قام گیران و خنكێندران، ئه‌وه‌ به‌رنامه‌یه‌ك بوو كه‌ منیش تێیدا بووم و ده‌بوو كوژرابام. به‌رده‌وام بانگ ده‌كرێم، لێپێچینه‌وه‌م له‌گه‌ڵدا ده‌كرێت، موزاحیمه‌تى ته‌له‌فۆنیم بۆ دروست ده‌بێ، سووكایه‌تیم پێ ده‌كرێ، هه‌ر ڕێگه‌نه‌دان به‌ كانوونى نووسه‌رانى ئێران خۆی جۆرێك هه‌ڕه‌شه‌یه‌، ڕێگه‌ ناده‌ن ئه‌م ناوه‌نده‌ چالاكی هه‌بێ و له‌ ماڵێكى بچووكدا و به‌ ژماره‌یه‌كى كه‌مه‌وه‌ كار بكا. گرنگتر له‌وانه‌ش كتێبه‌كانم به‌رده‌وام سانسۆر ده‌كرێن، به‌رپرسانى سانسۆڕ له‌ لێدوانه‌كانیاندا ڕاشكاوانه‌ گوتویانه‌ كه‌ هه‌ر كتێبێ بگاته‌ ده‌ستمان، سه‌ره‌تا سه‌یرى ناوى نووسه‌ره‌كه‌ى ده‌كه‌ین بۆ ئه‌وه‌ى بزانین كێیه‌، ده‌نا له‌وانه‌یه‌ هه‌ر ئەو كتێبانەی من به‌ناوى كه‌سێكىترەوە مۆڵه‌تیان پێبدرێ، به‌ڵام چونكه‌ ناوى منى له‌سه‌ره‌، گرفتى بۆ دروست ده‌كه‌ن. ئه‌و هه‌ڕه‌شانه‌ هه‌ن و له‌و جۆره‌ كۆمه‌ڵگایانه‌شدا ناكرێ ئاسوده‌ بژی، هه‌میشه‌ سێبه‌رى ترست له‌سه‌ره‌.

وه‌ك كه‌سی یه‌كه‌می كانوونی نووسه‌رانی ئێران، بە ڕای ئێوە بۆچى ئاسته‌نگ له‌به‌رده‌م كانونى نوسه‌رانى ئێراندا دروست ده‌كرێ، بۆ مۆڵه‌تی پێنادرێ؟ 

ـــ چونكه‌ كانوونى نوسه‌رانى ئێران گرنگ ترین دروشمى، دژایه‌تى سانسۆر و هه‌روه‌ها خه‌باته‌ له‌پێناو ئه‌ندێشه‌ و ئازادی ڕاده‌ڕبڕیندا، هه‌ر ئه‌م دوانه‌ش مه‌ترسین بۆ سه‌ر ئه‌و ڕژێمانه‌ى سه‌ره‌تا به‌ڵێنى هاوكارى و به‌ڵێنى باشكردنى دۆخى بژێوى خه‌ڵك ده‌ده‌ن و پاشان به‌ڵێنه‌كه‌ نابه‌نه‌ سه‌ر و هه‌ر جۆره‌ نارازاییه‌ك به‌مجۆره‌ كارنه‌كردن و په‌یمان شكاندنەیان سه‌ركوت ده‌كه‌ن، كانوونیش یه‌كێكه‌ له‌و ده‌زگایانه‌ى نایه‌وێ له‌به‌رامبه‌ر ئه‌م بارودۆخه‌دا بێده‌نگ بێ. سه‌رده‌مانێك خوالێخۆشبوو ئەحـمەدی شاملوو، له‌وتووێژێكدا سه‌باره‌ت به‌ پرسیارێكى هاوشێوە گوتی: "ئه‌گه‌ر مۆڵه‌ت بده‌نه‌ كانوونى نووسه‌ران ئه‌مه‌ ده‌بێته‌ سه‌ره‌تایه‌ك بۆ سه‌رجه‌م سه‌ندیكا و ڕێكخراوه‌ سنفییه‌كان." كانوون، پێش هه‌موو شتێ ده‌زگایه‌كى سنفییه‌، ده‌مانه‌وێ له‌م كانوونه‌دا مافی نووسه‌ر له‌به‌ر چاو بگرین، چ له‌ ڕوانگه‌ى بەڕەنگاری لەگەڵ سانسۆڕى به‌رهه‌مه‌كانی و چ له‌ ڕوانگه‌ى پەرەدان بە ئازادیی ئه‌ندێشه‌ و قه‌ڵه‌مەوە. هه‌روه‌ها هه‌ندێك بڵاوكراوه‌ هه‌ن مافى نوسه‌ر پێشێل ده‌كه‌ن، ئێمه‌ چونكه‌ به‌ قه‌ڵه‌م كار ده‌كه‌ین بته‌وێ و نه‌ته‌وێ دزه‌ ده‌كه‌ینه‌ گۆڕه‌پانى ئه‌ندێشه‌وه‌، چونكه‌ ئه‌وه‌ كارى ئێمه‌یه‌. سه‌رو كارى ئێمه‌ له‌گه‌ڵ كارى ئه‌ندێشه‌ و ڕاده‌ربڕینه‌. كارى مه‌ ئه‌وه‌یه‌ سانسۆر نه‌بێ بۆ ئه‌وه‌ی ئافرێنەر بین، ئێمه‌ سیاسی نین به‌ڵام هه‌ندێكجار ناچار ده‌بین بكه‌وینه‌ ناو ئه‌و سنورانه‌وه‌، ئەگەرچی ئه‌وه‌ش بۆ به‌ده‌سته‌وه‌گرتنى ده‌سه‌ڵات نییه‌. نامانه‌وێ ببینه‌ سه‌رۆككۆمار. من له‌ وتووێژه‌كانمدا گوتوومه‌ ده‌توانم پۆلێكى ٣٠ كه‌سى به‌ڕێوه‌ به‌رم، به‌ڵام ناتوانم قوتابخانه‌یه‌كى ٥٠٠ كه‌سى به‌ڕێوه‌ ببه‌م. زۆربه‌ى هاوڕێیانی تریشم به‌مجۆره‌ن. ئه‌وانه‌ وه‌ك چۆن "هاوێل" له‌ چیك دێته‌ سه‌ر كار كه‌ نووسه‌ر بوو، ده‌ترسن له‌ ئێرانیش شتێكى به‌مجۆره‌ بێته‌ ئاراوه‌. به‌ڵام ئه‌مه‌ ڕونادا، جارجاره‌ش كه‌ به‌ ناچارى خۆ لە كاروبارى سیاسى هەڵدەقورتێنین، بۆ ئه‌وه‌یه‌ كارى كۆمه‌ڵایه‌تى بكه‌ین. ده‌مانه‌وێ كۆمه‌ڵگە ئازاد بێ، بۆ گەیشتن بە ده‌سه‌ڵات ئه‌م ئیشه‌ ناكه‌ین و دژى هێزو ده‌سه‌ڵاتین.

مامۆستا دەروێشیان، تا چه‌ند له‌گه‌ڵ ئه‌ده‌بیاتى كوردیدا ئاشنان؟

 ــ وه‌ك ده‌زانن من له‌ شوێنێك ژیاوم كه‌ ئه‌ده‌بیاتى كوردى تیایدا قه‌ده‌غه‌ بوو و هیچ كتێبێكی كوردی نه‌ده‌گه‌یشته‌ ده‌ستمان یان به‌جۆرێك له‌جۆره‌كان سانسۆڕ ده‌كرا. له‌و كاته‌وه‌ى كه‌ هه‌ندێك كتێبى كوردیم به‌ده‌ست گه‌یشتووە، ده‌ستم كردووە به‌خوێندنه‌وه‌یان و به‌ ڕاستى زۆر زوو توانیم په‌یوه‌ندى له‌گه‌ڵ ئه‌و ئه‌ده‌بیاته‌دا ببەستم. ئه‌و كتێبانه‌م له‌ ڕێى قاچاغه‌وه‌ به‌ ده‌ست ده‌گه‌یشت، دواى خوێندنه‌وه‌ى هه‌ندێك له‌ چیرۆكه‌ كوردییه‌كان، بۆ یه‌كه‌مجار نزیكه‌ى بیست و پێنج نووسه‌رى كوردم به‌ كۆمه‌ڵگه‌ى فارسى زمان ناساند، به‌مه‌ ناڵێن خزمه‌ت كردن به‌زمانى كوردى به‌ڵام چونكه‌ به‌ فارسى ده‌نووسم ده‌ڵێن خزمه‌ته‌ به‌زمانى فارسى. باشه‌ كام له‌و نووسه‌ر و شاعیرانه‌ى كرماشان، ئه‌وانه‌ى بانگه‌شه‌یان هه‌یه‌، هاتوون به‌رهه‌مى كوردییان كردۆته‌ فارسى كه‌ به‌تیراژێكى باش بڵاو بێته‌وه‌؟ ئه‌و كتێبه‌ خه‌ریكه‌ چاپى دووه‌م ده‌كرێته‌وه‌، ده‌توانم بڵێم دواى ساڵى ١٩٩١، ئاشناى ئه‌ده‌بیاتى كوردی بووم.

به‌ پێی ئه‌و ئاشناییه‌تان، به‌ بڕواى ئێوه‌ ئه‌ده‌بیاتى كوردى چۆن ده‌توانێ ببێته‌ ئه‌ده‌بیاتێكى جیهانى؟ ئایا ئه‌و ئاسته‌ى هه‌یه‌؟

ئه‌ده‌بیاتى كوردى خه‌ریكه‌ ده‌بێته‌ ئه‌ده‌بیاتێكى جیهانى. هه‌ندێك نووسه‌رى باش وه‌ك شێرزاد حه‌سه‌ن و به‌ختیار عه‌لى و فه‌رهاد پیرباڵ و زۆرى ترهه‌ن. ئه‌مانه‌ له‌ ژێر سێبه‌ری دیكتاتۆریی سه‌دامدا نه‌بوون و له‌ ده‌ره‌وه‌ى وڵات كاریان كردووه‌، واته‌ زه‌مینه‌ى فه‌رهه‌نگیان هه‌بووه‌ و له‌ ده‌ره‌وه‌ پته‌وتریان كردووه‌، به‌شێوه‌یه‌ك كه‌ ئێستا به‌رهه‌مى باش پێشكه‌ش ده‌كه‌ن. به‌رهه‌مه‌كانیان وه‌رده‌گێڕدرێتە سەر زمانەکانی دیکە، ئه‌ده‌بیاتى كوردى، خه‌ڵاتى نێونه‌ته‌وه‌یى وه‌رگرتووه‌، با له‌ بیرمان نه‌چێ له‌ئێراندا جگه‌ له‌ سادقى هیدایه‌ت، هیچكه‌س خه‌ڵاتى نێونه‌ته‌وه‌یى وه‌رنه‌گرتووه‌. ئه‌وه‌ش گەشبینم ده‌كات. ئۆرهان پاموكیش، سه‌ره‌تا خه‌ڵاته‌كانى به‌ر له‌ نۆبێلی بردۆته‌وه‌، كوردیش زۆر قۆناغی بڕیوه‌. ده‌مه‌وێ بڵێم ته‌نها به‌رهه‌م ڕۆڵ نابینێ به‌ڵكوو خه‌ڵاته‌كان ڕێگه‌ بۆ خه‌ڵاتی گه‌وره‌تر له‌ خۆیان خۆش ده‌كه‌ن. خه‌ڵاتی وه‌ك بۆكێر، پۆلیتزێر، گۆنكوور و پاشانیش نوبێل. من زیاتر ئومێدم به‌ ئه‌ده‌بیاتی كوردی هه‌یه‌ تا فارسی، چونكه‌ سیمای نوێیان تێدا ده‌بینرێ و ڕۆژانه‌ خۆیان نوێ ده‌كه‌نه‌وه‌. به‌ڵام نووسه‌رانی لاوی كورد به‌داخه‌وه‌ له‌گه‌ڵ كێشه‌ی جۆراوجۆردا ڕووبه‌ڕوون. من ئه‌م ڕۆژانه‌ بیستم كه‌ له‌ ئه‌ده‌بیاتی كوردیدا داستایفسكی وه‌رنه‌گێڕدراوه‌ و تازه‌ به‌تازه‌، ڕۆمانی "تاوان و سزا" ده‌كرێته‌ كوردی، ئێمه‌ له‌ئێران ٤٥ ساڵ له‌مه‌وبه‌ر تاوان و سزامان خوێندۆته‌وه‌، ئه‌مه‌ زه‌برێكی گه‌وره‌ له‌ نووسه‌ری لاوی كورد ده‌دا. "شه‌ڕ و ئاشتی"ی تۆلۆستۆی نه‌كراوه‌ به‌ كوردی، ئه‌مه‌ كاره‌ساتێكی گه‌وره‌یه‌. به‌ بڕواى من ده‌بێ هه‌موو كوردێك، یه‌ك دوو زمان فێر بێ بۆ ئه‌وه‌ى ڕاسته‌وخۆ به‌رهه‌مى كلاسیكى جیهانى و به‌رهه‌مه‌كانى نۆبێل بخوێننه‌وه‌. ئه‌مه‌ كێشه‌ى سه‌ره‌كییه‌ كه‌ هیوادارم چاره‌سه‌ر بكرێ. به‌رپرسانیش ده‌بێ ده‌زگایه‌ك دروست بكه‌ن بۆ ئه‌وه‌ى به‌رهه‌مه‌ بیانییه‌كان وه‌ربگێڕدرێنە سەر زمانی کوردی، دەبێ سه‌رمایه‌ گوزارى له‌سه‌ر بكرێ. ئه‌و كه‌سانه‌ كۆبكه‌نه‌وه‌ كه‌ له‌ تەک زمانه‌ جیاوازه‌كاندا ئاشنایەیان هه‌یه‌.

 وه‌كوو نووسه‌رێك ئایا پێتان وایه‌ کە نووسه‌ر ده‌بێ ئیلتیزامى هه‌بێ؟ 

- هه‌موومان سه‌باره‌ت به‌ ده‌وروبه‌رى خۆمان ئیلتیزاممان هه‌یه‌، بۆ نموونه‌ تەنانەت پۆستمۆدێرنه‌كان كه‌ هیچ شتێك به‌لایانه‌وه‌ گرنگ نییه‌ و ڕاست و چه‌پ پێیدا ده‌ده‌ن و ژیان به‌ لایانه‌وه‌ گاڵته‌یه‌، درۆ ده‌كه‌ن و پابه‌ندى پۆستمۆدێڕنیته‌ن.. چۆن ده‌كرێ مرۆڤێكی بێ به‌رپرسیار له‌م جیهانه‌دا بوونی هه‌بێ، ئه‌گه‌ر پابه‌ند نین بۆچى ئیلتیزامیان هه‌یه‌ بۆ بنه‌ماڵه‌؟ بۆچى شه‌وانه‌ ده‌چنه‌وه‌ ماڵى خۆیان؟ هه‌رچه‌نده‌ ده‌ڵێن پێویسته‌ ئه‌مانه‌ وه‌لا بنرێن، به‌ڵام دیسانیش ناتوانن، چونكه‌ له‌م كۆمه‌ڵگایه‌دا ده‌ژین. ئه‌گه‌ر ڕاست ده‌كه‌ن با له‌ نانه‌واخانه‌ نان نه‌كڕن، ئه‌گه‌ر ڕاست ده‌كه‌ن با میوه‌ و خواردنى ده‌وروبه‌ریان نه‌خۆن. ئه‌مانه‌ هه‌مووی جۆرێكن له‌ ئیلتیزام بۆ مرۆڤ، كه‌سێك کە ئه‌مانه‌ مه‌سره‌ف ده‌كا ناچاره‌ پابه‌ندى هه‌ندێك شت بێ. ئه‌گه‌ر ڕاست ده‌كه‌ن با بچنه‌ شوێنێك كه‌ هیچ كه‌سى لێ نییه‌ با بزانم ده‌توانن وه‌كو ڕۆبینسۆن كرۆزه‌ بژین، ژیانى ڕۆبینسۆن كرۆزه‌ نیشانی دا ئه‌و مرۆڤه‌ى پێشتر له‌گه‌ڵ كۆمه‌ڵگاكه‌یدا ژیاوه‌، ناتوانێ به‌ته‌نهایی بژی.

من زۆر جار بیستومه‌ كه‌ ئێوه‌  له‌گه‌ڵ سه‌مه‌دی بێهره‌نگى به‌راورد ده‌كه‌ن، ئایا ئه‌م به‌راورده‌ له‌و ڕووه‌وه‌یه‌ هه‌ردوكتان فارس نین و به‌ فارسى ده‌نووسن یاخود ئەم بەراوردکارییە لایه‌نی فۆرم و ناوه‌رِۆكیش ده‌گرێته‌وه‌؟

 ــ له‌وانه‌یه‌ گرینگ ترین مه‌سه‌له‌ ئه‌وه‌ بێ كه‌من زۆر كاریگه‌ریی سه‌مه‌دى بێهره‌نگم له‌سه‌ره‌، ئه‌وه‌ى ڕاستی بێ من له‌ته‌مه‌نی ٣٣ ساڵیدا ده‌ستم به‌ نووسین كرد، یانى له‌ ڕوانگه‌ى زۆر كه‌سه‌وه‌ دره‌نگه‌. چونكه‌ ده‌ڵێن ده‌بیت له‌ پانزه‌ شازده‌ ساڵییه‌وه‌ بنووسین، من زۆر ڕارا بووم له‌ چاپى كتێبه‌كانم، له‌ دوو زانكۆ، یه‌كیان دانشسه‌راى باڵاى تاران و ئه‌وى تریشیان دانیشگاى تاران، تا فه‌وقى لینسانس ده‌رسم خوێندووه‌ و ده‌بێ ئه‌وه‌ش بڵێم كه‌ نووسه‌رانى ئێمه‌ ئه‌گه‌ر هه‌وڵبده‌ن له‌ شاره‌ گووره‌كان بژین، ئەوا بە قازانجیانه‌، هه‌ڵسوكه‌وته‌كان و هاتوچۆکان زۆر گرنگن. پێشتر ئه‌میر حسین ئاریانپور و جه‌لالى ئالى ئه‌حمه‌د و سیمین دانیشوه‌ر، ماۆستاى زانكۆ بوون، ده‌كرا سوود له‌مانه‌ ببینین، ئه‌وانه‌ كاریگه‌رىی زۆریان هه‌بوو له‌سه‌ر من، جگه‌ له‌وه‌ من و سه‌مه‌دی بێهره‌نگی، ژیانێكی وه‌ك یه‌ك ژیاوین، كاتێك له‌گه‌ڵ سه‌مه‌دی بێهره‌نگیدا ئاشنا بووم، سه‌ره‌تا كتێبی منداڵانم نووسی، وه‌ك ئه‌و. من هه‌رچه‌ند ناگه‌مه‌ ئاستی ئه‌و به‌ڵام ئه‌ویش له‌ بنه‌ماڵه‌یه‌ك ژیا كه‌ لە بنه‌ماڵه‌ی من دەچوو. هه‌ر له‌و ته‌مه‌نه‌ی مندا ڕۆیشته‌ دانیشسه‌را. من ڕۆژنامه‌ی دیواریم دروست كرد، ئه‌ویش دروستی كردبوو. ئه‌و بوو به‌ مامۆستا، منیش له‌ كوردستان مامۆستایه‌تیم كرد. ئه‌و چوو بۆ زانكۆ، منیش هه‌روا. ئه‌و به‌و شێوه‌یه‌ له‌ "ئاراس" كوژرا، كه‌ به‌داخه‌وه‌ من زیندووم. (به‌ پێكه‌نینه‌وه‌)

هیوادارم هه‌ر ته‌مه‌ن درێژ بن، مامۆستا بە بۆچوونی ئێوە له‌ كوردستان، چی بكرێ باشه‌ بۆ ئه‌وه‌ی گوڕوتینێكی زیاتر به‌ره‌وتی فه‌رهه‌نگی و ئه‌ده‌بی بدرێ؟ 

ــ ڕاسپارده‌م به‌ تایبه‌ت بۆ نووسه‌ران و شاعیرانی لاو ئه‌وه‌یه‌ فه‌لسه‌فه‌ بخوێننه‌وه‌. "جیهانی سۆفی" بخوێننه‌وه‌. به‌تایبه‌ت ئه‌وانه‌ی ئاشنا نین ده‌گه‌ڵ فه‌لسه‌فه‌دا. چێژه‌كانی فه‌لسه‌فه‌ی دۆرانت، مێژووی فه‌لسه‌فه‌ی ڕۆژئاوا هی ڕاسێل. به‌دوای ئه‌مانه‌دا ئیتر ده‌كه‌ویته‌ ناو فه‌لسه‌فه‌وه‌، چونكه‌ هه‌ر یه‌ك له‌مانه‌ كۆمه‌ڵێك سه‌رچاوه‌یان هه‌یه‌ و سه‌ره‌تایه‌كن بۆ كه‌وتنه‌ ناو جیهانی فه‌لسه‌فه‌وه‌. نووسه‌ری ئه‌مڕۆ، پێویسته‌ كتێبی "سه‌د ساڵ چیرۆكنووسی" بخوێنێته‌وه‌، له‌ئه‌ده‌بیاتی كوردیدا ئه‌و شتانه‌مان نییه‌ كه‌ پێش مه‌رجن بۆ نووسین و كاری ئه‌ده‌بی. به‌مدواییانه‌ من و ڕه‌زا خه‌ندانی مه‌هابادی، هه‌ندێك كتێبمان به‌ ناوی "چیرۆكه‌ خۆشه‌ویسته‌كانی من" ئاماده‌ كرده‌وه‌ كه‌ به‌رگی شه‌شه‌می وا له‌ژێر چاپدایه‌، ئەم زنجیرە کتێبانە، چیرۆك و ڕه‌خنه‌ی چیرۆكن به‌شێوه‌یه‌كی تێروته‌سه‌ل. شاعیره‌ لاوه‌كان ده‌بێ حه‌تمه‌ن كتێبی "مێژووی ڕاڤه‌یی شیعری فارسی"ی شەمسی له‌نگروودی بخوێننه‌وه‌. ئه‌مانه‌ هه‌مووی یارمه‌تیده‌رن. مێژووی شیعر و ئه‌ده‌بی خۆتان بنووسنه‌وه‌ بۆ ئه‌وه‌ی هه‌موو كه‌سێك بتوانێ سوودی لێ ببینێ.
 
وه‌ك دوا پرسیار ئه‌گه‌ر باس له‌ ئه‌زموونه‌كانی ڕابردووی خۆتان بكه‌ن، چۆنی باس ده‌كه‌ن، هەروەها ئه‌گه‌ر بتانەوێ ئه‌مانه‌ بگوازنەوە بۆ نه‌وه‌یه‌كی نوێ؟ 
ــ من به‌ درێژایی ژیانم لەوە تێگه‌یشتم کە دەبوایە ئه‌م كاره‌م بكردایه‌، به‌مجۆره‌ به‌رِێدا به‌رۆیشتمایه‌، به‌گوێره‌ی ئه‌و بارودۆخه‌ی هاتۆته‌ به‌رده‌مم، بژیمایه‌. به‌گوێره‌ی ئه‌زموونه‌كانم، پێموایه‌ نابێ هیچ به‌ربه‌ستێك هه‌بێت، تێگه‌یشتم نابێ دوور بم له‌گۆڕانكارییه‌كانی كۆمه‌ڵگا. له‌ دونیای ئه‌مرِۆدا ئایدیۆلۆژیا گرنگ نییه‌، دونیا، دونیای فره‌ڕه‌نگییه‌. ئایدیۆلۆژیایه‌كی تایبه‌ت ناتوانێ به‌سه‌ر جیهاندا حوكم بكا. پێموایه‌ سه‌رده‌می ئه‌مه‌ نه‌ماوه‌. ئێستا پێویسته‌ هه‌موو بیروبۆچوونه‌كان له‌سه‌ر یه‌ك كۆ ببنه‌وه‌. حكومه‌تێكی وه‌ك ساندنیسته‌كانمان هه‌بێ كه‌ هه‌ر مرۆڤێك بتوانێ له‌ مه‌جلیسه‌كه‌یدا به‌شدار بێ. لاوان پێویسته‌ بیر له‌مه‌ بكه‌نه‌وه‌. شێواز و سه‌بكی جۆراوجۆریش تاقی بكه‌نه‌وه‌، من قه‌ت له‌ دژی ئه‌وه‌ نیم لاوێك كار له‌سه‌ر پۆست مۆدێڕنه‌ بكا، چونكه‌ من له‌ژیانمدا دژی سانسۆڕ بووم و پێموایه‌ ده‌بێ ئه‌ندێشه‌ ئازاد بێ، به‌ڵام نابێ به‌رده‌نگی خۆیان فه‌رامۆش بكه‌ن. ئه‌گه‌ر بۆخۆیان ده‌نووسن، با به‌رهه‌مه‌كه‌یان هه‌ر چاپ نه‌كه‌ن. ئۆرهان پاموك پۆست مۆدێرِنه‌، به‌ڵام گێرِانه‌وه‌كانی تا دوایی به‌دوای خۆیانا ڕاتده‌كێشێن. تا كتێبه‌كانی تەواو نەکەی، واز لە خوێندنەوەیان ناهێنی. من خۆم له‌ ڕێگه‌ی خوێندنه‌وه‌ی چیرۆكه‌وه‌ بوومه‌ چیرۆكنووس نه‌ك له‌ ڕێگه‌ی خوێندنه‌وه‌ی فه‌رمۆڵه‌كانی چیرۆكنووسین. ناڵێم ئه‌وانه‌ نه‌خوێندرێنه‌وه‌. دواجار منیش خوێندمنه‌وه‌. به‌ڵام مرۆڤ به‌مجۆره‌ خۆی شتێكی نوێ ده‌دۆزێته‌وه‌، تۆ ئه‌گه‌ر شتێك بدۆزیته‌وه‌، چێژێكی تایبه‌ت بە خۆی هه‌یه‌ و هێزی بیركردنه‌وه‌ت ده‌باته‌ سه‌ر. من ئه‌وه‌نده‌م چیرۆك خوێنده‌وه‌ كه‌ شێوازه‌كانی چیرۆكنووسینم بۆ ده‌ركه‌وت. بۆیه‌ش هه‌موو شتێك له‌ ئه‌نجامی هه‌وڵدانه‌وه‌ مه‌یسه‌ر ده‌بێ.

 زۆر سوپاس به‌ڕێز دەروێشیان.
ــ منیش سوپاستان ده‌كه‌م.

عەلی ئەشڕەف دەرویشیان لە چەند دێڕێکدا:
ــ ساڵی ١٣٢٠ی هه‌تاوی له‌ كرماشان له‌دایكبووه‌.
ــ ماوه‌یه‌كی زۆر مامۆستا بووه‌.
ــ هاوینی ١٣٥٠ به‌هۆی چالاكیی سیاسی و كۆمه‌ڵه‌چیرۆكی "از این ولایت" ده‌ستگیر كراوە و هه‌شت مانگ له‌زینداندا ماوه‌ته‌وه‌.
ــ سێ ساڵ دواتر، له‌كاتێكدا سێ مانگ به‌سه‌ر زه‌ماوه‌نده‌كه‌یدا تێپه‌ڕیبوو، دیسان ده‌ستگیر كرایەوە و به‌ پازده‌ ساڵ زیندان حوكم درا.
ــ دوابه‌دوای شۆڕشی ئێران له‌ زیندان ئازاد كرا.
ــ به‌رهه‌مه‌كانی بۆ پازده‌ زمان وه‌رگێڕدراون.
ــ هه‌ندێك له‌به‌رهه‌مه‌كانی بریتین له‌: "از این ولایت"، "ابشوران"، "فصل نان"، "قصه‌های بند"، "سالهای ابری"، "درشتی"، "روزنامه‌دیواری مدرسه‌ ما"، "افسانه‌ها و متلهای كردی"، "فرهنگ گویش كرمانشاهی"، "فرهنگ افسانه‌های مردم ایران"، "نقدو بررسی ادبیات كودكان و نوجوانان".

۱۳۸۶/۰۲/۱۹

زانکۆی هه‌ولێر: ده‌زگایه‌ک بۆ مۆدێرنیزه‌کردنی کوردستانی عێراق


له‌ فارسییه‌وه‌: سه‌لاحه‌دین بایه‌زیدی

 
عه‌بباس وه‌لی، مامۆستای پێشوی زانستی سیاسی له‌ زانکۆکانی به‌ریتانیا و مامۆستا و سه‌رۆکی "زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر" له‌وتوێژێکی ڕادیۆ فه‌ردادا ده‌ڵێت که‌ کوردستانی عێراق له‌هه‌لومه‌رجێکدا په‌ره‌ ده‌ستێنێ و پێش ده‌که‌وێت که‌ پێشتر ڕه‌وتی به‌ده‌زگابوونی بنه‌ماکانی سیاسه‌ت یاخود حوکمڕانی له‌م ناوچه‌یه‌دا لە ئارادا نەبووه‌.

دکتۆر وه‌لی، نزیکه‌ی دوو ساڵه‌ هاتۆته‌ کوردستانی عێراق و سه‌رۆکی ئه‌و زانکۆیه‌یه‌ که‌ پێشتر له‌م ناوچه‌یه‌دا نمونه‌ی نه‌بووه‌: "زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر" که‌ خوێندن تیایدا به‌زمانی ئینگلیزییه‌ و چه‌ند مانگێکه‌ به‌شێوه‌یه‌کی فه‌رمی ده‌ست به‌کار بووه‌.

"عه‌بباس وه‌لی" که‌ کورده‌ و له‌ شاری مه‌هاباد له‌دایک بوه‌، ده‌ڵێت بیرۆکه‌ی دامه‌زراندنی ئه‌م زانکۆیه‌ له‌لایه‌ن کاربه‌ده‌ستانی حکومه‌تی فیدراڵی کوردستانه‌وه‌ هاتۆته‌ ئاراوه‌. به‌قسه‌ی دکتۆر وه‌لی، ئێستا خوێندکارانی‌ هه‌ر چوار پارچه‌ی کوردستان واته‌ ئه‌و ناوچانه‌ی کوردی تێدا ده‌ژیت له‌"ئێران و عێراق و تورکیا و سوریا" خه‌ریکی خوێندنن له‌م زانکۆیه‌.

سه‌رۆکی زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر، بنیادنانی ئه‌م بنکه‌ په‌روه‌رده‌یی و ئه‌کادیمییه‌ به‌به‌شداری ئه‌و مامۆستایانه‌ی که‌ له‌ وڵاتانی ڕۆژئاواوه‌ هاتوونه‌ته‌ هه‌ولێر، به‌سه‌ره‌تای جووڵانه‌وه‌یه‌ک ده‌زانێت بۆ "مۆدێرنیزه‌کردن و به‌دیهێنانی چاکسازیی له‌ناوچه‌کانی کوردستانی عێراقدا".

ناوچه‌یه‌کی سه‌قامگیر له‌ وڵاتێکی نائارامدا

چوار سال دوای ده‌سپێکردنی شه‌ڕی عێراق، نیگای زۆربه‌ی ڕاگه‌یه‌نه‌ گشتییه‌کان له‌سه‌ر ناوچه‌ نائارام و پر له‌ کێشه‌کانی ئه‌م وڵاته‌یه‌، ناوچه‌گه‌لێک که‌ به‌گشتی له‌ ناوه‌ند یان به‌شی باشووری ئه‌م وڵاته‌دا هه‌لکه‌وتوون. به‌ڵام هه‌ر له‌و چوارساله‌دا له‌به‌شی باکووری عێراق و به‌تایبه‌تی له‌هه‌ر سێ پارێزگای کوردنشینی ئه‌م وڵاته‌دا هێمنی و هێورییه‌کی ڕێژه‌یی به‌دی کراوه‌ و ژێرخانه‌‌ ئابوورییه‌کان پشت ئه‌ستوور به‌سه‌رمایه‌ی ده‌ره‌کی خه‌ریکی بیچم گرتنن. دکتۆر عه‌بباسی وه‌لی، وێڕای داننان به‌ که‌موکوڕییه‌کانی کۆمه‌لگە و فه‌رهه‌نگی کوردستانی عێراق ده‌لێت: ده‌سه‌ڵاتدارانی هه‌رێمی فیدرالی کوردستان به‌م که‌موکوڕیانه‌ ده‌زانن و دانیان پێدا ده‌نێن. سه‌ره‌کیترین و گرنگترین گرفت یان بۆشایی له‌م ناوچه‌یه‌دا، نه‌بوونی هێز و کادیری پسپۆره‌، که‌ ئه‌مه‌ش خۆی له‌خۆیدا میراتی به‌ جێماوی سه‌رده‌می ده‌سه‌ڵاتدارێتی حکومه‌تی به‌عسه‌ له‌ عێراقدا.

دکتۆر عه‌بباس وه‌لی شرۆڤه‌کاری کێشه‌کانی عێراق، نه‌ ته‌نها پێی وایه‌ حکومه‌تی پێشووی عێراق به‌به‌ربه‌ست بووه‌ له‌به‌رده‌م پێشکه‌وتنه‌کان، به‌ڵکو پێی وایه‌ بۆته‌ هۆکاری وێرانکردنی شار و ناوچه‌ کوردنیشنه‌کان له‌م وڵاته‌دا. ئه‌و ده‌ڵێت "ئێستا کاربه‌ده‌ستانی حکومه‌تی کوردستان ده‌یانه‌وێت به‌خێرایی پێش بکه‌ون و بونیاد بنێن به‌ڵام گه‌شه‌سه‌ندنی خێرا، بێگومان له‌ ڕوانگه‌ی کۆمه‌ڵناسی، ئابووری، سیاسی و ته‌نانه‌ت که‌لتووری و ده‌روونیش کۆمه‌ڵێک کێشه‌ به‌دوای خۆیدا دێنێت. چونکه‌ ئه‌م گه‌شه‌سه‌ندنه‌، تا ڕاده‌یه‌کی زۆر ده‌بێته‌ هۆکاری گۆڕینی پێگه‌."

به‌بۆچوونی پسپۆڕان و چاودێرانی کاروباری ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست، کوردستانی عێراق ئێستا له‌ دۆخی ڕاکێشانی سه‌رمایه‌و گه‌شه‌ی ئابووری دایه‌. پرۆژه‌کانی ئاوه‌دانکردنه‌وه‌، پرۆژه‌ پیشه‌یی و بازرگانییه‌کان له‌م ناوچه‌یه‌دا پێش ده‌که‌ون و هه‌موو ئه‌مانه‌ش نیشانه‌ی گه‌شه‌ی ئابوورین له‌کوردستانی عێراقدا.

به‌ڵام به‌ بۆچوونی دکتۆر وه‌لی، له‌گه‌ڵ گه‌شه‌سه‌ندنی ئابووری له‌م ناوچه‌یه‌دا، داهاتی مانگانه‌ زیاد ده‌بێت و له‌گه‌ڵیشیدا هه‌ڵئاوسان و کێشه‌ی تری کۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسیش دروست ده‌بن.

ئه‌و ده‌ڵێ به‌تایبه‌ت که‌ باری سه‌ره‌کیی ئه‌م گۆڕانکاریه‌ ئابوورییه‌، له‌سه‌رمایه‌گوزاری هاورده‌ له‌وڵاتانی جیران وه‌ک تورکیا، ئێران و سوریاوه‌ سه‌رچاوه‌ ده‌گرێت و ئابووری ئه‌م وڵاتانه‌ش خراپه‌ و باش نییه‌. به‌وته‌ی دکتۆر وه‌لی ده‌رئه‌نجام ئه‌وه‌ ده‌بێت که‌ هه‌ڵئاوسانی وڵاتانی وه‌ک ئێران، تورکیا و سوریاش وێڕای به‌رنامه‌ی پێشکه‌وتن له‌م ناوچانه‌وه‌، دێته‌ ناو کوردستانی عێراقه‌وه‌.

سه‌رۆکی زانکۆ نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر، باسی چه‌ند هۆکارێکی تریش کرد که‌ په‌یوه‌ندییان هه‌یه‌ به‌ لاوازبوونی گه‌شه‌ی ئابووری له‌ کوردستان، وه‌ک بوونی تاکه‌ سه‌رچاوه‌ی داهات له‌حکومه‌تی کوردستاندا واته‌ نه‌وت که‌ له‌کۆی گشتی عێراق ١٣%ی به‌ر ده‌که‌وێت و بڕیاره‌ ئه‌م بڕه‌ ببێته‌ ١٧%.

له‌گه‌ڵ ئه‌مه‌شدا دکتۆر عه‌بباس وه‌لی، هیوای به‌ئاسۆی پێشکه‌وتنی ئابووری و سیاسی له‌کوردستانی عێراق هه‌یه‌ و ده‌ڵێت "له‌چوارچێوه‌ی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاستدا، ئێستا ئازادییه‌کی به‌رچاو لێره‌ به‌دی ده‌کرێت. له‌وانه‌یه‌ یه‌کێک له‌هۆکاره‌کانیشی ئه‌وه‌ بێت که‌ ئایین هێشتاش لێره‌ شتێکی شه‌خسییه‌ و نه‌بۆته‌ ئایدیۆلۆژیا. کۆمه‌ڵگە له‌بنه‌ڕه‌ته‌وه‌ عیلمانییه‌ و حکومه‌تیش هه‌وڵ ده‌دات پشتگیریی له‌م هه‌لومه‌رجه‌ بکات".

پتانسیه‌لێکی دوولایه‌نه‌: سه‌قامگیریی و گه‌شه‌ یاخود نائارامی و جه‌نگ

هه‌ندێک له‌پسپۆڕان پێیان وایه‌ "کوردستانی عێراق ئێستا دوو پتانسیه‌لی هه‌یه‌: پتانسیه‌لێک بۆ پێشکه‌وتن و بنیادنانه‌وه‌ و چه‌سپاندنی دیموکراسی و ئه‌ویتریشیان پتانسیه‌لێک بۆ نانه‌وه‌ی ئاژاوه‌و نائارامی که‌ ئه‌مه‌یان له‌هه‌ڕه‌شه‌ی جیرانه‌کانه‌وه‌ سه‌رچاوه‌ ده‌گرێت"

سه‌باره‌ت به‌راده‌ی ئومێدی به‌هه‌لومه‌رجی ئێستا، متمانه‌ی به‌مانه‌وه‌ و کاریگه‌رییه‌کانی زانکۆ پرسیار له‌دکتۆر عه‌بباس وه‌لی ده‌که‌م که‌ ئێستا سه‌رۆکایه‌تی زانکۆکه‌ی به‌ئه‌ستۆوه‌یه‌.

ئه‌و ده‌ڵێ: ئه‌گه‌رچی له‌قۆناغێکی زه‌مه‌نی کورتخایه‌ندا، هیوایه‌ک نییه‌ بۆ سه‌قامگیریی بارودۆخی عێراق له‌به‌غدا، به‌ڵام حکومه‌تی فیدراڵی کوردستان له‌توانای دایه‌ کاروباره‌کان بگرێته‌ ده‌ست، هه‌روه‌ها بوونی ئێمه‌ لێره‌ په‌یوه‌ندیی به‌بوونی زانکۆیه‌ک و ناوه‌ندێکی ئه‌کادیمی و که‌لتوورییه‌وه‌ هه‌یه‌.

ئه‌و له‌درێژه‌دا ده‌ڵێت "راسته‌ زانکۆکانیش له‌بۆشایی دانین و له‌چوارچێوه‌ی سیاسه‌تی ئێستادا پێویسته‌ درێژه‌ به‌بوونی خۆیان بده‌ن، واته‌ هه‌لومه‌رجی به‌رده‌وامیی کاره‌کانمان له‌کوردستانی عێراق، په‌یوه‌ندیی به‌بارودۆخی سیاسییه‌وه‌ هه‌یه‌".

به‌وته‌ی دکتۆر وه‌لی، "کاری سه‌ره‌کیی ئه‌وه‌یه‌ ئه‌م حکومه‌ته‌ له‌چوارچێوه‌ی عێراقی فیدراڵ و دیموکراتیک، به‌شێوه‌یه‌کی فیدراڵی هه‌رێمی بمێنێته‌وه‌. له‌م حاڵه‌ته‌دا ئێمه‌ش ده‌مێنینه‌وه‌. به‌ڵام ئه‌گه‌ر به‌سه‌رنجدان به‌ هه‌ڕه‌شه‌ی وڵاتانی جیران یان گرووپه‌ جیاوازه‌کان له‌به‌غدا، بارودۆخی سه‌قامگیری کوردستان، بگۆڕدرێ بێگومان زانکۆش نامێنێته‌وه‌. به‌ڵام به‌بۆچوونی من له‌هه‌لومه‌رجی ئێستادا، ئه‌مجۆره‌ هه‌ڕه‌شانه‌، دوورن له‌ ڕاستییه‌وه‌".

ناوبراو له‌ درێژه‌دا ته‌نانه‌ت ئه‌گه‌ری هێرشی سه‌ربازی جیرانه‌کانی کوردستانی عێراقیش دێنێته‌ ئاراوه‌، به‌ڵام ده‌ڵێت "له‌وانه‌یه‌ له‌کورتخایه‌ندا، کاروباری کوردستانی عێراق ئاڵۆز بێت به‌ڵام پێموانییه‌ هیچکام له‌ ده‌وڵه‌تانی هاوسێ، توانایی ئابووری و سه‌ربازیی پێویستیان هه‌بێت که‌ له‌درێژخایه‌ندا کوردستان بخه‌نه‌ ژێڕ ڕکێفی خۆیانه‌وه‌"

سه‌رۆکی زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر ده‌ڵێ که‌ به‌سه‌رنجدان به‌کۆلێژه‌که‌ی (زانستی سیاسی و په‌یوه‌ندییه‌ نێونه‌ته‌وه‌ییه‌کان) ئێستا هیچ ڕۆڵێکی نییه‌ وه‌ک ڕاوێژکاری سیاسی له‌حکومه‌تی فیدراڵی کوردستانی عێراقدا به‌ڵام چونکه‌ زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر، له‌لایه‌ن حکومه‌تی کوردستانه‌وه‌ پشتگیریی لێده‌کرێت، کاربه‌ده‌ستانی ئه‌م ناوچه‌یه‌ی عێراق له‌توێژینه‌وه‌ و ده‌سکه‌وتی ڕاهێنان و زانستی ئه‌م زانکۆیه‌ سوودمه‌ند ده‌بن.

خوێندن له‌زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر

ئه‌و زانکۆیه‌ی دکتۆر عه‌بباس وه‌لی سه‌رۆکایه‌تی ده‌کات به‌ ئایدیا و پشتیوانی حکومه‌تی کوردستان دامه‌زراوه‌ "که‌واته‌ چونکه‌ ده‌وڵه‌تییه‌، خوێندن له‌م زانکۆیه‌دا به‌خۆڕاییه‌ به‌ڵام تاقیکردنه‌وه‌ی هاتنه‌ ناوه‌وه‌ی هه‌یه‌".

به‌وته‌ی عه‌بباس وه‌لی، تاقیکردنه‌وه‌ی هاتنه‌ناو زانکۆ به‌زمانی ئینگلیزییه‌ و گرنگی ده‌درێته‌ ستانداره‌ بریتانییه‌کان که‌ به‌سه‌ر ئه‌م ده‌زگایه‌دا زاڵن "تاقیکردنه‌وه‌ی هاتنه‌ناو زانکۆ له‌ئاستێکی باڵادا به‌ڕێوه‌ ده‌چێت. بۆ نمونه‌ له‌ساڵی یه‌که‌می چالاکیی زانکۆدا زیاتر له‌ چل هه‌زار که‌س له‌کۆلێژی جیاجیادا ناوی خۆیان نووسی، به‌ڵام ته‌نها نزیکه‌ی ٣٠٠ که‌س په‌سند کران"

ئه‌گه‌رچی هه‌ر له‌کۆنه‌وه‌ زانکۆی هه‌ولێر (به‌چه‌ندین کۆلێژی جۆراوجۆره‌وه‌) له‌م شاره‌دا چالاکیی هه‌بوه‌ به‌ڵام عه‌بباس وه‌لی ده‌ڵێت ئه‌و هۆکاره‌ی وایکرد تا کاربه‌ده‌ستانی حکومه‌تی کوردستانی عێراق ناچار بن له‌پێناو مۆدێرنیزه‌کردنی ناوچه‌که‌، زانکۆیه‌کی تازه‌ بکه‌نه‌وه‌، "ئه‌وه‌ بوو که‌ خوێندن له‌م زانکۆیه‌ له‌سه‌ر بنه‌مای میتۆده‌ مۆدێرنه‌کانه‌".

سه‌رۆکایه‌تی زانکۆ هه‌ولێر

ئه‌م مامۆستایه‌ی زانکۆ، هۆکاری خوێندن به‌زمانی ئینگلیزی له‌م زانکۆیه‌ ده‌گه‌ڕێنێته‌وه‌ بۆ "لاوازبوونی زمانه‌ ڕۆژهه‌ڵاتییه‌کان وه‌ک عه‌ره‌بی، فارسی، تورکی و کوردی بۆ ده‌ربڕینی چه‌مکی مۆدێرنی سیاسی و کۆمه‌ڵایه‌تی".

به‌بۆچوونی دکتۆر وه‌لی، "سه‌رچاوه‌ و ژێده‌ره‌ ده‌رسییه‌کان به‌تایبه‌ت بۆ کۆلێژه‌کانی زانستی سیاسی، ئابووری و کۆمه‌ڵایه‌تی له‌زمانه‌کانی ئه‌م ناوچه‌یه‌دا زۆر لاوازن".

ناوبراو، پێی وایه‌ هیچ فاکته‌رێک جگه‌ له‌تاقیکردنه‌وه‌ی هاتنه‌ ناو زانکۆ کار ناکه‌نه‌ سه‌ر وه‌رگرتنی خوێندکار، "ئێمه‌ له‌سه‌ر بنه‌مای ئه‌تنیک، نه‌ته‌وه‌ و ڕه‌گه‌ز یاخود له‌سه‌ر بنه‌مای جێنده‌ر و ته‌مه‌ن خوێندکار وه‌رناگرین، بۆیه‌ش ئێستا خوێندکارانی ئێران، تورکیا و سوریاشمان هه‌یه‌. هه‌روه‌ها ئه‌و خوێندکاره‌ عه‌ره‌بانه‌ی له‌باشووری عێراقه‌وه‌ هاتوون."

دکتۆر عه‌بباس وه‌لی، پێی وایه‌ یه‌کێک له‌گرنگترین کێشه‌کانی خۆی و هاوکارانی بۆ دامه‌زراندنی ئه‌م زانکۆیه‌ دۆزینه‌وه‌ی مامۆستای به‌ئه‌زموون و زاڵه‌ به‌سه‌ر زمانی ئینگلیزی له‌وڵاتانی تر و هه‌روه‌ها ڕازیکردنیان به‌وه‌ی له‌کوردستانی عێراق بمێننه‌وه‌ "چونکه‌ پێوانی کاری ئێمه‌ ڕۆژئاواییه‌ ده‌بوایه‌ مامۆستاکان له‌وڵاتانی ڕۆژئاواوه‌ بهاتایه‌ن. بۆ نمونه‌ سه‌رۆکی کۆلیژی کۆمه‌ڵناسی له‌زانکۆی سیدنییه‌وه‌ هاتوه‌ یا مامۆستاکانی تر له‌سوید، ئه‌مریکا و به‌ریتانیاوه‌ هاتوون".

له‌ زانکۆی نێوده‌وڵه‌تی هه‌ولێر، شه‌ش کۆلێژ له‌قۆناغی کارناسیدا ده‌خوێندرێن: زانستی سیاسی و په‌یوه‌ندییه‌ نێونه‌ته‌وه‌ییه‌کان، ئابووری، بازرگانی و به‌ڕێوه‌به‌رایه‌تی، کۆمه‌ڵناسی، مێژوو و ته‌کنۆلۆژی زانیاریی.

به‌وته‌ی دکتۆر عه‌بباس وه‌لی، بڕیار دراوه‌ له‌داهاتوویه‌کی نزیکدا دوو کۆلێژی تریش به‌م کۆلێژانه‌وه‌ زیاد بکرێن: ڕاهێنانی مامۆستای ئینگلیزی بۆ قوتابخانه‌کان و ته‌کنۆلۆژیای نه‌وت.

سه‌رچاوه‌: ڕادیۆ فه‌ردا